به نام قدرت مطلق الله

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تأیید نظر حل معما می‌کرد

 

همسفر آذر:


مصاحبات زیادی از تلویزیون و رادیو شنیده بودم ولی برای من این مصاحبه چنان شیرین و دلنشین بود  صداقت و عشق واقعی ایشان و کلمه به کلمه صحبت ایشان درست و بی نقص و خالی از ریا بود. واقعا شخصی که بتواند کمکی هر چند کوچک به شخصی داشته باشد چقدر بازتاب در شبکه های مجازی و واقعی دارد حال این که چنین شخصی در جهان اعتیاد، مهمترین و زیباترین نقش را  اجرا می‌کند و تمامی انسانهای در بند اعتیاد با شناخت ایشان پا به جهانی خواهند گذاشت که مملو از عشق ناب و محبت بی پایان خواهد بود.
من به شخصه با شناخت ایشان و کنگره پا به جهانی نهادم که آرزوی آن  هم محال بود و حال در این دریای بی کران غرق عشق و محبت و دانایی شده ام که در هیچ سرایی نمی‌یافتم و ایشان مانند مرواریدی در صدف می‌درخشند و گوهر کان و مکان را در اختیار بشریت قرار می‌دهند،ایشان مرا با بعد درونی خودم و یک معتاد آشنا کرد هر چند من خود در خانواده اعتیاد بودم ولی درک واقعی را ایشان به من آموختند و آموزش های ایشان و خانواده آنها برای کمک به درماندگان در این راه هم اکنون نسیب من شده است.
ممنون از زحمات بی وقفه ایشان در باب اعتیاد و جهان بینی که باعث باز سازی جسم و روان این افراد می‌شود و امیدوارم در رسیدن به اهداف خود پیشرفت روز افزون داشته باشند.

همسفر هاجر:

تاکنون مصاحبه‌های زیادی گوش‌داده‌ام ، ولی هرگز هیچ مصاحبه ایی را آن‌قدر صادقانه و دل‌نشین نیافتم. چراکه کلمه، کلمه از حرفهای ایشان بوی صداقت، صافی، پاکی و بی‌منتی می‌دهد. 

آقای مهندس در مصاحبه ی خود فرمودند: هیچ کس از صبح بیدار نمی شود و بگوید من از امروز می خواهم معتاد بشوم، هیچ کس این باور را ندارد و با این نیت دست به مواد نمی زند. همیشه افراد بر این باور هستند که ما مواد را تفننی مصرف می کنیم و یا اینکه می گویند من یک فرد تحصیل کرده و یا ورزشکار هستم و امکان ندارد که من مصرف کننده بشوم، اینجا نقطه ای است که انسان وارد اعتیاد می شود و این مرحله نامزدی اعتیاد نام دارد.
شاید در ابتدای مرحله نامزدی، مواد به انسان انرژی بسیاری بدهد ولی با گذشت زمان ذره ذره مواد مخدر بیرونی مثل تریاک، شیشه، هروئین جایگزین مواد درونی بدن می شوند تا جایی که مخدر های درونی صفر می شوند و ما ناگزیر هستیم برای زندگی کردن از مخدر های بیرونی استفاده کنیم. پس اعتیاد یعنی جایگزینی مواد مخدر بیرونی با مواد مخدر درونی بدن. زمانی که انسان مصرف کننده می شود همه چیز اعم از کار و سرمایه و اعتبارش به تحلیل می رود؛ چون زمانی که همه خواب هستند او بیدار است، زمانی که همه بیدارند او خواب است، وقتی یک جنسی را می فروشند او می خرد، وقتی همه یک جنسی را می خرند او می فروشد و همیشه معکوس عمل می کند به همین دلیل تفکر و تعقل کافی پشت کار نیست و انسان در تعادل روحی و روانی کامل قرار ندارد بنابراین با تصمیمات غلطی که می گیرد آرام آرام هر چه سرمایه دارد را به مرحله نابودی می کشد.
خوبی اعتیاد این است که همه را به یک چشم نگاه می کند؛ خواه پزشک باشد، خواه مهندس و خواه یک فرد بی سوادی باشد برایش فرقی نمی کند.
در بین افرادی ته معتاد هستند ۹۹ درصدشان با تمام وجود خواستار این هستند که از دنیای اعتیاد خارج بشوند، خود من به شخصه ۱۲ سال بود که می خواستم از اعتیاد خارج بشوم و چندین مرتبه هم دست به ترک زدم ولی موفق نمی شدم چون راهش را بلد نبودم اما با کشف متد dst اعتیاد درمان شد.
آقای مهندس اعتیاد را به سرما تشبیه کردند زیرا همان طور که انسان در سرما از شدت سردی از عقل فرمان نمی گیرد، در اعتیاد هم فرد از عقل فرمان نمی گیرد بلکه مواد به او فرمان می دهند. 
ایشان تمام نکات و نقاط کور اعتیاد را در "کتاب ۶۰ درجه زیر صفر" مطرح کردند و قابل استفاده برای تمام افشار جامعه است.
اعتیاد یک بیماری مزمن و قابل درمان و پس رونده است، به اعتقاد آقای مهندس اعتیاد به هر نوع ماده مخدر و در هر مقطعی باشد ۱۰۰درصد قابل درمان است.
افراد مصرف کننده وقتی وارد کنگره ۶۰ می شوند تمام اعضا ی کنگره بدون هیچ چشم داشتی به آن کمک می کنند تا او به درمان برسد، بنابراین وقتی به درمان رسید آن هم تصمیم می گیرد به دیگران کمک کند "دیگران کاشتند و ما خوردیم ما هم می کاریم تا دیگران بخورند" و این یعنی عشق بلا عوض و سراسر محبت.
آقای مهندس فرمودند: ما تولید کننده علم شاید در سطح جهان هستیم و حتی کشور آمریکا هم از برنامه های ما الگو برداری می کند.
به امید روزی که کنگره ۶۰ جهانی بشود.