به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان سپیده هستم همسفر؛


بسیار خوشحالم که در خدمت شما عزیزان  هستم اما از این‌‌که خانم فاطمه امروز در کنار ما نیستند ناراحت هستم. امروز ایشان به دلیل بیماری نتوانستند در کنار ما باشند ان شالله که هر چه زودتر سلامتی خود را به دست آوردند و ما از نعمت حضورشان بهره‌مند باشیم.

امروز کمی در مورد دستور جلسه عمومی؛ کمک کنگره به من و کمک من به کنگره صحبت می‌کنیم و بعد هم در مورد سی‌دی لژیون مشارکت می‌کنیم.

 

 

مشارکت همسفر مرضیه:

من در این مدت کوتاهی که به کنگره آمده‌ام آموزش‌های بسیاری را فرا گرفته‌ام و بسیار خوشحال هستم که نبایدها را انجام نمی‌دهم قبلاً هر کاری از دستم بر می‌آمد برای همه انجام می‌دادم و با دخالت کردن آن کار را انجام می‌دادم اگر کسی پولی می‌خواست در شرایطی که خود نداشتم برای او تهیه می‌کردم  اما حالا خوشحال هستم متوجه اشتباهات خود شدم و آن‌ها را انجام نمی‌دهم حتی اگر شوهرم از من پول را به عنوان  قرض بخواهد،  به ایشان می‌گویم شما باید من را ساپورت کنید و من پول ندارم۰ زمانی‌که یک مشکلی در زندگی‌ام پیش می‌آمد پدرم را مقصر می‌دانستم  اما اکنون با گوش کردن به سی‌دی ها متوجه شدم که عیب از خود من بود و مقصر  بودم زیرا بسیار خودخواه بودم پدرم درست می‌گفتند دیدگاه من  امروز به زندگی بسیار زیباتر شده است زیرا به اشتباهات خود پی برده‌ام.

 

 

 

مشارکت همسفر فاطمه:

من بسیار خوشحال هستم  که راه و مسیر کنگره برایم باز شد. من با حال بسیار خرابی وارد کنگره شدم  و امروز این حال خوش را مدیون کنگره هستم امیدوارم در برابر کمک‌هایی که کنگره به من کرده است  من نیز بتوانم به کنگره  کمک کنم. اوایل زمانی‌که سبد قانون یازدهم از مقابل من رد می‌شد حتی هزارتومان هم نداشتم که کمک کنم  و همیشه در دعاها می‌خواستم که به من توانایی این کار را بدهد تا هیچ موقع سبد از مقابل من خالی رد نشود. امیدوارم که بتوانم  آن چه در حد توانم هست به کنگره کمک کنم در برابر کمک‌هایی که تا کنون کنگره به من نموده است.

 

 

 

 مشارکت همسفر سپیده:

کمی راجع به کمک من به کنگره و کمک کنگره به من صحبت می کنم؛ آقای مهندس فرمودند: ما انسان‌های فراموش‌کاری هستیم در حال حاضر خود من سه سال است که به کنگره می آیم، اگر قبل و بعد از کنگره را  چه از لحاظ مالی چه از لحاظ معنوی با هم مقایسه کنم اصلا قابل قیاس نیست اما زمانی‌که در آن شرایط قرار می گیرم، فراموش می‌کنم که در گذشته چه بودم!  چرا؟ زیرا فراموش نمودم از کجا به کجا رسیده‌ام و همه‌ی این‌ها را  مدیون کنگره هستم. کنگره عشق، زندگی و آرامش را به من هدیه داد.
شاید بیرون از کنگره آموزش‌های زیادی وجود داشت اما دلایل آن وجود نداشت!
یکی از همسفران در مشارکت خود گفت:  ما در کنگره آموزش می‌گیریم اما یادمان می‌رود که آن حال خوش  به خاطر وجود کنگره هست و ما  باید تلاش کنیم فرمان بردار باشیم هر چیزی که راهنما می‌گوید گوش دهیم.  آقای مهندس اولین کسی بودند که مسیر را برای ما نمایان کردند و ما با فرمان‌برداری از ایشان به حال خوش می‌رسیم اگر کسی نمی خواهد به خال خوش برسد خوب سی‌دی ننویسد.  قول خانم فاطمه عزیز  همیشه می گویند:  آموزش گرفتن  سخت است، سی دی نوشتن سخت است اما مهم این هست که آیا  من می‌خواهم به  حال خوش برسم یا خیر؟ بنابراین خواسته درونی من بسیار اهمیت دارد    آیا باری به هر جهت هستم، آیا بر سر  مسافرم  منت می‌گذارم؟  اما اگر خواسته من رسیدن به حال خوش است باید حرکت کنم، باید آن سختی ها را بکشم تا به آن آرامش برسم تا وقتی که سختی نکشم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. 
هر کدام از ما بچه داریم، مسافر داریم، پدر و مادر داریم باید سختی را تحمل کنیم تا روز دوشنبه به کنگره  بیاییم و همه این‌ها با  سختی همراه  است۰ ما برای چه باید سختی‌ها را تحمل  کنیم؟  برای آن حال خوش و آرامش و برای این که من روی زمین قرار گرفته‌ام  که  آموزش ببینم، اصلاً ما برای چه  روی کره‌ی زمین آمده‌ایم؟ اول برای آموزش گرفتن و بعد خدمت کردن 
اما پیمانی که به این خاطر با خداوند بسته‌ایم را به دست فراموشی سپرده‌ایم. کنگره به من یاد داد که سپیده شما برای چه آمده‌ای؟ برای این‌که به حال خوش برسم برای این‌که خود را به نفس مطمئنه نزدیک تر بکنم. ما همه در کنگره از نفس اماره‌مان گذشتیم و به نفس لوامه رسیده‌ایم اما همین طور که در کتاب هم گفته شده نفس لوامه مرتبه دارد
 آیا نفس اماره من به لوامه نزدیک‌تر است یا روز به روز به سمت نفس مطمئنه حرکت می کند؟  هر چه قدر این آموزش‌ها را عملی کنیم ما به  نفس مطمئنه نزدیک‌تر خواهیم شد. و باعث می‌شود که زودتر به تکامل برسیم و کمتر در بعد زمین تردد کنیم. 

 

 

 

مشارکت همسفر مرضیه:

 

در سی‌دی ساختن قالب 
آقای مهندس فرمودند: محبت مانند باران است اگر فراوان ببارد سیل راه می‌افتد اگر کم ببارد خشکسالی می شود، باید در حد تعادل باشد که آبادانی داشته باشد۰ محبت هم همین‌طور است روی حیوانات و گیاهان و حتی روی جامدات هم اثر می‌گذارد۰ آقای مهندس فرمودند: من وقتی می‌خواستم کنگره را تاسیس کنم به خاطر این نبود معتاد ترک بدهم هدف من انسان سازی بود.
  


و در ادامه خانم سپیده پرسیدند:

زمانی‌که یک مسافر به سفر دوم می‌رسد امکان دارد گریز بزند، یک همسفر هم می‌تواند در سفر دوم گریز بزند؟ 

 

 

 

سلام دوستان نرگس هستم همسفر:

 

به نظر من گریز زدن به انجام آموزش‌هایی که تاکنون گرفته ‌ایم اما عملی نمی‌کنیم بر‌می‌گردد. امروز من برای آمدن به شعبه آماده شده بودم که یک اتفاق ناگهانی رخ داد و پسرم یک خرابکاری انجام داد و من در آن لحظه بسیار عصبانی شده بودم یک لحظه با خود فکر کردم که مدت سه سال است که به کنگره می‌آیم اما این‌طور که نشان می‌‌داد هیچ آموزشی نگرفته بودم! چون عصبی شدم و کلا به‌هم ریختم و سر پسرم فریاد زدم  اما بلافاصله پشیمان شدم با تلنگر مسافرم به خود آمدم، با خود گفتم حالا ایشان مرا سرزنش می‌کنند و می‌گویند تو این چند سال بیهوده به کنگره می‌رفتی! و این چه شال خدمتی است که گرفته‌ای؟ و دقیقا این حس گریز و برگشت به سفر اول به من دست داد.


 

 

 

مشارکت همسفر آرزو:


امکان گریز هم برای مسافر و هم برای همسفر وجود دارد و گریز زدن مربوط به مسافر و چند سی‌سی بیشتر مصرف کردن داروی oT  نمی‌شود. گاهی یک همسفر در مسیر سفر خود بارها و بارها گریز می‌زند، زمانی که از راهنمای خود فرمانبرداری نمی‌کند و با بهانه‌ها و توجیهات گوناگون رفع تکلیف می‌کند این یک نوع گریز زدن است. راهنما و رهجو یک رابطه دو طرفه است اگر من مسولیت رهجو بودن و فرمانبردار بودن خود را به درستی انجام ندهم در واقع گریز میزنم مانند همان مسافری که به خیال خود برای بهبود شرایط داروی بیشتری مصرف ‌می‌کند و او هم  دلایل خود را دارد. سی‌دی ننوشتن و مشارکت نکردن و انجام کارهای که به ما ارتباطی ندارد نوعی گریز زدن است زیرا با خود فکر می‌کنم این‌گونه بهتر و زودتر به نتیجه می‌رسم و در واقع شرک می‌ورزم.

 

 

 

مشارکت همسفر هاجر:

 

 

گاهی اوقات برای من هم اتفاق افتاده  با وجود آموزش‌ها دچار منیت شوم و خود را بالاتر ببینم و برای دیگران معلم شوم بنابراین اگر آن منیت و ضدارزش ها را کنترل نکنیم باز برگشت خواهیم کرد. اگر در نوشتن سی‌دی تعلل کنم و ده دقیقه ،بیست دقیقه بنویسم این هم نوعی گریز زدن است.  من در سفر اول در لژیون خانم ریحانه این کار را انجام می‌دادم و از سایت یک خلاصه‌ای از سی‌دی را می‌نوشتم و با صوت ارتباط برقرار نمی‌کردم به خاطر همین هیچ چیز متوجه نمی‌شدم، اما  واو‌به‌واو نوشتن سی‌دی ها به من بسیار کمک کرد و حتی با مطالعه سی‌دی های دوسال پیش تمام مطالب را متوجه می‌شوم.


 

 

مشارکت همسفر مژگان:

 

مسافر من حدود دوماه این که به کنگره می‌آید اما من چند جلسه است که با این مکان آشنا شده‌ام در این مدت حس و حال مان بهتر شده است.

 

 

 

مشارکت همسفر نسرین:


من قبل از رهایی چهل سی‌دی دائما از مسافرم ایراد می‌گرفتم و ایشان را بسیار اذیت می‌کردم و با خود می‌گفتم ابتدا او باید رها شود و امروز  از این بابت بسیار پشیمان هستم و از زمانی که رهایی چهل سی‌دی را دریافت نمودم با خود عهد بستم که کاری به مسافرم نداشته باشم و به دنبال آموزش خود باشم. ایشان هم بسیار تلاش می‌کنند تا گذشته را جبران کنند. زمانی که مشکلی برایم پیش می‌آید و یا می‌خواهم به ایشان تذکر بدهم به یاد عهدی که با خود بسته‌ام می‌افتم و از این کار دوری می‌کنم.

 

 

 

مشارکت همسفر سپیده:

 

سوالی که مطرح شد این بود؛ ما  رهایی چهل سی دی را در صور ظاهر دریافت نمودیم و وارد سفر دوم شدیم، اما خود به این‌که آیا سفر دومی هستیم یا نه بیشتر آگاهی داریم. خانم نرگس به نکته بسیار جالب اشاره کردند؛ ما زمانی‌که عصبانی می‌شویم، به دوران قبل از کنگره برگشت می‌کنیم و تشخیص این قضیه کار بسیار آسانی است. بنابراین، همه چیز در صور ظاهر نیست و صور پنهان نیز مهم می‌باشد، باید صور ظاهر و صور پنهان با هم منطبق باشند آن موقع رشد و پیشرفت ما حاصل می‌گردد، اگر من سی‌دی ها را بنویسم، اما به آن‌ها عمل نکنم مانند: این است که  دانایی من رشد کرده است، اما به دانایی مؤثر تبدیل نشده است یعنی من در صور پنهان هیچ حرکتی نمی‌کنم و این باعث می‌شود کم کم به دوران جهالت برگشت کنم. در سی‌دی ساختن قالب نیز بسیار زیبا صحبت شد. ما به کنگره آمده‌ایم که انسان بسازیم. فرمودند: زمانی‌که سخن از انسان سازی به میان می‌آید ارزش آن حتی از  ساخت طلا بالاتر می‌رود، زیرا این انسان خود به قالبی تبدیل می‌شود و باز همین انسان با قالب خود انسان‌های دیگر را می‌سازد. بنابراین اهمیت این موضوع بسیار بالا است و باید قالبی که ساخته می‌شود بسیار محکم باشد نه تنها در کنگره بلکه در کل زندگی باید این اصل رعایت شود.  یکی از بزرگان کنگره می‌گفتند: فرزندان ما؛ آن چیزی که می‌خواهیم نمی‌شوند، چیزی که ما هستیم همان می‌شوند!  یعنی چه؟ یعنی این‌که من الگوی فرزندم هستم و او آینه من است بنابراین نباید توقع چیز دیگری را داشته باشم، اگر رفتاری انجام می‌دهد حتماً آن را در من یا در پدرش یا در اطرافیان دیده است و دقیقا قالب ما را به خود گرفته است. کنگره نیز به ما می‌گوید؛ سعی کنید قالب محکمی باشید زیرا از شما الگو برداری می‌شود همچنین در جزوه راهنما و راهنمایی نیز به این موضوع اشاره شده است و رهجو کاملاً مانند راهنمای خود برخورد می‌کند چرا؟ زیرا راهنما یک قالب است و رهجو دقیقا از کارهای راهنما الگوی داری می‌کند بنابراین بسیار مهم است که ما تمام تلاش خود را به کار ببندیم تا به بهترین قالب تبدیل شویم و از خود یک شجره طیبه به یادگار بگذاریم.  برنامه‌ای در ایام ماه مبارک رمضان  در تلویزیون پخش می‌شود تحت عنوان "زندگی پس از زندگی" پسر جوانی که پدرش فوت کرده بود می‌گفت من هر کاری خیری را به نیت پدرم انجام می‌دهم و به واسطه همین کارهای خیر در خواب می‌بینم که  پدرم حال خوبی دارد آن مرد در این دنیا شجره طیبه ای از خود به یادگار گذاشته بود بنابراین فرزندان ما نیز  از ما الگوبرداری می‌کنند و ما باید قالب خود را با تزکیه و پالایش اصلاح و بازسازی کنیم یعنی با پرهیز از غیبت، تهمت، تجسس و تمامی ضد ارزش‌ها و حرکت به سمت ارزش‌ها از خود قالب محکمی بسازیم. ما هر کدام مهندس ساختمان جسم خود هستیم اما جنس قالب ما را چه چیزی تعیین می‌کند؟  نفس جنس قالب ما را تعیین می‌کند. آیا نفس من به دنبال خدمت، عشق، کمک به دیگران، حال خوش می‌گردد؟
 خانم ناهید در مشارکت خود گفتند: نیروهای منفی دنبال اطلاعات هستند یعنی زمانی که به دیگران می‌رسیم از آن‌ها می‌پرسیم چه خبر؟ یعنی به دنبال جمع کردن اطلاعاتی هستین که تنها به درد نیروهای منفی می‌خورد و با کسب این اطلاعات دروازه ورود به کارهای ضد ارزشی از جمله: غیبت، قضاوت و... برای ما باز می‌شود و قالب ما تَرک بر‌می‌دارد و خراب می‌شود. من باید قالب خود را طوری بسازم، که در برابر سختی‌ها و مشکلات مقاوم باشم نه این که با کوچکترین مشکلی سریع جبهه بگیرم  و از خود بپرسم چرا من؟  اگر دیدگاه من درست باشد به این فکر می‌کنم که شاید این مشکل سر راه من قرار گرفته تا به واسطه آن به روشنایی برسم. یک عکسی در فضای مجازی بود که آقایی می‌خواست عروسک دختر بچه را بگیرد و به او چیز دیگری بدهد اما آن دختر حاضر نبود چنین کاری را بکند در تصویر، پشت مرد یک عروسک بزرگترین وجود داشت این تصویر به ما می‌گوید گاهی اوقات باید از چیزهای کوچک جدا شویم تا چیزهای بزرگ و با ارزش به ما داده شود باید از خیلی چیزها عبور کنیم و ببخشیم تا به ما چیزهای بهتری داده شود اما انسان به دلیل عدم آگاهی از مسائل دائما در حال ناله کردن است، اگر خداوند چیزی را از ما بگیرد، ناراحت می‌شویم و به دنبال چرایی ماجرا می‌گردیم و مانند آن دختر کوچک نمی‌دانیم که قرار است چیز بهتری به ما داده شود. روزی که هر کدام از ما متوجه اعتیاد مسافرمان شدیم بسیار ناراحت و در رنج و عذاب بودیم حتی زمانی که همسفران در تولدها می‌گفتند: بسیار خوشحالم که به واسطه اعتیاد مسافرم با کنگره آشنا شدم و ... من از صحبت آن‌ها ناراحت می‌شدم و با خود می‌گفتیم یعنی چه؟ کجای مصرف کننده بودن خوشحالی دارد؟ اما آن موقع به علت عدم آگاهی و درک این موضوع دیدگاه من این‌گونه بود اما اکنون با آموزش‌ها متوجه شدم که خداوند به واسطه این مشکل می‌خواسته چیز بهتری به من بدهد و کنگره ۶۰ را به عنوان جایزه به من داده است. آقای اشکذری روز پنجشنبه صحبت بسیار  خوبی داشتند، گفتند: ببینید چه کار خیری نزد خداوند کرده‌اید که این صندلی‌ها نصیب شما شده است، شاید یک تکه نانی جلوی یک سگ انداختید یا شاید کوچکترین کار خیری که در توان داشتید انجام داده‌اید که اکنون کنگره نصیب‌ شما  شده است و با آموزش‌های آن بتوانید به تکامل برسید و رفت و برگشت‌ها کمتر شود. خدا را شکر که کنگره هست و می‌توانیم آموزش بگیریم. 

 

 

 

مشارکت همسفر زهره: 

 

در سی دی ساختن قالب آقای مهندس در مورد محبت فرمودند:  محبت باید به اندازه باشد، یعنی نه کم باشد و نه زیاد، زیرا در هر دو صورت خرابی در پی خواهد داشت.  در مورد قالب گفتند: باید مستحکم باشد و حتی ممکن است قالب از طلا باشد اما به کاری نیاید. برداشت من این است که ما باید قالب خود را طوری بسازیم که در برابر مشکلات و سختی‌ها نشکند و مقاوم باشد.

 

 

 

مشارکت همسفر فاطمه: 

 

بحث وادی هفتم در مورد انتخاب راه بود، یعنی کسانی بودند که راه حل مشکل خودشان را پیدا نکردند و دست به خود کشی زدند چون راه غلط را انتخاب کردند. کسانی که دست به خودکشی می‌زنند ممکن است که در سلامت کامل و تعادل باشند، این افراد انسان‌های بی‌اراده‌ای نبودند اما فکر و ذهن و جسم‌شان در اثر انتخاب راه غلط کاملا از تعادل طبیعی خارج شده بودند. بسیاری از انسان‌ها وارد گروه‌های مختلف می‌شوند و تصور می‌کنند‌ که راه درستی را انتخاب کرده‌اند اما در حالی که  انتخاب آن‌ها موجب نابودی خودشان می‌شود اما زمانی متوجه این موضوع می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته است. بنابراین یافتن راه یکی از مهم‌ترین واصلی ترین مسئله‌ها می‌باشد. ما همیشه تصور می‌کنیم که بهترین را کوتاه‌ترین راه است و فکر می‌کنیم که هر بیماری یا هر مشکلی که داریم را می‌توانیم با روش های کوتاه و بی‌نتیجه به سرانجام  برسانیم، و از کسانی طلب می‌کنیم که خودشان مشکلات زیادی دارند، حالا چرا این‌گونه است‌؟ به خاطر این‌که قبل از  تعیین راه و مسیر،  شروع به حرکت می‌کنند و قبل از این که فکر کنند راه را انتخاب می‌کنند به خاطر  همین سر از بیراهه در می‌آورند، بنابراین یکی از مسائل مهم که ما باید در تمام سطوح یاد بگیریم این است که باید قبل از هر کاری نقشه را بررسی کنیم و در مورد آن  تحقیقات کامل را انجام بدهیم.


 

 

 

مشارکت همسفر ناهید:

 

در مورد سی‌دی نوسازی آقای مهندس فرمودند: هر انسانی در هر جایگاهی که قرار دارد، برای این‌که خودش را باز سازی کند و به صلح و آرامش برسد و کار‌ها را  سروسامان بدهد دو کار می‌تواند انجام دهد؛ یکی این‌که کارهای عقب  افتاده را به پایان برسانیم.  ما اگر کمی تفکر کنیم می‌بینیم که یک سری کارهای عقب مانده داریم که باید آنها را انجام بدهیم. آقای مهندس مثال ساعت را می‌زنند: اگر باطری ساعت از کار افتاده باشد، ما هر روز به آن ساعت نگاه می‌کنیم و باز فراموش  می‌کنیم که باید برای ساعت باطری بخریم واین تا چندین روز ادامه دارد و همین طور ذهن ما درگیر این ساعت است.  بنابراین ما باید برای پیش بردن کارهای روزمره ذهن خودمان را از این چیزها خالی کنیم و سعی کنیم کارهای عقب مانده را یکی یکی به اتمام برسانیم. نکته دیگر؛ در ساختن بنای کهنه ما باید تلاش کنیم، این روی هر مسئله‌ای به کار گرفته می‌شود. ما باید برای آباد کردن شهر وجودی خودمان از جسم خود شروع کنیم. جسم روان و جهان بینی هر سه باهم باید به تعادل برسند، نکته دیگر  در مورد تغذیه بود که ما باید  تغذیه سالم داشته باشیم و به غذاهایی‌ که استفاده می‌کنیم توجه داشته باشیم. غذای ما سالم باشد چون بدن ما احتیاج به یک سری املاح دارد و ما باید مانند قدیم غذاهایی مانند انواع خورش‌ها، آبگوشت، برنج و غذاهای بومی استفاده کنیم. نکته دیگر که برایم جالب بود، تفکر کردن بود که ما باید برای انجام هر کاری اول تفکر کنیم، وقتی یک نفر می‌آید و حرفی به ما می‌زند نباید ما سریع در موردش قضاوت کنیم و زود تصمیم بگیریم.

 

 

 

مشارکت همسفر اعظم:

 

در سی‌دی نوسازی آقای مهندس از مثلث حس و خواست و حرکت صحبت کردند و فرمودند: جسم و روان و جهان‌بینی در همه انسان‌ها باید به تعادل برسد و تعادل یعنی خوشبختی که بستگی به تعادل این سه ضلع دارد. جهان‌بینی به تنهایی کاری از پیش نمی‌برد و باید فیزیولوژی و جسم هم متعادل باشد همان‌طور که می‌دانیم جسم و جهان‌بینی روان انسان را می‌سازد. جهان‌بینی؛ شناخت مطلب درست از نادرست می‌باشد. زمانی که انسان به کاری مشغول باشد زمان زودتر می‌گذرد اما اگر بی‌کار باشد زمان کندتر طی می‌شود. فعالیت‌ها ما را در زندگی سالم و زنده و پویا نگه خواهد داشت. آغاز و پایان هر چیزی باید با تفکر باشد. رهجو با  مصرف دارو و آمدن به کنگره نمی‌تواند به نتیجه برسد بلکه باید کارهای دیگری نیز انجام دهد.

 

 

 

 

مشارکت همسفر مائده:

 

کار کنگره و خاصیت اصول آن ساختن قالب برای انسان‌ها است و حل مسئله اعتیاد بخش کوچکی از درمان مسافرانی است که خواهان رهایی از دام اعتیاد هستند و ساختن قالب در هر مسئله‌ای مهم‌ترین بخش آن است و هر قالبی باید مستحکم و اصولی ساخته شود. در کنگره کمک راهنمایان نقش قالب را بر عهده دارد و باعث می‌شوند رهجو خود را بشناسد. یک مسافر یا یک همسفر باید عزم راسخی برای رهایی داشته باشند و فقط گفتن این جمله که من عزم قوی دارم کافی نیست باید در عمل نمایان باشد.

 

 

 

مشارکت همسفر سپیده:

 

در سی دی نوسازی جناب مهندس به دو نکته اشاره کردند: یکی این‌که کارهای نیمه کاره را تمام کنیم و بهتر است برای خودمان بنویسیم و کار هایی که نتوانستیم انجام دهیم را مشخص کنیم، این کار به ما کمک می‌کند تا هدف خود را بیابیم. فرمان عقل به معنای انجام دادن کارهای بزرگ نیست و تنها عمل به کارهای کوچک و روزمره می‌باشد یعنی آن چیزی که عقل می‌گوید را اجرا کنم، بعضی افراد کلاس های گوناگون ثبت نام می‌کنند و مدرک می‌گیرند ولی هیچ یک از مهارت ها را دنبال نمی‌کنند زیرا هدف خود را گم کرده‌اند و به فرمان عقل نرسیده‌اند.

 

 

 

مشارکت همسفر آرزو:

 

 زمانی‌که شهرهای قدیمی و زلزله زده را از نظر می‌گذرانیم نیاز به بازسازی بسیاری دارند  را باید نوسازی کنند و  تا آباد شوند  ساختمان جسم ما نیز همین طور است، ما در کنگره آموختیم که برای درمان باید سه پارامتر  جهان بینی و روان و جسم را طی نمایند و این سه  مکمل یکدیگر می‌باشند.جهان بینی به معنای دانستن و آگاهی داشتن است، همه اطلاعات و دانستنی‌های دنیا به کار ما نمی‌آید و تنها اطلاعاتی که ما را به سمت و سوی آرامش و آسایش می‌رساند برای ما کاربرد دارند اطلاعات  کلاس‌های مدیتیشن و عرفانی نه تنها باعث آرامش ما نمی‌شوند بلکه روی روان و جهان‌بینی ما تاثیر منفی می‌گذارند؛ بنابراین نوع اطلاعاتی که ما کسب می‌کنیم بسیار مهم است، پیش از ورود به کنگره آگاهی درستی نداشتیم و به نوعی مریض بودیم چرا که درمان را در کنگره پیدا می‌کنیم. درمان به معنای رسیدن به تعادل و چیزی که موجب آرامش و آسایش ما می‌شود. پیش از کنگره با کوچکترین مشکل، ناامید می‌شدیم و راه حلی برای مشکل خود نداشتیم، اما اکنون در برابر بزرگترین مشکلات هم از خود ضعفی نشان نمی‌دهیم و با یاری گرفتن از آموزش‌های ناب کنگره مشکلات خود را حل خواهیم کرد. اجازه ورود افکار منفی را به ذهنم نمی‌دهیم و تکیه بر نیروی الهی می‌زنیم.

 

 

 

مشارکت همسفر سپیده:
 
لیستی از کار های عقب افتاده مان تهیه کنیم و کارهایی که به سمت حس‌های مثبت است را مشخص کنیم زیرا اکنون قوه تشخیص کار خوب از بد را داریم. مسئله دیگر این‌که بنای کهنه خود را نو کنیم که بنای کهنه خود ما هستیم جسم و جهان بینی ما است و خود من به شخصه علاقه‌ای به گذشته ندارم حس و حال خوبی از آن زمان ندارم و زندگی من در این چهار سال معنا  پیدا کرد زیرا پیش از ورود به کنگره از هر لحاظ آرامش نداشتیم.
زندگی من قبل از کنگره بد نبود و اصلا متوجه مصرف کننده بودن ایشان نبودم اما اصلا آرامش نداشتیم   
از نظر مالی، حال خوش آرامشی نداشتیم، اما زمانی که وارد کنگره شدیم با وجود تمام سختی‌‌هایی که این  مسیر در خود داشت اما ذره ذره حس‌هایی ما باز شدند و با تمرکز کردن بر روی آموزش‌های خود آن آرامش را دریافت نمودیم. تمام کارهایی که راهنما از ما می‌خواهد در انجام آن کوشا باشیم همان کارهایی است که روزی خود او انجام داده است و به حس و حال خوش رسیده است و می‌خواهد من نیز آن را تجربه کنم من باید پا جا پای او بگذارم تا به حال خوش برسم. اگر می‌گوید این سی دی را بنویس درون من این نیاز را دیده‌اند. بنای کهنه را نو کنیم و این مربوط به جسم نیز می‌شود ما همسفران داروی oT مصرف نمی‌کنیم  اما باید نسبت به خوراک و تغذیه خود اهمیت دهیم  مگر معده ما سطل زباله این که هر خوراک فاسد و بدرد نخوری را استفاده کنیم؟ من اگر سر سفره غذایی اضافه می‌آمد یا به مسافرم می‌دادم و یا خود مصرف می‌کردم تا مبادا اسراف شود و آقای مهندس دقیقا به این نکته اشاره کردند که شما حاضر هستید خودتان اضافه وزن بگیرید اما غذای اضافی را درون سطل آشغال نریزید!  یکی از آشنایان ما می‌گوید: هیکل هر مردی از دستپخت و رفتار همسرش مشخص می‌شود، اگر او چاق باشد نشان دهنده این است که غذاهای اضافی را به آن بنده خدا داده‌اند، اگر به خود بگویم که جسم من بسیار با ارزش تر است آن وقت  غذای اضافی را دور می‌ریزیم. اگر انسان کار و فعالیت کند زمان برایش به آسانی سپری می‌شود در سفر اول به ما می‌گویند: سی‌دی بنویسید و از نشریات استفاده کنید برای چه؟ به خاطر این‌که  با آموزش سر خود را گرم کنم تا زودتر زمان سپری شود و با این کار دیگر به مسافر خود کاری نداشته باشم و زمانی‌که به آموزش خود مشغول باشم دوربین خود را از روی مسافرم بر‌می‌دارم. در زمان سفر اول راهنمای بسیار عزیزم خانم راضیه یک روز کنار من نشستند و گفتند سپیده کی تهران برویم؟ من با خود گفتم تهران برای چه؟ ایشان گفتند برای رهایی؟ من گفتم خانم راضیه ما تازه سه ماه است که سفر خود را شروع کرده‌ایم و تا زمان رهایی زمان زیادی مانده است! اما بعد از مدتی بعد رهایی ما رسید و من متوجه نشده بودم به خاطر این‌ در سفر  اول فقط مشغول سی‌دی نوشتن بودم و زمان را به سرعت سپری کرده بودیم. در سی‌دی گره مسولیت آقای امین فرمودند: مسافر خود را رها کنید شاید زمان رهایی آن نرسیده باشد اما ما به زور آن‌ها را با خود همراه می‌کنیم و این باعث می‌شود که سفر کند اما گریز بزند چرا؟ شاید قرار است مسافر من ۲۰سال تاریکی‌ها را تجربه کند اما من مانع می‌شوم و می‌گویم باید زودتر خلاص شود نه به خاطر او بلکه به خاطر خودمان! برای این که حال ما خوب شود این کار را انجام می‌دهیم و نمی‌دانیم تا زمانی که آن ظلمت و تاریکی را تجربه نکند، درمان نخواهد شد،  با این کار ما یک فاصله و جای خالی و شکاف قرار داده‌ایم   خانم نسرین در مشارکت خود گفتند که زمانی‌که به خود پرداختند و مسافر خود را رها کردند حال بهتری داشتند. جمله‌ای هست که می‌گوید: حال خوش یک خانواده بستگی به حال همسر و مادر خانواده دارد. زمانی که حال من خوب نیست این حال بد به اطرافیان هم منتقل می‌شود شاید با زبان خود بسیار خوش صحبت و خوش بیان باشیم اما حس ما چیز دیگری می‌گوید حتی بچه ۴ساله من حس بد من را دریافت می‌کند ما باید مواظب حس و حال خود باشیم. خانم راضیه همیشه می‌گفتند مواظب خوبی هات باش، یعنی چه؟ یعنی مواظب  حس و حال خوب خودت باش اجازه  خراب شدن به آن نده.

 

 

همسفر نسرین: 

من کارهای عقب افتاده بسیاری دارم اما چیزی که ذهن من را به خود مشغول کرده است رانندگی است و در شرایطی که به آن احتیاج دارم نمی‌توانم بر ترس خود غلبه کنم و با گوش دادن به این سی‌دی این موضوع برایم حائز اهمیت شده نمی‌دانم که باید چه کار کنم؟

 

 

 

همسفر سپیده:

آقای امین می‌فرمایند: زمانی که ما درگیری ذهنی داشته باشیم برای نیروهای منفی  خوراک آماده می‌کنیم و آن‌ها اجازه فکر کردن به موضوعات جدید و تازه را به ما نمی‌دهند و ما را از انجام دادن کارهای ارزشی منع می‌کنند. 

ما یک ترس بازدارنده داریم که  نمی‌گذارد انسان  رشد پیدا کند و این دقیقا از همان نوع است و مانع پیشرفت شما می‌شود در جزوه جهان‌بینی به ما می‌گویند باید به دل ترس بزنیم و آن کار نیمه تمام را تمام کنیم.


همسفر مرضیه: 


آقای مهندس در این سی‌دی از عکس‌های قدیمی  خود صحبت کردن که حاضر به دیدن آن‌ها نیستند من هم به هیچ عنوان حاضر نیستم عکس‌های شب عروسی مان را ببینم و مسافرم چند روز پیش گفتند ۲سال است می‌خواهی این عکس‌ها را طاهر کنی پس چه شد؟ من نمی‌دانم چه احساسی مانع از این می‌شود شاید ترس، شاید منیت و من نسبت به آن روز حس خوبی ندارم و با یادآوری آن حتی گریه می‌کنم و ناراحت می‌شوم.


جلسه با دعای دوستان به پایان رسید.

 

 

تایپ گزارش؛  همسفر فاطمه ک، نسرین، فاطمه، آرزو


ویرایش؛ همسفر آرزو