عملکرد لژیون پانزدهم مورخ ۱۴۰۰/۰۷/۲۷
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان سپیده هستم یک همسفر
امیدوارم حال همگی شما خوب باشد و در پناه خداوند سالم و سلامت باشید و اوقات خوبی را در کنار خانواده محترم خود سپری کنید. از خانم فاطمه عزیز سپاسگزارم که اجازه دادند این خدمت پر انرژی را انجام دهم.
عزیزان، لطفاً ویس های مشارکت خود را در گروه قرار دهید.
مشارکت اعضای لژیون پیرامون سی دی گفتگو
مشارکت همسفر سپیده:
آقای مهندس در این سی دی مطلبی را از کتاب ۶۰ درجه می خوانند و می فرمایند: من دوستی دارم که تحصیل کرده است و مصرف کننده هم هست. با هم از حرکت در یخبندان صحبت می کردیم. او خیلی علاقه داشت که حرکت را آغاز نماید. او اعتقاد داشت که اعتیاد درمان ندارد. برای من که مهندس هستم و دوستم که پزشک حاذقی است این واقعیت که چقدر زمان طول کشید و با چه زحماتی تحصیل کردیم و حال که نوبت برداشت محصول است، تبدیل به انسانی شده ایم که مرتب از سر و کله اش عرق سرازیر می شود و در خیابان ممکن است سربازی جلوی ما را بگیرد، تنها یک مسئله لاینحل است و اگر این مسئله حل شود دیگر مسئله ای نمی ماند و آن اینکه در آینده اگر نئشه نباشم دیگر قادر به ادامه زندگی نیستم. پرسشی بود که خود نیز با آن درگیر بودم ولی فکر کنم با همین تجربه ای که هنوز هم کامل نشده بتوانم پاسخ بدهم. مسئله ای که همه مصرف کننده ها درگیر آن هستند و زمانی که خمار باشند انجام هیچ کاری برای آنها لذت بخش نیست.
مشارکت همسفر نسیبه:
جناب مهندس می فرمایند: خیلی از عزیزانی که مصرف کننده هستند بر این باورند که اگر مصرف نکنند، نمی توانند کاری انجام دهند. حال چه یک نوازنده باشند یا نویسنده و... حتی در مسائل زناشویی هم دچار مشکل می شوند. این ها همه به خاطر این است که قبل از روش Dst کسی به درمان واقعی نرسیده بود. در روش Dst جسم بازسازی میشود. ماده مخدری که در بیرون از بدنمان داریم در دورن بدن هم داریم ولی چون فرد مصرف کننده، مواد را از بیرون به بدن وارد کرده است، دیگر سیستمایکس او قادر به تولید مواد شبه افیونی نیست.
ما سه نوع ماشین داریم؛ یکی ماشینی که توسط انسان و حیوان ساخته میشود و اولین ماشینی که توسط انسان ساخته شد، چرخ بود.
دوم ماشینی است که توسط طبیعت ساخته میشود. کره زمین مانند یک ماشین قدرتمندی است. ساخت ماشین های طبیعت یک قانون کلی دارد و طبق همین قانون ساخته می شود که از ذره ای به نام بینگ بنگ آغاز می شود و شکافته می شود ولی انرژی های خود را از جهان های دیگر دریافت میکند. ذره بینگ بنگ که منفجر شد، اولین نقشه جهان فیزیکی ما بود و انرژی خود را از سایر جهان های دیگر گرفت. همانند یک بذر گردویی که می کاریم و نقشه در هسته گردو هست اما انرژی را از طبیعت، باد، خاک و نور خورشید می گیرد.
مشارکت همسفر آرزو:
در این قسمت از سی دی جناب مهندس میفرمایند: یک نوع ماشین توسط طبیعت ساخته می شود، نوع دیگر توسط انسان و حیوان و نوع سوم ماشینی است که توسط هر دوی این ها ساخته میشود.
برای مثال قتی که یک اسپرم و تخمک کنار هم قرار میگیرند، این عمل را خود طبیعت یا بدن انسان انجام می دهد و بعد از آن دست و پا و قلب تشکیل میشود. اما در مواقعی که افراد نمیتوانند باردار شوند، اسپرم و تخمک را در یک فضایی قرار میدهند که بتواند رشد کند، و این از طبیعت الهام گرفته شده است.
جسم انسان از آن دسته ماشین هایی است که خودش، خودش را باز سازی می کند، هیچ کسی نمیتواند به غیر از خودش آن را باز سازی کند. البته برای اینکه بدن بتواند این عمل را به خوبی انجام دهد به یک وسیله نیاز دارد، بدن ما سه قانون برای بازسازی خودش دارد: اولین آن مواد مناسب است؛ چیز های است که باید به بدن ما برسد.
بدن ما آنقدر پیچیده است که ما از آن چیز زیادی نمی دانیم. در هر دقیقه و ثانیه میلیون ها میلیون ماکروفایس ساخته میشود که این ها سرباز های بدن هستند و از بدن در برابر ورود بسیاری از میکروب ها جلو گیری میکنند.
مشارکت همسفر اعظم ع:
اگر ما مواد مناسب در اختیار جسم قرار ندهیم، نمیتواند خودش خودش را بازسازی کند. مثل یک گیاه که به نور خورشید و آب نیاز دارد و اگر آنها را در اختیار آن گیاه قرار ندهیم خشک میشود.
البته زمانی که ما آبی را در اختیار گیاه قرار میدهیم، تصور میکنیم که ما برای آن گیاه کاری انجام داده ایم در صورتی که آن گیاه خودش آب را می گیرد و به قسمت های مختلف می رساند و عملیات فتوسنتز را خودش انجام می دهد.
با آزمایش هایی که بر روی دی سپ انجام شده مشخص شده است که در آن پتاسیم، منیزیم آهن (که برای کم خونی هم خوب است) و بسیاری املاح دیگر موجود است و سیب تمام این املاح را از خاک می گیرد.
پتاسیم پوست را به عضلات می چسباند و اگر در بدن نباشد انسان دچار یبوست می شود. درخت یک ماشینی در طبیعت است که تمام کارهای خودش را انجام میدهد، بدن انسان هم به همین صورت است، باید مواد مناسب را با مقدار مناسب در زمان مناسب در اختیار آن قرار دهیم تا خودش کار خودش را انجام دهد.
و نکته دیگر در مورد جدول مندلیف است که دانشمندی بود که موادی مانند پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن، فسفر با الکترون های مشخص کشف کرد که این عناصر در بدن ما هم وجود دارد. اگر ما سبزیجات لازم را به بدن نرسانیم جسممان ترمیم نمی شود، یا آبی که باید روزانه شش یا هفت لیوان مصرف کنیم، استفاده نکنیم، دچار یبوست می شویم. ضمناً باید از غذاهای فریز شده استفاده نکنیم و آن ها را دور بریزیم.
مشارکت همسفر فاطمه :
آقای مهندس فرمودند: ما زمان مناسب و مواد مناسب را در نطر نگرفته ایم. وقتی جسم بیمار می شود، به داروی مناسب و زمان مناسب و مقدار مناسب احتیاج دارد. وظیفه یک پزشک تجویز داروی مناسب و مقدار مناسب است. جسم، بسیار عظیم است. خودش، خودش را میسازد. در اصل ما هیچ نیستیم. سیستم به صورت اتوماتیک کار خودش را انجام میدهد. نفس کشیدن، کار کردن کلیه و کارکردن قلب و... دست ما نیست و همه یک کارخانه عظیم است. اگر بخواهیم معادل سازی کنیم، کبد دقیقاً همانند یک زمین فوتبال است یا یک پالایشگاه! کار پزشک متخصص این است که برای ما داروی مناسب تحویز کند. برای بیماری ام اس هیچ راه درمانی نیست و تمامی روش ها فقط حالت نگه دارنده دارند که مانع پیشروی بیماری می شوند ولی درمان صورت نمی گیرد.
مشارکت همسفر نرگس:
آقای مهندس در این سی دی می فرمایند که اعتیاد در دانشگاههای آمریکا و حتی روسیه به صورت یک بیماری لاعلاج و پیشرونده است و هیچ درمانی ندارد و فقط برای آن نگهدارنده تجویز می کنند و پرهیز می کنند تا تحریک نشوند. مثلاً فویل را نبینند که بخواهند هروئین مصرف کنند.
ولی در کنگره ۶۰ درمان به صورت قطعی انجام می شود و یک داروی مناسب در زمان مناسب و مقدار معین در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد. داروی مناسب همان شربت تریاک است که تمام ترکیبات عالی را دارد و این برای خود من سوال بود که چرا از شربت تریاک استفاده می شود و بعد به این نتیجه رسیدم که به خاطر این است که تریاک تمام الکلوئیدهای بدن را دارد.
زمان مناسب هم همان یازده ماه است و اندازه مناسب هم پله هایی است که در آن تیپر انجام می شود و اندازه آن مشخص می گردد.
سیستم ایکس همان مخدرهای طبیعی بدن، غدد درون ریز و برون ریز، ناقل های عصبی هستند که با استفاده از شربت تریاک، این سیستم به حالت اولیه بر می گردد و اگر این سیستم تعادل پیدا کند، بسیاری از بیماری های صعب العلاج مثل سرطان هم بهبود پیدا می کند. آقای مهندس میفرمایند که من درمانکننده نیستم و فقط یک محقق و پژوهشگر هستم و تحقیقاتی را روی همین تئوری ایکس انجام می دهم. مثلاً در مورد سرطان سینه که روی موش های آزمایشگاهی امتحان کرده ام و در مورد چهار نوع سرطان خون مقاله داده ام.
در کنگره ۶۰، جسم را درک کرده اند و توانسته اند شرایط خوبی را برای آن فراهم کنند، به همین علت به درمان قطعی بیماری اعتیاد رسیده اند که در هیچ کجای دنیا به این درمان قطعی دست پیدا نکرده اند.
مشارکت همسفر زهره:
سیستم ایکس شامل ناقل های عصبی و تمام غدد درون ریز و برون ریز بدن و نوروترانسمیتور ها است. اگر دوپامین در بدن کم شود، شخص افسرده و اگر زیاد شود، دچار دیوانگی میشود. اگر سیستم x خوب کار کند، تعادل ایجاد می شود و در غیر این صورت موجب نابودی انسان می شود. تنها دارو برای سیستم x تریاک است. البته یک قسمت آن با افکار و اندیشه و یک قسمت با شربت تریاک و بخش دیگر هم با ورزش کردن به تعادل می رسد. اگر این موارد را رعایت کنیم، حالمان خوب و متعادل است.
مشارکت همسفر هاجر:
آقای مهندس میفرمایند: در روش های ترک مواد مخدر، سیستم جسم را بازسازی نمیکردند و همین امر باعث بیتعادلی میشد، ولی در کنگره ۶۰، با روش درمان Dst سیستم جسم بازسازی میشود و قدرت چندین برابری پیدا میکند. برای مثال ما سه نوع دینورفین در بدن داریم و اندروفینی که ده ها برابر مرفین قدرت دارد و همان خمری است که نشاط آور است.
به طور کلی ما نوع ماشین داریم که یکی به دست طبیعت ساخته می شود، یکی به دست انسان و حیوان و دیگری ما بین این دو حالت است. ماشینی که طبیعت درست میکند، خودش خودش را تعمیر میکند و سیستمی که ما بین این دو حالت است همانند درختی است که تنه آن را شکاف میدهند. به طور مثال درخت توت، تبدیل به شاتوت میشود.
انسان طبق سه پارامتر می تواند خودش را ترمیم کند: داروی مناسب، زمان مناسب و میزان مناسب. ما چیزی به نام درمان چاقی و لاغری نداریم و اسم این لژیون، لژیون لیدی جونز است و تغذیه سالم را به ما نشان میدهد و روش هایی برخلاف رژیم های غلط دارد. آقای مهندس در جواب سوال دوستشان میفرمایند: ما مصرف کننده ها، فقط از نوشیدنیها آب پرتقال را خورده ایم و تصور می کنیم گواراتر از آب پرتقال وجود ندارد، این در حالی است که ما نوشیدنی های دیگر را امتحان نکرده ایم.
مشارکت همسفر آذر:
آقای مهندس در دقایق پایانی سی دی گفتگو در مورد تشبیه روش درمان اعتیاد به درمان دندان درد صحبت میکنند که باید به یک روشی برسیم که بدون درد دندان را از دهان خارج کنیم.
و در مورد روش دی اس ای و تدریجی گفتند که این یک روش سنتی نیست خیلی روش های دیگر هم وجود دارد ولی جواب نمی دهند و حتی متخصصین هم گفتند که ریکاوری در کنگره ۶۰ در دنیا بی نظیر است آقای مهندس فرمودند که ریکاوری خیلی مهم هست ولی از آن مهمتر داروی اتی است و بقیه ریکاوری کنگره مانند غذاهای دیگر سر سفره است و غذای اصلی همان متد و روش دی اس دی هست.
و نکته دیگر اینکه در این معامله چه چیزی را از دست می دهیم و چه چیزی را به دست می آوریم؟ و اگر مواد مورد نیاز در اختیار جسم قرار داده شود جسم خودش، خودش را بازسازی میکند.
در تب فقط روی معلول کار می شود و کاری به عامل ندارند باره آقای مهندس مثال دیوار خیس را زدهاند که علت در زیر ساختمان وزیر دیوار است و آن لوله است که سوراخ شده است و باید درست شود و در سرطان هم به همین صورت است که یک سری سلول باعث این بیماری شده اند ولی دکترها می آیند و یک قسمتی از بدن را برمیدارند ولی این بیماری از جای دیگری سر در می آورد غده دیگری را ایجاد میکند اما باید آن عامل اصلی را پیدا کنیم و مشکل را حل کنیم.
مشارکت همسفر محدثه:
آقای مهندس در مورد روشهای قدیم درمان اعتیاد صحبت می کنند و می فرمایند: روش های قدیمی ترک اعتیاد درست مثل این است که شما دندان خرابی در دهان داشته باشید و عفونت کرده و دائم درد داشته باشد و شما به جای اینکه آن دندان را از دهان خارج کنید مرتب مسکن استفاده کنید و آن عفونت همیشه در جای خودش باقی بماند.
روش دی اس تی مانند این است که شما آن دندان خراب را همراه با ریشه از دهان خارج کنیم که خیلی این کار خوب و راحت می شود و ما هیچ موقع نباید بگوییم که روش دی اس تی یک روش سنتی و قدیمی است بلکه یک روش جدید درمان است و داروی دیسپ نیز یک داروی جدید است که حاوی املاح و مواد مهمی است.
مشارکت همسفر مرضیه:
اقای مهندس می فرمایند: ما اگر بخواهیم یک جسم سالم داشته باشیم، باید تمام مواد شیمیایی و مواد آلی و معدنی را استفاده کنیم چون بدن ما به تمام مواد معدنی نیاز دارد. همچنین باید روزانه ۷ الی ۸ لیوان آب بخوریم.زیرا بی آبی باعث یبوست می شود. از سبزیجات و سالاد استفاده کنیم، غذا ها را فریز نکنیم. عدهای مقدار را در مصرف مواد غذایی رعایت نمی کنند. درست همانند ماشینی که باک آن ۴۰ لیتر بنزین ظرفیت دارد و ما ۷۰ لیتر بنزین بزنیم. مسلماً مجبور هستیم اضافه های آن را هردفعه درجایی تلمبار کنیم.
هوش مصنوعی نیاز به روح و نفس دارد هر زمانی که ما توانستیم یک سلول یا اصلاً حتی یک دانه لوبیا را درست کنیم آن موقع میتوانیم هوش مصنوعی را هم بسازیم. ما غرور دروغین داریم.
مواد مناسب زمان مناسب و مقدار مناسب را در غذاها باید رعایت کنیم تا سالم بمانیم و بیمار نشویم.
مشارکت همسفر معصومه:
یکی از برداشت های من از سی دی گفتگو این بود که فقط یک فرد مصرف کننده می تواند فرد مصرف کننده را درک کند. حتی منِ همسفر هم که آموزش دیده ام و میبینم، نمی توانم به اندازه شخص مصرف کننده، یک مسافر را درک کنم. تجربه شخصی من این است که مسافر من به خاطر موقعیت شغلی شان سفر های بیرون از شهر دارند. ایشان می گویند: راننده ها خیلی دوست دارند که من مسافرشان باشم و من با آن ها به ماموریت بروم ولی در مورد همکارانم اینطور نیست و این برای من سوال بود تا اینکه از یکی از راننده ها سوال کردم که چرا دوست دارید من را به ماموریت ببرید؟ در جواب گفتند: چون ما زمانی که در بین راه مواد مخدر مصرف می کنیم شما هیچ عکس العملی نشان نمی دهید و گزارشی هم به اداره نمی دهید ولی مابقی همکاران گزارش می دهند! من از مسافرم سوال کردم چرا گزارش نمی دهی؟ ایشان گفتند: من یک روزی خودم مصرف کننده بودم و حال این افراد را کاملاً درک می کنم و می دانم زمانی که مواد مورد نیازشان را مصرف کنند، تعادل بهتری دارند و حتی خطر تصادف هم کاهش پیدا می کند.
مشارکت همسفر فاطمه در مورد وادی اول:
در سی دی وادی اول آقای مهندس میفرمایند: با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود. تفکر یعنی یک حرکت درونی و ساختار یعنی یک ساختمان. یک چیزی که می خواهیم به وجود بیاوریم، هر کاری که ما بخواهیم انجام بدهیم، حتی کارهای روزمره ما مثل مسواک زدن و غذا خوردن یک ساختار محسوب می شوند.
در وادی اول گفته می شود که همه چیز با تفکر کردن و متمرکز شدن روی چیزی آغاز می شود؛ از چیزهای ساده مانند یک لیوان و یا یک ضبط صوت تا چیزهای پیچیده تر، ابتدا یک تفکر بوده و بعد، آن ساختار به وجود آمده است. وقتی خداوند می گوید بشود، یعنی کن فیکون، یعنی باید قبلش هم خداوند چیزی وتفکری داشته باشد تا آن را به وجود بیاورد.
همه ما انسان ها برای پیدا شدن لازم است که تفکر کنیم. وقتی که می خواهیم فکر کنیم نیروهایی به کمک ما از بیرون می رسند؛ نیروی القا، احیا و تحرک. نیروی القاء یعنی نیرویی که از یک چیزی به چیز دیگری منتقل می شود. اگر ما تفکر درست و مثبتی داشته باشیم نیروی مثبت هم به ما القاء میشود و اگر تفکر و حرکت منفی داشته باشیم هم نیروی منفی به ما القاء می شود.
وقتی که ما وارد کنگره می شویم، اگر کسانی که حال خوب و خوشی دارند، در کنار ما باشند، نیروی مثبت شان را به ما القاء می کند و اگر حالشان خراب باشد و در کنار ما باشند، نیروی منفی و حال خرابشان را. حتی اگر حرفی هم با ما نزنند.
نیروی بعدی نیروی احیاء است یعنی نیروی زنده شدن. بدن انسان تا وقتی که زنده است می تواند خودش خودش را احیاء کند.
نیروی بعدی تحرک است یعنی نیرویی که ما را به حرکت کردن وا می دارد. آقای مهندس میفرمایند: همه چیز اول مثل صفحه سفید نقاشی است و همه چیز بستگی به آن نقاش دارد که آن نقاشی را خوب بکشد یابد. بدبختی باشد یا خوشبختی.
در زندگی نیز اگر تفکر کنیم و کتابی مطالعه کنیم و آگاهی داشته باشیم، می توانیم تصمیم درست بگیریم و هر فکری هم که می خواهیم بکنیم باید معنا و مفهوم داشته باشد و بیخود و بیهوده نباشد. بعضی ها تمام افکارشان صرف کارهای دیگران میشود که فلانی چه کار کرد و فلانی چه کار نکرد! ما باید افکار خودمان را روی مسائل مثبت متمرکز کنیم.
مشارکت همسفر زهره در مورد وادی دوم:
وادی دوم می گوید: هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. برای یافتن خود باید فکر کنیم و کوشش کنیم. همه چیز در درون ماست ما فقط جسم نیستیم و روح هم در درون ما وجود دارد. مثل امواج صوتی و تصویری که در اینجا و در همه جا هستند. تصاویر ذهنی می توانند اثر شگفت انگیزی داشته باشند. ما در اثر تفکر غلط و حرکت در مسیر ضد ارزش ها، مشکلاتی را به وجود آورده ایم.
اگر به هستی نگاه کنیم، می بینیم امکان ندارد که هیچ موجودی بیهوده پا به هستی گذاشته باشد. حتی یک مگس و یک انسان. خداوند انسان را بر سر یک دو راهی قرار داد. دو راهی تاریکی و روشنایی. ما در جهان هستی تنها و بدون پشتیبان نیستیم. قدرت برتر وجود دارد که میتواند ما را یاری کند. البته اولین شرط آن پرداختن به ارزش ها و دوری از ضد ارزش ها است.
مشارکت همسفر عفت در مورد وادی پنجم:
احساس می کنم که تمام صحبت های آقای مهندس در این سی دی برای من بوده است و همه این ها در درون من است و دارم روی این وادی بسیار فکر می کنم.
آقای مهندس در این سی دی می فرمایند: ما در وادی ۱ و ۲ و ۳ و ۴، گفتیم که همه چیز در درون خودمان است و مسئولیت مشکلات هم با خودمان است ولی در این وادی می گوییم که دیگر همه آن افکار خوب ذهنمان را باید عملی کنیم. ما در حال حاضر در چند جهان زندگی می کنیم؛ یکی جهانی است که الان در آن داریم زندگی می کنیم و کارهای روزمره مان را انجام می دهیم و دیگری جهان خواب است که در آن هم به نوعی زندگی میکنیم و جهان دیگر که بسیار هم مهم است، جهان ذهن است که هم می تواند انسان را خوشبخت کند و هم میتواند انسان را نابود کند. مثلاً بسیاری از افراد هستند که دائم در جهان ذهنشان زندگی می کنند و تبدیل به انسان های افسرده ای شده اند.
جهان دیگر هم آسمانها و ستارگان هستند که دیدن و لذت بردن آنها فقط از دور امکان پذیر است و اصلاً نزدیک شدن به آنها ترسناک است و امکان پذیر نیست و یا حتی زمینی که الان در آن زندگی می کنیم، اگر بدانیم که چرخشش چقدر زیاد است در فکر مان هم نمی گنجد، ولی این ها همه هست و وجود دارند.
کمک راهنمای محترم همسفر خانم فاطمه:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
ان شاءالله که حالتان خوب و خوش و سلامت، در پناه خداوند باشید. بسیار بسیار از سپیده عزیزم تشکر می کنم که این خدمت را اینقدر خوب و عالی انجام دادند حس خوب شما به من رسید. خدا قوت می گویم.
ممنونم از همه عزیزانی که به لژیون احترام می گذارند و مشارکت می فرستند؛ خیلی خیلی از مشارکتهای اولی خانم زهره عزیز، خانم فاطمه عزیز، لذت بردم مشارکت هایتان عالی بود. مطمئنم اینقدر حس های خوب پشت مشارکت هایتان هست که خودش پشتوانه حرکتتان در این مسیر می شود.
ان شاءالله که در آینده ای نه چندان دور شما عزیزان، سفر اولی را با حال بسیار خوب و آرامش بسیار زیبا ببینم.
در مورد سیستم ایکس، خانم زهره در مشارکت شان گفتند که مجموعهای است از غدد درون ریز و برون ریز و مجموعه ای از نوروترانسمیترها و مدیاتور ها و آن سیستم عصبی که در نخاع و سیستم عصبی مرکزی قرار دارد. این سیستم را سیستم ایکس می گویند.
این سیستم ۲۰۰ یا ۳۰۰ ماده ترشح می کند که کاملا تعادل یک جسم را در دست دارد.
در مورد مشارکت سی دی، بچه ها نکات را خیلی خوب بیان کردند و فکر نمیکنم که آقای مهندس نکته و یا مسئله ای در یک سی دی را باز نکرده باشند و به خوبی همه مطالب را به ما انتقال می دهند.
در این سی دی مثل بقیه سی دی هایشان؛ برای کسی که وارد کنگره ۶۰ می شود و نمی داند که این سیستم ایکس چیست می گویند: سیستم ایکس سیستمی است که در جسم همه ما انسان ها و جسم همه موجودات زنده وجود دارد.
مثلاً شما دقت کنید که یکی از این هورمون های سیستم ایکس انکفالین است که برای سیستم ضد درد بدن است؛ شما وقتی که دارید صحبت می کنید جنس زبانتان از گوشت و ماهیچه است، خیلی ظریف و نرم و لطیف است، به دندان برخورد می کند که ازجنس مینا است و سفت و سخت است. زبان در هنگام صحبت کردن با این دندان برخورد دارد. چه چیزی باعث می شود که زبان درد نگیرد؟ همان انکفالین که در سیستم ضد درد بدن وجود دارد.
یا یک مثال دیگری که بخواهم بزنم این است که شما وقتی دست و یا پایتان به یک جایی می خورد ابتدا درد شدیدی دارد ولی کم کم، درد کم می شود و بعد هم یادتان میرود. این به چه دلیل است؟ به دلیل همین هورمون های ضد درد انکفالین و دینورفین که در بدن ترشح می شوند و سلول های عصبی آن قسمت را نسبت به درد بی حس می کنند و میزان مرفین خون را بالا می برند و این باعث می شود که همان مرفین داخل خون، درد را بپوشاند و شما دیگر احساس درد نداشته باشید و یا خیلی ترشحات دیگر دارد از جمله: دوپامین، استیل کولین، دینورفین و اندروفین دارد و... تمام این ها در کتاب ۶۰ درجه آمده است. کسی که در کنگره ۶۰ باشد کاملاً میداند که سیستم ایکس چیست و چه کارهای انجام میدهد.
یک مصرف کننده مواد مخدر و یا کسی که قرص های آرام بخشی را استفاده می کند که پزشکان تجویز می کنند و یا در داروخانه ها مثل نقل و نبات وجود دارد، با این کار این سیستم را کم کار می کند؛ یعنی چه؟ یعنی به صورت آماده آن چیزهایی را که در بدن باید تولید شود وارد بدن می کند. مثل همان مورفینی که یک مصرف کننده مصرف می کند و یا قرص های آرامبخش که می خورند. اینها همه دوز مورفین است. حالا کمی بالاتر و پایین تر؛ یکی دوزش بالاتر است و اثرش بیشتر است، به خاطر اینکه مورفینش بیشتر است وگرنه فرمول خیلی معجزه گری در این ها اصلاً نیست.
اکثر داروها بر پایه مورفین است و آقای مهندس از همین طریق توانستهاند مقالات خوبی را در درمان سرطان ارائه دهند. چون اکثر داروهایی که برای هر دردی تجویز می شود بر پایه مرفین است و کسی که مصرف کننده مواد مخدر است آنقدر مرفین از بیرون، وارد بدنش کرده است که بدن انسان هم یک قابلیتی دارد و وقتی که ببیند یک چیزی آماده وارد بدنش می شود دیگر آن را تولید نمی کند و خیلی زود خودش را با شرایط وفق میدهد.
در واقع بدن انسان وقتی که ببیند چیزی آماده وارد می شود دیگر آن را تولید نمی کند و به خودش این زحمت را نمی دهد.
مثال می زنم. وقتی شما دکتر هم بروید و قرص آهن تجویز کند و شما دو سه ماه استفاده کنید، دیگر بدن به خودش زحمت نمی دهد که آهن را از غذا جذب کند و یک عملیاتی روی آن انجام دهد که برای بدن قابل استفاده باشد و می گوید که این ماده آماده به من می رسد چرا من به خودم زحمت بدهم؟!
قابلیت دوم بدن هم این است که وقتی که از یک سیستمی و یک ساختاری یک مدت زمانی استفاده نمی کند، دیگر آن را کم کم کنار میگذارد. چون می بیند که دیگر فعالیتی ندارد.
دقیقاً مثالش در کنگره است. وقتی که می بینند کسی آموزش می بیند ولی خدمت نمی کند، کم کم آن ساختار آن فرد را کنار می گذارد، چون آن فرد بدرد آن ساختارنمی خورد.
مصرف کننده ای که مواد مخدر را از بیرون وارد بدن خود کرده است، دیگر بدنش قادر به ترشح مواد نیست. در نتیجه سطح مرفین خون پایین می آید. لذا مجبور است مرفین را از بیرون تهیه کند. حال چه با کشیدن، چه با خوردن. ولی این مرفین بسیار متفاوت با مرفینی است که داخل بدن تولید میشود. بارها مثال زده ام، بیمارانی که مشکل قلبی دارند، معمولاً پزشک به آن ها می گوید ورزش سبک و پیاده روی انجام دهید تا شوکی به قلب وارد شود و قلب پمپاژ خون را بالا ببرد و بدن متوجه شود قلب کار می کند و آن را کنار نگذارد. مرفینی که داخل بدن تولید شود، ۲۰۰ برابر مرفینی که یک مصرف کننده وارد بدن می کند، قدرت دارد. وقتی یک سیستم حیاتی در بدن داریم که مرفینی که تولید میکند ۲۰۰ برابر قدرت دارد، پس چرا باید بدن را وابسته به مرفینی کند که بعد از گذشت چند ساعت مقدار آن کم می شود و فرد به حالت خماری میرسد و دو مرتبه مرفین را تهیه کند؟! کسی که وابسته مواد مخدر بیرونی شده و ۲۰۰ ماده ای را که در سیستم x ترشح می شود از مواد مخدر بیرونی میگیرد، اگر به او بگویند تو اراده نداری، تو آدم بشو نیستی، تو مشکل داری، تو غیرت نداری کاملاً اشتباه است. چون این فرد درد بدنی می کشد درد جسم میکشد و حوصله صحبت کردن هم ندارد.خواب و غذای درستی ندارد. آن وقت شما انتظار دارید این شخص، روتین برخورد کند و همه کار ها را انجام دهد و همه چیز عالی باشد و با شما جرو بحث هم نکند! پس این سیستم در وجود هر انسانی حرف اول را می زند. داشتم از تفاوت های مرفینی که از بیرون وارد بدن می شود با مرفینی که در بدن تولید میشود صحبت میکردم. مرفینی که داخل بدن تولید میشود باعث شادی و نشاط میشود و به صورت روتین توسط سلولهای عصبی به مغز فرمان میدهد و مغز آن را در حد متعادلی که بدن نیاز است، ترشح می کند. ما می توانیم با خیلی از عوامل ترشح مرفین را بالا ببریم یکی از این عوامل، دست زدن است. معمولاً کف دستها سلول های عصبی دارند که به مغز دستور میدهد دوپامین زیادی تولید کند. برای همین در جشن ها و مجلس ها ما معمولاً دست میزنیم و در کنگره هم همین است. چون سلول های کف دست سریع به مغز فرمان ترشح دوپامین را میدهند و این باعث نشاط میشود و با دست زدن انرژی ما بالاتر میرود.
کسی که قرص های آرام بخش مصرف میکند این فرد سیستم ایکس خود را نابود کرده است و مجبور است مرفین را از بیرون وارد بدن خود کند و سطح مرفین در حدی باشد که اذیت نشود، غذا بخورد و بتواند بخوابد. ولی کسی که قرص می خورد و حالت اعتیاد پیدا کرده، کم کم باید مصرف قرص را به صورت پله پله کاهش دهد و این دقیقًا معمایی بود که توسط آقای مهندس در جهان فیزیکی و در بعد فیزیک فعلی به آن پی بردند و فرمودند: اگر این ساختار بازسازی و ریکاوری نشود انسان را به مرگ میکشاند. برای بازسازی سیستم x همینطور که در سی دی گفته شده است، باید مشکل جسم را به صورت پله پله و Dst حل کنیم. مثل همان کاهش وزن و تغذیه درست که در کنگره گذاشتند و به شکر خدا بچه های کنگره از آن استفاده می کنند. استفاده از سی دی های آقای مهندس در این مقوله مثل ساختمان جسم بسیار کارساز است؛ خود من از رژیم های متنوع استفاده کرده ام و بدنم دچار استپ وزنی شدیدی شده است که با کمک کمک راهنمای عزیزم این مشکل را حل میکنم. امیدوارم بتوانم کاهش وزن پیدا کنم و این از اشتباهات رژیم غذایی متعددی بود که داشتم و ان شاءالله که این مشکل هم حل بشود. هر انسانی باید ابتدا مراقب جسم خود، سلامتی خود و سیستم x خود باشد وقتی که سیستم x به درستی کار کند، مانند این است که در بهشت زندگی میکند و اصلاً اذیت نمیشود .وقتی این سیستم درست باشد انسان از لحاظ روانی هم در آرامش خوبی به سر میبرد. جهان بینی هم به واسطه شرکت در کلاس های کنگره درست میشود و راهنما روی این مسئله بسیار تاکید دارد.
تا اینجا در مورد سی دی صحبت کردم. در ادامه می خواهم در مورد قوانین جدید گروه و ایجاد نظم بیشتر در نوشتن سی دی و خدمت کردن، نکاتی را بیان کنم. چون ما در کنگره یاد گرفته ایم که خدمت سوپاپ اطمینان آموزش است. یعنی باید تمام آموزش ها را در خدمت کردن خرج کنید تا برای ما انفجار و تخریب نداشته باشد.
قانون اول: از این به بعد ده دقیقه قبل از شروع لژیون، خانم هاجر دبیر گروه نوشتار سی دی، اسامی عزیزانی که سی دی مربوط به آن جلسه را نوشته و عکس آن را در گروه نوشتار سی دی ارسال کرده اند، در گروه لژیون اعلاممی کنند و من این اسامی را از ایشان می خواهم و اگر کسی فراموش کرد یا بی نظمی کرد و اسمش در آن لیست نبود، به این معنی است که سی دی را ننوشته و طبق لیستی که خودم تهیه می کنم جلوی اسم آن ها خط تیره می گذارم و ماهانه تحویل خانم لیلا می دهم.
قانون دوم: افرادی که در لژیون مجازی شرکت می کنند، فقط با اعلام اسم تنها در ابتدای لژیون برایشان حاضری ثبت نمی شود. بلکه باید سی دی شان را نوشته باشند، ویس مشارکت خود را هم برای من در پی وی ارسال کرده باشند تا من بدانم هم سی دی را نوشته اند و هم ویس مشارکت ضبط کرده اند. اگر کسی طبق این روال پیش برود برایش حاضری ثبت می شود در غیر اینصورت آن جلسه را غیبت می خورد. چون ما به شخص علاف و بیکار در لژیون نیازی نداریم و اگر کسی واقعاً نمی خواهد سی دی بنویسد و نمی خواهد در لژیون شرکت کند، بهتر است که اصلاً در کنگره نباشد و صندلی خود را به کسی بدهد که به این آموزش نیاز دارد. حتی اگر همه شما از لژیون من بروید ناراحت نمی شوم. یک نفر بماند اما با حرکت درست بماند. لژیون جای بچه بازی و خاله بازی نیست که یک روز باشید، یک روز نباشید. باید نظم خود را داشته باشید. کسی که سی دی نمی نویسد و ویس مشارکت نمی فرستد، از دید من در لژیون غایب است. این چه حضوری است که فقط با نوشتن یک اسم است؟!
اینکه فرد سر کار است یا مهمانی است برای من توجیه است. چون خود شخص با لژیون مَچ باشد و برای آموزش خودش تلاش کند. وقتی خود شخص نمی خواهد آموزش ببیند من تا چه حد می توانم به او تذکر دهم و بگویم باید این کار را انجام دهی واین سی دی را بنویسی و... وقتی خود فرد نمی خواهد حرکت کند من نمی توانم کاری برایش انجام دهم. پس از این به بعد، برای حضور در لژیون های مجازی، اولاً که حضورتان واجب است، اما اگر کسی مثلاً سه ماه یکبار بیرون از شهر است یا در یک مهمانی است و... علاوه بر ارسال عکس سی دی، باید ویس مشارکتش را برای من بفرستد. در این صورت است که حضور شما در لژیون ثبت می شود و گرنه فقط با نوشتن یک اسم در لژیون حاضری ثبت نمی شود. یعنی باید شما به یک نظم خاصی برسید. پس به این شرط است که هر سه ماه یکبار می توانید در لژیون نباشید (مثلاً مسافرت باشید یا یک دلیل موجهی داشته باشید). حتی عزیزانی که در بستر بیماری هستند و نمی توانند در شعبه حضور داشته باشند، باید در حد دو دقیقه ویس مشارکت ضبط کنند و برای من در پی وی بفرستند تا من بدانم در دایره این آموزش ها هستند. پس این دو قانون را در نظر بگیرید. افرادی که بیمار هستند پس از دو یا سه هفته روال بیماری شان به گونه ای هست که بتوانند سی دی بنویسند و ویس مشارکت پر کنند. من یکی دو هفته اول به آن ها سخت نمی گیرم اما از هفته سوم به بعد، واجب است که هم سی دی بنویسند و هم ویس مشارکت پر کنند. البته اگر می خواهند واقعاً عضو لژیون بمانند.
صحبت دیگری که دارم این است که من سوالات جهان بینی را به عنوان تکلیف از شما می پرسیدم. مثل تفاوت عشق و محبت و دیگر سوال ها. اما از این به بعد دیگر نمی پرسم. به هر حال این هم خودش یک نعمتی بود و یک شناختی بود از خودتان برای حرکت در وادی تفکر، اما دیدم از آن استقبالی نمی شود. من در صورتی که اعضای لژیون از من بخواهند و فعال و خلاق باشند، لژیون را به آن سمت می برم. وقتی کسی نمی خواهد حرکتی کند من دیگر آن کار را انجام نمی دهم و این سوالات را نمی پرسم. خیلی ایده های زیادی در زمینه انجام تکالیف داشتم ولی دیدم استقبالی نمی شود. در صورتی که با خواندن وبلاگ ما از شعبه های دیگر و لژیون های دیگر و در زمین ورزش و اردو و... سوالات خوانده می شود و جواب داده می شود اما از جانب اعضای لژیون خودمان استقبالی نمی شود. اگر واقعاً کار و مشکلات و زندگی تان واجب تر از آموزشتان است و فرصت انجام تکلیف را ندارید، من دیگر این کار را انجام نمی دهم و در حدی برایتان وقت می گذارم که خودتان بخواهید. چون رهجو خودش حرکتی نمی کند و نمی خواهد.
من بارها گفته ام که هر نیم ساعت یکبار آنلاین شوید، شاید پیام مهمی در گروه گذاشته ام که همان نیاز شماست. اما می بینم دو ساعت بعد برای من پیام می گذارید که من تازه پیامتان را خواندم. کسی که کنگره ای است و لژیون مجازی دارد، باید نیم ساعت یکبار، پیام های گروه را چک کند. مرتباً از جانب مرزیانی در گروه کمک راهنمایان پیام می گذارند، شما هم باید نیم ساعت یکبار آنلاین شوید و سری به گروه بزنید و سپس به دنبال کارتان بروید. اینکه می گویید گوشی من در خانه بود و من خودم بیرون لز خانه بودم و یا سر کار بودم و... برای من توجیه حساب می شود. اگر آموزش شما اولویت اول شماست، باید برای آن وقت بگذارید. اما اگر اولویت های بعدی تان است، صبر کنید تا وقتی که آموزش در اولویت اول بود فکری برای خود کنید و حرکتی انجام دهید. من برای تکلیف از شما سوال می پرسم ۲ تا ۳ هفته می گذرد اما در حد یک یا دو نفر به منپاسخ می دهند. پس بقیه چکار می کنند؟ اگر نمی خواهید آموزش بگیرید، سد و صخره دیگران نشوید، بروید تا راه برای کسانی که نیاز به آموزش دارند باز شود. شما که اصلاً نیازی ندارید! من می توانستم به گونه ای باشم که نطم و انضباطتان، رفت و آمدتان و یا حضور در لژیون مجازی و سی دی نوشتنتان اصلاً برای من مهم نباشد و فقط همان مطالب سی دی را برایتان باز کنم، اما تمام مطالب جهان بینی را برایتان باز می کردم ولی وقتی می بینم رهجو خواسته ای ندارد و سطح مشارکت لژیون خیلی پایین است و برای گرفتن خدمت هیچ تلاشی نمی شود، من هم سطح لژیون را در همین حد نگه می دارم و خوراک بیشتری به شما نمی دهم چون می بینم این خوراک اصلاً برای رهجو ها مهم نیست. شما حتی از گوش دادن به ویس های من در لژیون حذر می کنید. من اینفو می گیرم و می بینم فقط همان ۸یا ۹ نفری که همیشه آنلاین هستند پیام ها را گوش می دهند. البته همین ها هم وقتی اسم خدمت می آید به یک یا دو نفر تقلیل پیدا می کنند. پس من هم بیشتر از این برای لژیون وقت نمی گذارم. چون می بینم رهجو خواسته ندارد که برایش بیشتر وقت بگذارم.
از این به بعد قانون نوشتن سی دی و اسامی که خانم هاجر به من اعلام می کنند برایم بسیار مهم است و ماه به ماه برای خانم لیلا می فرستم. چون ایشان دفتر سی دی من را که کمک راهنما هستم، زیر و رو کردند که چند سی دی نوشتی، چند خط شده، این ماه و ماه قبل چند سی دی نوشتی و... باید هم همینطور باشد. شما خود دانید. شاید شما خواسته آموزش و حال خوبی نداشته باشید. امروز که برای خدمت فقط یکی دو نفر اعلام آمادگی کردند، فهمیدم سطح لژیون به گونه ای است که رهجو دوست ندارد آموزش بگیرد.
قانون ویس و عکس نوشتار سی دی را برای لژیون های مجازی نیاز دارم. در لژیون های حضوری هم حتما دفاتر سی دی خود را بیاورید تا امضا کنم و سی دی هایی که در آن هفته نوشته اید به من نشان می دهید. از این به بعد روزهای شنبه لژیون حضوری داریم. حتما دفاتر خودتان را بیاورید. من ۵ یا ده دقیقه از وقت لژیون را به امضا کردن دفاتر شما می پردازم و اگر کسی دفتر خود را نیاورد اسمش را به دبیر اعلام می کنم که برایم در دفتر دبیری یادداشت کند. چون نوشتن سی دی برای من بسیار مهم است. تکلیف می دهم، انجام نمی دهید، قانون ۱۱ را هم فقط ۸یا ۹ نفر به صورت روتین حمایت می کنند. می گویم خدمت، کسی دست نمی گیرد...
همچنین ورزش. از این به بعد ورزش را هم باید بسیار جدی بگیریم، بسیار مهم است. به طور کلی باید لژیون را از روال خمودگی در آوریم. اگر کسی واقعاً برایش مهم نیست و نمی خواهد حرکتی کند و سی دی بنویسد و حضورش نامنطماست، خودش می داند. ولی فعلاً در مرحله اول، سوالات جهان بینی را از شما گرفتم تا فکر و خیالتان راحت باشد و به کارهای خودتان بپردازید و تکلیفی برای فکر کردن نداشته باشید. در قدم های بعدی اگر ببینم خواسته شما و خدمت های شما به همین روال قبل است، کم کم از سطح آموزش خودمان به سمت مطالب مطرح شده در سی دی می رویم و به همان مقدار بسنده می کنیم.
پس قدم دوم این است، قدم اول این بود که دیگر سوال نمی پرسم و به شما تکلیف نمی دهم. اگر کسی نمی خواهد سی دی بنویسد، خودش می داند و ایجنت و مرزبانی. به من ارتباطی ندارد. برای خدمت هم همینطور. اگر کسی نمی خواهد خدمت کند به خودش مربوط است و مقصر خودش است. مثلاً روز شنبه که جلسه لژیون سردار است و خانم هما از مشهد تشریف می آورند و لژیون خدمتگزار آزاد است، اعضای لژیون ما که عضور لژیون سردار هستند، دیر می آیند و خدمت به بقیه اعضا می رسد. جلسه ساعت ۱۳ شروع می شود. کسی که به دنبال خدمت است، ساعت۱۲ در شعبه حضور دارد. من زمانی که شعبه سلمان در ارغوانیه بود، برای جلسه ساعت ۱۴، راس ساعت ۱۲ و ربع اولین نفر ،دم در شعبه بودم. چه برای مهمان داری چه میکروفون گردانی و نگهبان نظم و... چون به آن خدمت نیاز داشتم تا حالم خوب شود. ولی الان کسی برای خدمت دست نمی گیرد. از این به بعد خدمت ها داوطلبانه نیست و من خودم اعلام می کنم که چه کسی باید امروز لژیون را اداره کند و... چون کسی به خدمت داوطلبانه تمایلی ندارد و اولویت های دیگری در لژیون برای اعضا وجود دارد تا آموزش خودشان و کلام آخر اینکه اگر کمک راهنمایی برای سی دی ننوشتن و حرکت نکردن شما ناراحت است، فقط و فقط برای حال خوب خود شما است. من دائماً در دلم نگران هستم که چرا فلان رهجوی من حرکتی نمی کند؟ در حالی که به او می گویم برای حل مشکلت این سی دی را بنویس یا این کار را انجام بده. اما من تا حدی می توانم این کار را انجام دهم و وقتی می بینم رهجو خودش نمی خواهد حرکتی کند، من چه کار می توانم انجام دهم؟ خودتان برای خودتان دل بسوزانید و برای آموزش خود وقت بگذارید و به این راحتی این صندلی آموزش جهان بینی خود را از دست ندهید. بروید روی حرکت خودتان فکر کنید و بدانید هر مشکلی که دارید، نتیجه تلاشِ نکرده خودتان است. اگر در جا می زنید، به خاطر این است که تلاش نمی کنید و خواسته ندارید. راهنما این موارد را می بیند و با خودش فکر می کند و نگران و دلواپس است که چرا رهجوی من حرکتی نمی کند. اگر من حرفی می زنم یا برجک کسی را می زنم، فقط و فقط به خاطر حال خوش خودتان است تا به آرامش برسید. برای این است که بفهمید در زندگی دچار چه اشتباهاتی شده اید که چنین مشکلاتی دارید. یک راهنما از مادر برای ما دلسوز تر است. دقیقاً من همین حس را در مورد راهنمای خودم خانم الهه عزیز داشتم. یک راهنما از همه برای شما دلسوزتر است و دلشمی خواهد که در این حال بدی نمانید، به آرامش برسید، به درمان برسید. این دلسوزی ها را درک کنید. من درون خودم حرص و جوش می خورم که چرا بعضی از شما گوش به فرمان نیستید، چرا حاضر نیستید، چرا سی دی نمی نویسید. شما در ساختاری حضور دارید که میلیون ها نفر آرزو دارند جای شما باشند. پس از این بودن استفاده کنید و حرکت کنید. امروز تایم لژیون کمی طولانی شد ولی گفتن این مطالب واجب بود. این مطالب برای حال خوب خودتان بود، برای اینکه درک کنید اگر شما به فکر خودتان نیستید، یک نفر هست که شبانه روز به فکر حال خوب شماست و به شما فکر می کند و خدا خدا می کند که حرکت کنید. امروز در دعای کنگره از خداوند بخواهید که به شما توان بدهد آن عواملی را که مانع حرکت شماست و اجازه نمی دهد به حس و حال خوب برسید، مهار کنید و از سر راه خود بردارید. امروز فقط برای خودتان دعا کنید که بتوانید حرکت خیلی خوبی داشته باشید.
جلسه با دعای گرم اعضاء به پایان رسید.
تایپ: همسفران محدثه، معصومه و فاطمه احمدی
ویرایش: همسفر معصومه