کمک راهنمای محترم همسفر خانم فاطمه:

بسم الله الرحمن الرحیم
ان شاءالله که حالتان خوب و خوش باشد و در پناه خداوند سالم و سلامت باشید. امروز به شکر خدا همایش تازه واردین را در شعبه داشتیم، لذت بسیار زیادی داشت. سفر دومی های عزیز ان شاءالله امسال در آزمون کمک راهنمای شرکت می کنند و باید قبول شوند. همایش خوبی بود و بسیار آموزش داشت، ان شاالله که رزق و روزی تک تک سفر دومی های عزیز بشود. دستور جلسه این هفته جهان بینی ورزش بود، سفر دومی ها و سفر اولی هایی که بیش از سه ماه است که به کنگره می آیند باید در یک رشته ورزشی فعالیت کنند و روز های جمعه به پارک بیایند. نقش اساسی که ورزش کنگره دارد این است که هر چه را شما در لژیون آموزش می بینید باید در زمین ورزش اجرا کنید، یعنی اگر ده ها نفر حال خراب به شما گفتند که مثلا چرا شما در این زمین هستید یا چرا توپ را این شکلی پرتاب می کنید، شما با آن جهان بینی که دارید بسیار زیبا یک لبخندی می زنید و می گویید بله و ورزش خود را ادامه می دهید. ما در ورزش کنگره یک شعار داریم " که یا می بریم یا می آموزیم " یعنی اگر بردی که نوش جانت و اگر هم باختی باید ظرفیت خودت را بالا ببری. صحبت های امروز ایجنت پارک خانم طاهره در مورد جهان بینی ورزش بسیار زیبا بود. پس از این هفته سفر اولی هایی که سه ماه هست که به کنگره می آیند باید در ورزش شرکت کنند و سفر دومی هایی هم که نیایند بلا استثنا غیبت می خورند. هفته گذشته جشن بنیان را داشتیم که بچه های اصفهان به همراه گروه موسیقی به تهران رفتند و در آنجا جشن بسیار زیبایی را برای آقای مهندس برگزار کردند و ایشان بیار لذت بردند. ان شاالله که گوارای وجودشان باشد، هرچه ما جشن بگیریم و به ایشان پول سکه طلا بدهیم اندازه یک درصد زحمت هایی که ایشان در راه کنگره کشیدند را نمی توانیم جبران کنیم، که در سی دی قاضی خود آقای مهندس به نکاتی از آن اشاره کردند، خیلی از ما با اینکه در کنگره امکانات حال خوب و آرامش به صورت رایگان دریافت می کنیم ولی بلد نیستیم که سپاس گذار و شاکر خداوند باشیم و مدام نق می زنیم. امروز من در همایش تازه واردین قشنگ نق زدن بچه ها را می دیدم، اصلا  یعنی چه که نق می زنید؟ مثلا چرا این تازه وارد این طور است، چرا شعبه ما این جوری است. شال سبز تازه وارد یعنی چه؟ یعنی نقطه وصل و فصل کنگره، یعنی تو موظفی یک نفر که می آید و با هزار جور مشکلات رو به ردی شما می نشیند و اصلا نمی داند کنگره و آموزش یعنی چه، فقط یک ترک را می داند که مثلا مسافر من برود ترک کند و خوب بشود، اصلا نمی داند کنگره چه هست، در جز جز چشم های تو دنبال روزنه امید می گردد، در ۳۷/۲ تریلیون سلول تو دنبال امید می گردد یعنی هزار تا علامت سوال در ذهنش است که آیا اینجا همان جایی است که من به رهایی می رسم، آیا اینجا همان جایی است که من به درمان می رسم، آیا این همه ترکش اعتیاد که در زندگیم خوردم در اینجا تمام است، آیا زندگی من به آرامش می رسد، پس خودت را دست کم نبین. خانم آذر امروز خیلی زیبا فرمودند که این شال نبض کنگره است، نبض کنگره چیه؟ به تازه واردی که بیاید و اینجا حالش خوب بشود و به درمان برسد و به آرامش برسد تا بتواند بال سفر مسافرش باشد. امروز ۶۰ - ۷۰ تا مشارکت داشتیم که در ۱۰- ۱۵ تا از آن ها قشنگ نق زدن را دیدم و آنجا با خودم گفتم خدایا مگر ما یاد نگرفتیم که شاکر و قدر دان باشیم. مثلا چرا این تازه وارد این سوال را پرسیده است،  خوب شما باید بروید سی دی های مربوط به سفر اولی ها، صورت مسئله اعتیاد را بخوان، خودت باید این قدر از  لحاظ دانایی بالا بروی که یاد بگیری به او چه جواب بدهی و دقیقا مثل کمک راهنمایی است که این قدر باید خودت از لحاظ آموزش پر باشی، این قدر باید تغذیه ات از لحاظ علمی درست باشد که هر سوالی ازت پرسیدند بتوانی جواب بدهی. پس این نیست که بنشینیم و مدام نق بزنیم که چرا این جور است آن جوری است، یعنی چه که نق می زنید، مثل همان که یک نفر در گروه لژیون پیام می داد که ویس ها برای من باز نمی شود، خوب این نق زدن و وارد حاشیه شدن یعنی چی؟ وقتی کسی نق می زند و وارد حاشیه می شود یعنی وارد معرکه گیری شده است و از آموزش فاصله می گیرد. بچه ها یادشان هست پارسال ما ۶ ماه زمستان را از سرما می لرزیدیم و حتی یکی دو بار هم گفتند که برویم به مرزبانی بگوئیم، خوب این نق زدن است. مگر کنگره به ما بدهکار است که مثلا زیر سقف پر نور و گرم  و بدون سر و صدا به ما آموزش بدهد نه،اصلا هر چیزی سختی خودش را دارد. باید یاد بگیریم برای هر چیزی نق نزنیم؛ اگر فاصله خانه تا کنگره طولانی است، اگر مسافرت یا فرزندت برایت نیروی بازدارنده هستند و نمی گذارد بیایی و بروی، در سفر دوم برگشت خورده است ، نمی گذارد سی دی بنویسید، باید یواشکی سی دی بنویسید، یواشکی قانون یازده را انجام بدهید و هزارتا مشکل برایت به وجود می آورند، بله همه چیز که راحت نیست و هر چیزی سختی خودش را دارد. خانم هما در لژیون سردار قبل از جشن گلریزان نکته جالبی را بیان کردند و فرمودند که ما هر سال که بخواهیم برای لژیون سردار یا دنور شدن و یا پهلوانی کمک کنیم بچه های خودم نیروی بازدارنده می شوند و در خانه ما جنگ می شود ولی اولویت من این است که بیایم و دنور یا پهلوان بشوم، دقیقا همین طور است شما به هر جایگاهی که قرار است در زندگی تان برسید به همین راحتی نیست و باید سختی های آن را بگذرانید. دیروز در پارک به یکی از بچه گفتم که اگر مشکلات در زندگی ما کنگره ای ها نباشد خیلی زشت است. در کنگره خیلی راحت می آیی روی یک صندلی می نشینی و آب و چایی و هر چه می خواهی در اختیارت است و در آرامش آموزش می گیری ولی دیگر  انجیوها، باید بروید در دخمه هایی در وسط قبرستان یا می روند در حسینیه های قدیمی یا در نماز خانه های سرد در پارک ها ولی شما اینجا می آیید حال خوب، همه چیز عالی است بعد می گویید من بچه ام نمی گذارد سی دی بنویسم یا شوهرم اجازه نمی دهد که بیایم، بله شما باید وزیر سیاست مدار باشید همه چیز را که راحت به کسی نمی دهند، خیلی وقت ها خانواده می خواهند بخوابند ولی شما باید بیدار باشید و با نور گوشی سی دی بنویسید، بچه ات نمی گذارد باید وقتی خواب بود سی دی بنویسید، پس همه چیز با سختی است و طبق آیه قرآن که می فرماید: انسان را در سختی قرار دادیم یعنی تا در این سختی قرار نگیرد به آرامش و تجربه نمی رسد و درسی برایش ندارد، پس نمی توانیم به راحتی بگوئیم که مثلا من دوست دارم عضو لژیون سردار بشوم ولی شوهرم اجازه نمی دهد، می خواهم این را یاد بگیرم مسافرم نمی گذارد، پارک می خواهم بیایم بچه کوچک دارم، این ها هم خودش نیروی بازدارنده هستند و این نیست که نیروی بازدارنده  مثل شیاطین با دو تا دندان تیز خودشان را به تو نشان بدهند نه این طور نیست، خیلی وقت ها ما هم سرباز نیروی بازدارنده و شیطانی می شویم و حواس مان نیست، شال خدمت دارم ولی یک لحظه حواس نیست و وارد دور پچ پچ کردن و حاشیه می شوم مثلا چرا مرزبانی این حرف را به من زد، چرا به آن خدمت دادند ولی به من ندادند، شما در این لحظه سرباز نیروی بازدارنده شده اید. فکر نکنید چون کنگره ای هستیم و زیر این سقف آموزش می بینم پس به طرف نیرو های بازدارنده نمی رویم، نه خیلی وقت ها جلوتر از خود شیطان هم حرکت می کنیم فقط حواس مان نیست.
 مثالی هست که می گوید: شیطان یا همان ابلیس در کوچه ای در حال رفتن بوده است و یک سری زنجیر هم همراهش داشته است، عارفی می رسد و به او می گوید این زنجیر ها چیست؟ ابلیس می گوید این زنجیر ها هر کدامش مال یکی از بندگان خدا است و این زنجیرها برای این است که بتوانیم آن ها را به طرف ضد ارزش ها  و صراط غیر مستقیم بکشیم، بعد هی عارف سوال می کند که مثلا این زنجیر مال چه کسی است آن مال چه کسی است، بعد عارف می بیند هرچه زنجیر قطور تر می شود مال انسان های عارف و مومن و کسانی که از همه لحاظ تزکیه و پالایش کرده اند است، بعد از ابلیس سوال می کند که کدام زنجیر مال من است؟ ابلیس می گوید شما نیاز به زنجیر نداری و با یک بشکنک خودت می آیی. دقیقا این نقل قول خیلی از ما است که هنوز شیطان بشکنک نزده در مسیرش هستیم و اصلا یادمان می رود و دچار حقه ی فراموشی می شویم که قبلا چی بودیم و چه می کشیدیم، حاضر بودیم میلیاردها پول بدهیم تا اینکه مسافرمان به آرامش برسد ولی الان قدر دان نیستیم، زمان حمایت از قانون یازده می شود فقط سه چهار نفر بیشتر حمایت نمی کنند، خدمت می خواهند بدهند یادمان می رود، کنگره بخواهیم بیاییم آن را اولویت آخرمان قرار می دهیم یعنی جایی که دیگر مهمانی نداشته باشم، کارهای خانه را انجام داده باشم و هیچ کاری نداشته باشم، موقعی هم که اسم خدمات کنگره می آید یادم می رود
 بارها گفته ام که هفته ایی اندازه پول یک پفک به قانون یازده ببخشید برای چی؟ برای اینکه شما در آن صراط قرار داشته باشید و تا شیطان بشکنک می زند نروید و حداقل این بشکنک ۲-۳ ثانیه طول بکشد و بعد بروید، قانون یازده و بخشیدن و خدمت گرفتن در کنگره برای این است که یادمان نرود و بعد از آن طرف ده ها برابر برکتش به خودمان بر می گردد ولی ما یادمان می رود، پس سعی کنید در کنگره اینقدر دچار حقه نصیان یا فراموشی نشوید چون بدترین حقه ای است که انسان را از وادی خوب بودن و از  صراط مستقیم به طرف وادی کفر می برد یعنی یک کادری جلوی چشم شما می آید و اصلا یادتان می رود که چی بودید و چی شدید، پس بیشتر حواس مان به این مسائل باشد.
 قبل اینکه مشارکت از سی دی  داشته باشیم چند تا نکته در مورد جهان بینی لژیون مجازی بگویم : اگر پیامی خارج از ساعت و یا در روز های  تعطیل بدهید جواب داده نمی شود و کس دیگری هم حق ندارد جواب بدهد، ما در لژیون خیلی چیزها داریم که مورد تشویق قرار می گیرد ولی چون در گروه دست مان بسته است نمی توانیم تک به تک همه را تشویق کنیم و ممکن است پیام های مهم من در بین این تشویق ها گم بشود، به خاطر این در گروه مجازی نمی توانیم روی تشویق ها مانور بدهیم.

مشارکت همسفر زهره:
در این سی دی سه تا نکته وجود داشت که آقای مهندس یک مثلث را فرمودند که یک ضلع آن قاضی،ضلع دوم مشکلات و قاعده هم حکمی است که صادر می کنیم.  دومین نکته این است که کسانی که مرتب ناله و شکوه می کنند در کلاس خداوند رد می شوند، کسانی که صبر و تلاش می کنند هم قبول می شوند و کسانی که شکر گزار هستند شاگرد اول این کلاس هستند و من فکر می کنم جزء دسته دوم باشم و هنوز به رتبه اول نرسیده ام. سومین نکته در مورد دو تا ضرب المثل صحبت کردند، اینکه می گویند "آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب" حرف کاملا غلطی است مثل این است که یک نفر مواد مصرف می کند و بگوید من که تریاک مصرف می کنم حالا هروئین و شیشه هم مصرف بکنم  و این کاملا اشتباه است. در مورد صحبت های دیده بان ها در هفته بنیان، آقای خدامی بسیار زیبا فرمودند که اگر در کنگره هستید باید مهندس گونه رفتار بکنید، یعنی در بدترین شرایط هم می توانید محبت کنید و خود آقای مهندس با این همه مشغله کاری به همه محبت می کنند و موقع رهایی ها جلوی پا همه بلند می شوند. خانم آنی تعریف کردند که آن اوایل مادری بود که همراه پسرش به کنگره می آمد و مدام به او ناسزا می گفت و خانم آنی در جواب به ایشان گفتند که صبوری کنید و ببینید که به چه جایگاهی می رسد، آن مادر حرف خانم آنی را گوش کردند و دیدند که پسر شان بعد از سه ماه که به کنگره آمد رو به روی قبله می ایستد و نماز می خواند و ایشان از خانم آنی تشکر کردند و گفتند که نتیجه صبرم را دیدم .


مشارکت همسفر عفت:
آقای مهندس می‌فرمایند شما خودتان مشکلات را به وجود می آورید مثلا یک مصرف کننده ای که علاوه بر تریاک مواد مخدر دیگر را هم مصرف می کند، مشکلش سخت تر از مصرف کننده ای است که فقط تریاک می‌کشد. در خانواده ها هم همین طور است مثلا مشکل بدهکاری خود را با نزول گرفتن بیشتر کرده است،بنابراین باید با صبر و تحمل خودش مشکلش را حل کند. من هم مشکلات بسیاری داشتم ولی با تفکر و صبر توانستم مشکل خود را حل کنم .


مشارکت همسفر محدثه :
آقای مهندس در سی دی قاضی خود می‌فرمایند که خیلی افراد نزد من می‌آیند و می گویند جناب مهندس یک نکته و یا پندی به من بگویید و من در جواب فقط می‌گویم:" قدر داشته‌های خود را بدانید" و این تجربه خوبی برای من بود، چون غر زدن های من بیشتر به همین خاطر است که داشته هایم را نمی‌بینم . دیدگاه ما در مقابل مشکلات متفاوت است بعضی اوقات مشکلات آنقدر بزرگ نیستند که ما آنها را بولد و با اهمیت می‌کنیم و ایشان مثال مورچه ای را می‌زنند که با یک لیوان آب، لانه اش خراب شد ولی فکر کرد که دنیا را آب برده است. در قسمت دیگری از سی دی جناب مهندس در مورد چرخش صحبت می‌کنند، که ممکن است ما در راه مستقیم باشیم ولی با یک چرخش از راه منحرف بشویم و یا برعکس در قعر تاریکی باشیم ولی با یک چرخش به سمت روشنایی از تاریکی نجات پیدا کنیم .


 مشارکت همسفر نسیبه :
نکته ای که برای من بسیار مهم بود این که جناب مهندس فرمودند تخریب من برابر با جهل و نادانی من است . همسفر و مسافر از نظر تخریب فرقی ندارند و این منیت افراد است . بعضی اوقات با خودم می‌گویم که مسافرم با وجود تخریب مواد جهان ‌بینی بالاتری دارد، پس پذیرش خطا و اشتباه مهم است باید بتوانیم بپذیریم، من نسیبه قبلا اصلا قدرت پذیرش را نداشتم ولی الان خیلی چیزها را راحت می پذیرم. چند سال پیش برای من اتفاقی  افتاد و الان پذیرفتم که اشتباه من بوده است و باید تاوان این اشتباه و جهل و نادانی را بدهم .


 ‌ کمک راهنمای محترم همسفر خانم فاطمه :
 نکته ای در این سی‌دی بود و نسیبه هم به آن اشاره کرد، به عنوان مثال شما خانم خانه هستی و برای تهیه  غذایی زحمت خود را کشیده ای و غذا آن طور که باید بشود نشده است با اینکه شما تلاش خودت را کرده ای و مسئولیت پذیریت را انجام داده ای،حالا اگر خراب شده است عین نیاز تو بوده و تجربه ای بوده است. بعضی اوقات مسئولیتی که بیش از حد باشد یا انجام وظیفه‌ای که از تعادل خارج شود، یعنی اینکه آنجا من دچار گره منیت شده ام و اگر دیگران من را تایید نکردند سریع به هم می‌ریزم  و منتظر تعریف آنها هستم، پس از خودمان اندازه توان مان انتظار داشته باشیم . اگر مورد تایید قرار نگرفتید فوری بهم می‌ریزید و با خودتان می‌گویید: چرا من را تایید نکردند؟  این باعث سقوط و حال خرابی من می‌شود و این دقیقا مساله وسواس است که گفتم وسواس به گره منیت بر‌می گردد. به عنوان مثال ظرفی را که شسته ام مورد تایید خودم و دیگران نیست و فوری بهم می‌ریزم که چرا من کارم درست نیست. پس انتظار بیش از اندازه از خود به گره منیت بر‌می‌گردد. اگر من فاطمه به عنوان مسئول سایت بیش از اندازه انتظار دارم که چرا همیشه اسم سایت را نمی‌برند یا چرا فلان کمک راهنما از سایت ایراد گرفت، یعنی من دچار گره منیت شده‌ام که همان وسواس است، یعنی اگر کسی از من انتقاد کرد فوری حالم بد می‌شود . من دو هفته پیش یک کلمه را در سایت اشتباه نوشته بودم که یکی از کمک راهنماها با حس خوب به من گفتند و من بسیار خوشحال شدم . نظم و مسئولیت پذیری سرجای خودش ولی اگر یک جاهایی خدشه ای وارد شد من نباید خودم را سرزنش کنم چون من معصوم نیستم و در کنار خطاهایم رشد می‌کنم، من صد مطلق و عالی نیستم اگر این طور فکر کردم یعنی دچار گره منیت هستم  و قدرت پذیرش ندارم .وقتی مسئولیت پذیری من بیش از حد باشد و ‌بخواهم به کارم خدشه ای وارد نشود دقیقا این نشان دهنده ی منیت من است. من فاطمه اگر ۸۰ هستم در کنار خطاهایم ۱۰۰ می‌شوم،  اگر در جایی خطا بکنم و از آن درس بگیرم و بریم تجربه بشود، آنجا کارم صددر صد می‌شود ولی اگر خطا، در من را دچار نا امیدی کند یعنی اینکه من منیت دارم پس سقوط می‌کنم و درجه تکامل من بالا نمی‌رود .پس خطا یک تجربه است که باید ما را برای ادامه مسیر شارژ نماید، نه اینکه درگیر خطا بشویم و مسیر را فراموش کنیم . سعی کنید هیچ وقت درگیر حقه خطا نشوید . یعنی من اگر در زندگی خود خدشه ای دیدم به جای فکر کردن به ادامه مسیر به آن خدشه فکر کنم و  اینقدر خودم را درگیر آن کنم طوری که دیگر اصلا به اهداف آینده‌ام فکر نکنم، این یعنی من از خودم بیش از اندازه انتظار دارم قد شانه‌هایم کوچک است ولی انتظار بزرگ دارم . ممکن است خطا پیش بیاید ولی مهم این است که بتوانم از این خطا و اشتباه برای ادامه مسیرم درس بگیرم نه اینکه همان خطا بشوم . انشاالله هفته آینده سی‌دی منیت را کار می‌کنیم . من خودم به شخصه از گره منیت به خیلی جایگاه ها رسیده ام و این رشد من به خاطر دست و پنجه نرم کردن با گره منیت است . پس با قمه و شمشیر به جان روح خود نیفتید که چرا من فلان گره را دارم چون این گره برای رشد تو لازم است و باید آن را دوست داشته باشید،حالا نه اینکه به ضد ارزش ها وسعت بدهید ولی روی ضد ارزش خودتان کار کنید و حربه آن را بشناسید که هنگام جنگ با شمشیر چوبی به سراغش نروید و در مقابلش پادزهر داشته باشید، اما ضد ارزشی که باعث رشد تو می‌شود و تو را درگیر می‌کند و فیتیله پیچ می‌شوید و درون شما را به خود شما می‌شناساند . 
 
مشارکت همسفر زهره( وادی چهارم بخش ۱
):
در مسائل حیاتی مسئولیت را به خدا سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن
خط‌کشی بین همه انسان‌ها وجود دارد و مسئولیت ها دو طرفه است. وقتی مسئولیت خودمان را به گردن خداوند بیندازیم همان گریزگاه و راه فرار است و بگوییم چون قدرت مطلق است پس مسئولیت را به گردن خدا بیندازیم. با شناخت خود می‌توانیم خداوند را بشناسیم و همین باعث می‌شود خداوند که قدرت مطلق است راه را پیدا کنیم. اگر در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم راز و نیاز هم جواب می‌دهد. پس ما باید با تفکر و اندیشه و تلاش مسئولیت خودمان را بپذیریم و خداوند هم در مسیر ما را یاری می‌‌دهد.


 مشارکت همسفر زهره (وادی۴ بخش ۲):
در مسائل حیاتی دادن مسئولیت به خداوند و سلب مسئولیت از خود، گاهی اوقات این کار درست و بعضی اوقات اشتباه است. این به آن معنا نیست که خداوند را قبول نداریم، مسئله ای که مطرح است، مرز بین ما و خداوند است که باید مشخص شود یعنی مشخص بشود که مسئولیت چه چیزی با ما هست و مسئولیت چه چیزی با خداوند است.  خداوند هنگامی که انسان را خلق کرد او را بر سر دوراهی قرار داد.  برای این که خداوند را بشناسیم اول باید خود را بشناسیم و برای خود شناسی اول باید صور آشکار و صور پنهان  را بشناسیم. انسان اگر با بعد جسمی به درون خود بنگرد و تمامی آن را از لحاظ علمی بشکافد می تواند به مرکزیت آن که بخارات هسته ای است پی ببرد، انسان ها با تفکر می توانند با توجه به آنچه هست به مجهولات بعد خود و جهان های خارج از جسم پی ببرند و این واقعه برای انسانی که مطیع نیروهای الهی است به عینه اتفاق می افتد.


 مشارکت همسفر فاطمه( وادی ۴ بخش ۳):
نفس انسان دارای سه مرحله است؛ اماره، لوامه، مطمئنه. نفس اماره: به ما امر می کند، فرمان می دهد، نفس لوامه: سرزنش کننده یعنی وقتی ما یک کار اشتباه انجام می دهیم توسط آن سرزنش می شویم، نفس مطمئنه: انسان های نادری به آن دست پیدا می کند. آخرین مرحله تکامل نفس در هر حیوانی اولین مرحله نفس در هر انسان می شود، مثلا در موجودات  آخرین مرحله تکامل نفس در گیاه اولین مرحله نفس در یک حیوان است، درخت خرما هم به همین صورت است این درخت اعصاب دارد و  برای رشد باید لقاح انجام بدهد و اگر آب به قسمت بالای آن برسد به دلیل وجود عصب دچار خفگی می شود.

کمک راهنمای محترم همسفر خانم فاطمه:
فیلم های آموزش پروتکل را خانم سپیده در گروه قرار دادند، خانم سپیده حتما فیلم ها را دوباره در گروه قرار بدهید که اگر شخصی پاک کرده است دوباره بتواند آن ها را ببیند چون شنبه آزمون هست. اگر سوالی در این مورد بود در این چند روز می توانید بپرسید و خانم سپیده جواب می دهند.
روز شنبه برای آزمون تشریف بیاورید کسی نگوید که من این ساعت را نمی توانم بیایم مهم حضور شما در آزمون است چرا؟ چون کنگره یک فراخوان گذاشته است، کنگره خدمات زیادی به ما ارائه می دهد از جمله حال خوب، درمان، رهایی و رساندن ما به آرامش. وضع مالی شما بد هست می گوید با بخشش در کنگره وضع شما کن فیکون می شود، اضافه وزن دارید لژیون جونز، ورزش روزهای جمعه در پارک، ادامه تحصیل راهکار آن را به ما نشان می دهد مثلاً شما درخواست داشته باشید که با آدم فضایی ها روبرو بشوید آقای مهندس راهکار آن را به هم شما خواهد داد یعنی چیزی نیست که شما درخواست کنید و جوابی برای شما نداشته باشد پس زمانی که فراخوان می‌گذارد که شما در این آزمون شرکت کنید وظیفه شما این هست که کل منابع را خوانده باشید، سی دی‌ها را نت برداری کرده باشید و برای من بفرستید و پروتکل را حتما مطالعه کنید و هر سوالی داشتید تا ساعت ۱۰ شب در گروه مجازی بپرسید و خان سپیده پاسخگو خواهد بود و من هم در صورت کمتر بودن خدمت جواب می دهم. آزمون حضوری است و سفر اولی های عزیز هم می توانید شرکت کنید. خانم زهره با این که دو ماه است به کنگره آمده است آزمون قبلی ۱۴ سوال را جواب داده بود من بسیار خوشحال بودم  با وجود این که منابع آزمون را هنوز نخوانده است ایشان با حس جواب دادند یعنی کسی که تزکیه و پالایش بشود نه این که نخوانید و بگویید با حس جواب می دهم و همه را غلط بنویسید نه، حس یعنی کسی که نخوانده ولی از چیزی که برداشت می کند به سوالات جواب بدهد این خیلی مهم است. خانم افروز و خانم فاطمه هم انشالله در آزمون شرکت کنید، کمک راهنما هم که قبول شدند باید شرکت کنند و کد صفر را بزنند و کسانی که کمک راهنمای تازه واردین قبول شدند با کد لژیون حتما باید امتحان بدهند و بقیه هم که وظیفه دارید در آزمون شرکت کنید.
 روز شنبه سی دی منیت را کار می‌کنیم، خیلی خیلی نیاز است. این سی دی را قبلا نوشتید ولی چون آزمون است، سی‌دی‌های آزمون را بنویسید.  اگر کسی وقت اضافه آورد  یعنی سی دی ها و منابع آزمون را کامل خواند و هیچ مشکلی در منابع آزمون نداشت،می تواند سی دی  کفر را بنویسد فوق العاده است هر چند نوشتید ولی باز هم بنویسید. ما حواس مان نیست که کفری به اندازه سوزن داریم و کفرهای هم به اندازه تونل داریم، از همین کفرهای سر سوزنی به کفرهای تونلی می‌رسیم. سر سوزنی مثل اینکه خدمات مسافر محترم را نادیده می‌گیریم، این همه برای ما زحمت می کشند و تنها به جرم این که مصرف کننده هستند و    دویست نوع ماده حیاتی در بدنش ترشح نمی شود فقط در اثر یک اشتباه کوچک در زندگی، ما مدام این اشتباه را پیراهن عثمان می‌کنیم و  چنان جلوی او جبهه می‌گیریم و می گوییم،شما من را یک عمر بدبخت کردید و ... یکی نیست بگوید خانم محترم اگر این جا نشسته اید به واسطه ایشان است، اگر آمده ای این جا و آموزش می بینید به واسطه ایشان است. امام سجاد می فرمایند: "خداوندا مرا سبب خیر قرار ده" پس به چشم سبب خیر نگاه کنید، به چشم شخصی که بیشترین خدمات را با واسطه یا بی واسطه به شما می‌رساند نگاه کنید، حالا شما  به جرم این خطا که آن را بزرگش کردید یعنی نمی‌بینید که چه کارهایی برای ما انجام می دهند، پس می‌روید سی دی کفر را می نویسید. 
یک سوال مطرح می‌کنم، قبلا هم ۳ سوال مطرح کردم اگر جواب ندادید این آخرین سوال است و اگر جواب دادید باز هم سوال جهان بینی می‌پرسم که بروید و تفکر کنید، اگر جواب ندهید دیگر از شما سوال نمی پرسم.نمیخواهم بروید زنگ بزنید به راهنماهای قبلی، من گفتم تفاوت عشق و محبت در چیست؟ و خانم می آیند در اتوبوس از خانم الهه می‌پرسند و من هم با دهان باز این طوری! خوب تو داری جلوی چشم من  تقلب می‌کنید. گفتم حق ندارید بروید از بقیه بچه ها بپرسید، اگر من می خواستم تکلیف ندهم نمی دادم و می‌گفتم بروید از خانم الهه بپرسید و یکی از بچه های دیگر برای ایشان ویس داده بود که تفاوت عشق و محبت در چیست؟ نمی‌گویم از دیگران بپرسید، از مرزبان یا کمک راهنمای مسافرتان بپرسید، پس نباید تقلب کنید. یکی‌ از کمک راهنماها  از من پرسید تفاوت آموزش گرفتن و آموزش پذیر بودن در چیست؟ فکر کردم در وبلاگ خوانده است، گفتم چطور؟ گفت یکی از رهجوهای شما از من این سوال را پرسید، آنجا من در خود شکستم، من وقتی تکلیف می‌دهم یعنی شماها باید تفکر کنید. سوال دیگری که پرسیدم، این که چرا راهنما هم می‌تواندجن درون رهجو را بیدار کند هم روح درون آن را  بیدار کند؟ و فقط سه نفر  جواب را برای من فرستادند و بقیه نفرستادند. لیست سوالات را یک نفر تایپ کند و در گروه بگذارد و بچه ها بروند راجع اینها فکر کنند.
سوالات 
۱. تفاوت آموزش پذیر بودن با آموزش گرفتن در چیست؟
۲. تفاوت عشق و محبت در چیست؟
۳. کمک راهنما چگونه می تواند جن درون رهجو یا روح درون رهجو را بیدار کند؟
۴. ریشه کمبود اعتماد به نفس در چیست؟ 
هر کس سوالی دارد از خود من بپرسد و نه اینکه ذهن بقیه را درگیر کنید و تقلب بگیرید، من سوال را از شما پرسیدم وگرنه ایشان خودشان بلد هستند. برای من خیلی مهم است که بروید و ببینید ریشه کمبود اعتماد به نفس در چیست؟ طبق آموزشهای کنگره  وقتی به جواب آن برسید باورتان نمی شود که از این گره، اعتماد به نفس شما پایین باشد.
 سوال: چگونه راهنماجن و روح درون رهجو را بیدار می‌کند در چه سی‌دی‌های می توان جواب آن را پیدا کرد؟ 
جواب: در سی دی‌های روح ۹۹  یک و دو، ادموند و هلیا، جواب تمام سوال ها را در سی‌دی‌های آقای امین می‌توانید پیدا کنید و این نوع تفکر شما است، پس بروید روی آن تفکر کنید و من هم روی این ها فکر می‌کنم و گره ها را دانه دانه پیدا می کنم. مثلا شخصی که یک ضلع مثلث شخصیت آن مشکل دارد، به چه دلیل دچار مشکل شده است که اعتماد به نفس فرد پایین آمده است؟ چرا فرد در زندگی دچار منیت و تاریکی می شود و خودش را نمی‌بیند و کامل مسافر و دیگران را مقصر می داند. 
با دعای کنگره جلسه به پایان رسید.
سوال:
۱. ریشه کمبود اعتماد به نفس در چیست؟

لژیون با دعای اعضا به پایان رسید.

تایپ: همسفر هاجر، همسفر محدثه، همسفر آذر

ویرایش و ارسال: همسفر هاجر