عملکرد لژیون پانزدهم مورخ 1399/09/20
به نام قدرت مطلق الله
استاد
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
امیدوارم حالتان خوب باشد و امتحان را خوب داده باشید و از همین الان سعی کنید متمرکز شوید روی آزمون های آنلاین این آزمون ها می تواند نمره ی شما را در آزمون کمک راهنمایی حساب کند خوشحالم که یک بار دیگر در لژیون مجازی قرار گرفتیم که آموزش بگیریم. به فاطمه عزیز سلام می کنم و به کوچولوهای دیگر که کنار مادرشان هستند و لژیون را همراهی می کنند.
مشارکت اعضای لژیون:
سلام دوستان منصوره هستم همسفر
خدا قوت به خانم فاطمه عزیز، در وادی چهارم می گوید: در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش. آقای مهندس فرمودند یک گروهی آمدند دوازده قدم را کار کردند و آن گروه دوازده قدمی پنج یا شش گونه ای طراحی کردند که مسئولیت را به خداوند می دهند ممکن است درست باشد و من به آن شخصیت برسم و از خدا بخواهم خدا کمکم کند ممکن است کج فهمی باشد یک نیروی قوی هست که من همه چیز را به او واگذار می کنم فرمودند در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. منظور این نیست که خداوند را قبول نداریم نمی خواهیم به او توکل کنیم آنها مطرح نیست باید بین خداوند و انسان یک مرزی قرار بگیرد و مسئولیت ها که به عهده انسان هست به خداوند نسپاریم مگر خداوند در برابر انسان مسئولیت ندارد چرا دارد چون انسان را خلق کرده وقتی یک چیزی را تولید می کنند مثلا یکی کارخانه ماشین سازی دارد در برابر آن ماشینی که می سازد اگر خراب باشد مسئولیت دارد و خداوند هم چون انسان را خلق کرده مسئولیت دارد و در کتاب ها هم گفته شده که من از آسمان باران فرستادم مسئولیت های خودش را بیان می کند. خداوند همین طور که انسان را خلق کرده امکانات را هم فراهم کرده خیلی وقت ها چیزهایی اطراف ما هست که اصلا دقت نمی کنیم یک گل پلاستیکی که کشور چین تولید می کند یا کشورهای دیگر چقدر باید کارخانه ها رویش کار کنند تا یک گل پلاستیکی درست بشود باید نفت استخراج بشود و پتروشیمی مواد اولیه را تولید بکند و بعد مرحله قالب سازی که بعد به دست کسی می رسد که آن گل را سر هم می کند و تبدیل به گل می کند.
سلام دوستان اعظم هستم همسفر
هفته ی بنیان را به آقای مهندس و خانواده شان و اعضای کنگره تبریک می گویم ما چه طور می توانیم روزی پنج یا شش میلیون حقوق داشته باشیم ولی وقتی یک کارگر را می گیریم که برایمان کار کند مثلا اگر روزی هفت هزار تومان باشد، می شود ماهی دویست هزار تومان فکر می کنیم این کار دین داری هست این کار درست نیست ما بهترین ماشین سوار می شویم و حقوق یک کارگر این طور بدهیم آقای مهندس در مورد هسته ی انسان بود کتاب صحبت کردند
که با توجه به بخارات آن چه باقی می ماند به جهان های دیگر پی خواهیم برد و به کمک عقل خواهیم توانست به مجهولات بعد جسمی و هسته ی پی خواهیم برد و به روشنی خواهیم دید که در خارج از جسم دیگر یک جهان نیست بلکه با فکر خویش می توانیم همه ی جهان را از نظر خود بگذارنیم و این نیروی الهی اتفاق می افتاد سایر مخلوقات از این محبت بهره ای نمی برند و هر انسانی برای دست یافتن به این مراحل باید لطف الهی فر ایذی همراهش باشد و تزکیه و پاک سازی را آغاز نماید و این عمل صادق نیست و وقتی هسته ی مرکزی را یافتیم می بینیم خارج از جسم ما جهان های دیگری وجود دارد شامل آخرت هم می شود هر کس به آن برسد باید نیروی الهی همراهش باشد در غیر این صورت نمی تواند به هسته ی جسم برسد تزکیه باید از خود من اعظم شروع بشود تزکیه تعیین کنده هست و می تواند انسان را به مراحل بالا برساند تزکیه و پالایش هست چه چیزی می تواند یک آب آلوده را به یک آب زلال با ورد نمی شود تزکیه درست کرد.
سلام دوستان نرگس هستم همسفر
فرمودند اگر کسی بیاید و با عقاید ما مخالف باشد اگر آن آدم بهترین آدم باشد او برای ما به بدترین آدم تبدیل می شود آدم ها برای منفعت خودشان تلاش مکنند اگر چیزی به ضررشان باشد فوری فاصله می گیرند وقتی کسی به سمت بالا حرکت می کند و می خواهد سود کند همه او را هلش می دهند که به سمت بالا برود وقتی می خواهد سقوط کند و به طرف پایین بیاید هلش می دهند که زودتر سقوط کند همه ی آدم ها این کار را انجام می دهند مگر این که ایمان داشته باشند هسته جسم قابل رویت هست یکی همان جسم خارجی هست که بقایی هست که از جسم خاک به صورت انرژی در می آید و به راه و مکان سفر می کند اگر در بعد جسمی به درون خود بنگریم می توانیم به بخارات آن که هستی هست توجه کنیم در صورتی که دنبال مال و مقام باشیم آن هسته ی جسم را رویت نمی کنیم بعضی انسان ها دنبال شناخت خودشان نیستند دنبال مال اندوزی و خواب و خوراک و بهترین ماشین و یخچال شان پر از غذا باشد به مسئله ی دیگری فکر نمی کنند بعضی انسان ها می خواهند تکامل پیدا کنند همه چیز را برای خودشان نمی خواهند افراد دیگر هم برایشان مهم هستند اگر کسی در رنج و عذاب زندگی کند آنها ناراحت می شوند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
سلام دوستان آرزو هستم همسفر
مطلبی که می خوانم از استاد سردار هست هستی در جهان های مختلف به قدری متنوع هست که به تصور نمی آید ما هنوز ذره ای از آن را لمس نکرده ایم این کره ی زمین که می بینیم یک هزارم آن نیست که اطراف مان می بینیم و درک نمی کنیم جهان خیلی پهناور هست و در باور ما نمی گنجد در صور ظاهر این مدل هست در صور پنهان ببینیم چه اتفاقی می افتد و ما آگاهی نداریم مساحتی که می خواهیم تا مشهد برویم هزار کیلو متر هست و حدود پانزده ساعت طول می کشد اگر سرعت نور را در نظر بگیریم سیصد کیلومتر در ثانیه هست راهی که باید بروید تا کهکشان ده میلیون سال نوری طول می کشد با سرعت سیصد کیلومتر هست اتفاق های عجیب و غربیی در جهان ما وجود دارد هسته ی جسم یا کالبد اول ما به صورت آشکار هست همان شهر وجودی و کالبد فیزیکی ما هست برای ما قابل رویت هست مثل مغز و کلیه شامل اینها می شود اینها قابل لمس کردن و حس کردن هستند دانشمندان اطلاعاتی در موردش پیدا کردند و خیلی چیزها را نمی دانیم سلول ما اندازه ی یک شهر وسعت دارد کارخانه و تاسیساتی وجود دارد که چیزهای پیچیده را انجام می دهند
در مورد این مطلب خانم الهه ی عزیز مطلبی را گفتند و عکسی گذاشته بودند واقعا شگفت انگیز بود مثل یک شهر بود ما هنوز رفلکسها و واکنشهایی که بدن ما در برابرشان نشان می دهد هنوز پی نبردیم که دست ما به یک چیز داغی نخورد واکنش نشان می دهد و وقتی با دست برخورد بکند دست را عقب می کشد ما یک هسته ی درون داریم یک هسته ی بیرون داریم مربوط به روح و حس و عقل ذهن و آرشیو و جسم های مجازی و خیلی چیزها بسیار مهم هستند جسم مجازی یعنی چه؟ یعنی همان که ما در خواب می بینیم
من قبلا وقتی خواب می دیدم می گفتند به آن اهمیت نده اینها خواب هست این چیزها که در خواب می بینیم اتفاق نیفتاده و اینها را نباید سرسری بگیریم و باید جدی بگیریم.
سلام دوستان محدثه هستم همسفر
آقای مهندس در مورد پنج حس حیوانی و پنج حس باطنی صحبت می کنند پنج حس باطنی از روح و مغز به انسان نگهبان هستند یک حس بین اینها مشترک هست به آن می گویند حس ششم که این حس ششم بین درون و بیرون هست حس بیرون را ما درک می کنیم و آن به وسیله ی حس ششم به ما منتقل می شود برای همین امروز احساس می کنیم قرار است خاله مان را ببینیم یا می رویم بیرون و یک دوست قدیممان را می بینیم برای کسانی که بیماری جنون بهشان دست می دهد این اتفاق می افتد که آن پنج حس حیوانی دیگر کار نمی کند و پنج ظاهر از کار می افتد به خاطر این که در سیستم های عصبی مشکل دارند آن پنج حس باطن اشتباه شروع به کار می کند موقعی که ما می خوابیم آن پنج حس ظاهر از کار می افتد پنج حس ظاهر به کار می افتد و آنها بیدار می شوند کسی که در حالت کشف و شهود هست آن حس های ظاهری از کار می افتند و حس باطن که با روح و نفس انسان دارد شروع به کار کنند.
سلام دوستان نیلوفر هستم همسفر
تفاوت یک کارخانه ای که گل پلاستیکی تولید می کند با یک کارخانه ای که گل طبیعی تولید می کند صحبت می کنند برای این که یک گل پلاستیکی به وجود بیاید کارخانه و هزاران افراد باید دست به دست هم بدهند تا آن گل به وجود بیاید ولی برای گل طبیعی یک کارخانه کافی هست یک هسته ای می افتد روی زمین و تبدیل به درخت می شود با شکوفه و گل و بوی زیبایی و تولید میوه ای که می شود چه میوه ی زیبایی نعمت های خداوند را ما می توانیم ببینیم خدا قدرت انتخاب را به ما داده نباید مشکلاتمان را گردن خدا بیندازیم راه را نشان ما داده ما خودمان سبب مشکلات برای خودمان می شویم یک کار اشتباهی که ما انجام می دهیم با خدا معامله می کنیم اگر حاجتم را بدهی فلان نذر را می کنم یا فلان امامزاده شمع روشن می کنم غیر این که مشکلمان را گردن خدا می اندازیم این کار منفی و ضد ارزشی هست نذر مشکلی ندارد ولی معامله نکنیم باید عمل بکنیم اگر بخواهیم بدانیم مرز مسئولیت های ما و مسئولیت خدا چه هست باید از خود شناسی شروع کنیم وقتی بتوانیم خودمان را بشناسیم می توانیم خدای خودمان را بشناسیم و با مسئولیت هایی که خدا به ما داده می توانیم بیشتر خدا را بشناسیم.
سلام دوستان معصومه هستم همسفر
آقای مهندس درمورد صور پنهان صحبت کردند بعضی افراد صور پنهان انسان را قبول ندارند انسان را محدود می کنند به جسم خاکی و در صور آشکار زندگی می کنند معتقدند با مرگ جسم از بین می رود و همه چیز تمام می شود ممکن هست در خواب فامیل که مردند یا افرادی که با آنها در ارتباط هستید ببینید هر کدام از افراد در خانه ی خودشان هستند آن جا حضور ندارند ایشان گفتند اینها یک کابوس هست فرمودند هر چیزی که هست برای شخصی که کابوس می بیند واقعیت همان چیزی هست که می بیند و رویت می کند آن شخصی که کابوس می بیند متوجه زندگی معمولی خودش در طول روز می بیند مشخص می شود که یک صور پنهانی در انسان وجود دارد در عالم خواب با جهان های دیگر ارتباط بر قرار می کند شخصی که انکار نمی کند دیدش محدود هست و خیلی تک بعدی فکر می کند کسی که هسته ی انسان را بتواند خوب بشکافد می تواند به وجود جهان های دیگر پی ببرد تا زمانی که دیدش محدود باشد امکان ندارد که به تفکر و جهان های دیگر فکر کند.
سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
آقای مهندس گفتند تا انسان خودش را نشناسد نمی تواند خودش را بشناسد چه کسی می داند روح و نفس و آرشیب چه هست بعضی ها نفس را با جسم و روح می دانند وقتی می گوییم بیت جایی که انسان در آن زندگی می کند اگر حیوان زندگی کند نمی گوبیم بیت نفس با روح متفاوت هست هر کدام معنی خاص خود را دارد. در قرآن آمده وقتی مرگ فرا می رسد فرشته مرگ می آید نفس ما را تحویل می گیرد روح ما را تحویل نمی گیرد در قرآن چیزی به نام قبض روح نداریم ما روح حیوانی و روح خبیثه نداریم روح سنبلی هست از پاکی و نیکی و آگاهی همه چیز روح در جهت مثبت هست ولی روح در مقابل جن قرار دارد روح به امر خدا هست وقتی نفس به مرحله ی میانه می رسد روح در آن دمیده می شود آن چیزی که خبیث می شود آن چیزی که شیطانی می شود نفس هست نفس می تواند هم الهی باشد هم شیطانی نفس ما وقتی به طرف کارهای بد میرود همان نفس اماره هست که ما را به کارهای بد تشویق می کند آن موقع نفس شیطانی هست وقتی به صراط مستقیم می رویم نفس، نفس مطمئنه می شود.
سلام دوستان هاجر هستم همسفر
آقای مهندس گفتند برای این که خدا را بشناسیم باید به خود شناسی برسیم باید خودمان را بشناسیم از نظر درونی و صور آشکار پنهان هست دو مقوله دارد صور پنهان و صور آشکار هست که خودمان را بشناسیم می گویند انسان ذره ای از باری تعالی هست ما برای این که به خدا برسیم و اعتقاد پیدا کنیم باید خوب آن را بشناسیم. باید بدانیم از کجا آمدیم و به کجا می رویم چه قدر در بهشت قرار می گیریم چه قدر در جهنم قرار می گیریم هر صفتی که ما داریم در دنیای بعدی همراه ما هست بعضی وقت ها ما فکر می کنیم خدا غول چراغ جادو هست صبح که از خواب بیدار می شویم یک لیست جلوی خدا می گذاریم و می خواهیم خواسته های ما بر آورده بشود هر کاری که انجام می دهیم مسئولیتش را قبول نمی کنیم انسان باید روی خودش و تفکر و اندیشه ی خودش حساب کند بعد خدا هدایتش می کند باید تلاش کنیم تا به آن خواسته مان برسیم گفتند تا یکی می خواهد پیشرفت کند و به یک مقام بالاتر برود همه مثل زنبوری که دور عسل هست نزدیکش می شوند و هلش می دهند که برود به آن جایگاه و به واسطه ی آن بتوانند به آن جایگاه دست پیدا کنند ولی وقتی او یک خطایی کرد و سقوط می کند همه دور می شوند و اسباب سقوط را برایش فراهم می کنند چون به ضررشان هست تا وقتی به نفع شان هست قبول دارند وقتی به ضررشان باشد قبول ندارند در مورد خدا همین طور هستند ما برای این که به خدا دست پیدا کنیم باید اول خودمان را بشناسیم.
سلام دوستان سپیده هستم همسفر
ممکن است نفس یک نفر شیطانی بشود یا الهی بشود یا نفس اماره بشود انسان شیطانی بشود و انسان را به زشتی تشویق کند نمی توانیم بگوییم شیطانی هست اگر نفس مطمئنه بشود می توانیم بگوییم الهی هست ای نفس مطمئنه به سوی پروردگارت برگرد. ما جن شیطانی و پلید داریم روح سنبل پاکی هست روح پلید و شیطانی نداریم روح و نفس با هم فرق دارد در قرآن نوزده بار یاد شده آن را به بدی یاد نکرده این روح پاک الهی هست و مخصوص انسان هست نفس قسمت اصلی و اساسی هست که تعیین موجودیت می کند هم در ظاهر هم در باطن نفس هم روح هست هم جسم هست نفس یک گیاه یک گیاه را نفس یک حیوان نفس یک حیوان را و نفس آن انسان نفس آن را تعیین موجودیت می کند هر نفسی شامل خواسته های معقول و غیر معقول می شود و ما نفس را در دانایی و رتبه را در درجه ی خاصی قرار می دهیم
وقتی خواستیم بمیریم آن فرشتگان مرگ می آیند نفس انسان را تحویل می گیرند و به جهان دیگری نقل مکان می کند و خویشتن انسان و آن قسمت اساسی انسان نفس انسان هست وقتی نفس انسان را می گیرند آن جسم انسان می میرد نمی تواند تعیین موجودیت بکند.
مشارکت همسفر آذر، پیرامون صحبت های چهارشنبه آقای مهندس
سلام دوستان آذر هستم همسفر
آقای مهندس گفتند اشخاصی می توانند در امتحان شرکت کنند که چهل عدد سی دی نوشته باشند چه سفر اولی و چه مسافر باشند و باید توسط ایجنت و راهنما تائید شوند ما متوجه می شویم که چه کسانی سی دی می نویسند و چه کسانی نمی نویسند از طرز رفتارشان می فهمیم کسانی که حال شان خراب هست کسانی هستند که سی دی نمی نویسند به همه ی افراد که نوازنده هستند گفتند شما هم باید سی دی هایتان را بنویسید اگر نمی نویسید شرکت نکنید جهان بر سه مبنا هست صوت و نور و حس و سنبل ریشه صوت همان موسیقی که پایه ژرفی هم دارد.
عطار هفت وادی داشته باید هفت مرحله را طی می کردند از طلب شروع می شود معتادان گمنام دوازده قدم دارند برای حالت روحی و روانی باید طی طریق کنند ما چهارده وادی داریم که برای تغییر جهان بینی لازم هست بیماری اعتیاد مربوط به جسم و روان ما هست در وادی اول می گوید
با تفکر ساختارها آغاز می شود اولین قدم تفکر هست
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمی گذارد
هیچکس به میزان خود انسان به خویشتن خود فکر نمی کند
در وادی چهارم می گوید به خدا سپردن سلب مسئولیت از خویشتن هست یک فرد مصرف کننده مصرفش را گردن بقیه نمی اندازد نمی تواند بگوید که مقصر پدرم یا مادرم بوده در کنگره وقتی مسئولیت را بر عهده گرفتند توانستیم پیشرفت کنیم و دست پیش هیچ کس دراز نکردیم و خودمان را پذیرفتیم اول نگهبانان ارکس و رهبر ارکس خودشان را معرفی کنند و بعد یکی یکی هفته بنیان کنگره را تبریک گفتند.
سلام دوستان مریم هستم همسفر
دلیل این که خیلی بیماری ها قابل درمان نیست به خاطر این که انسان ناشناخته باقی مانده خیلی از متخصصین به صور پنهان انسان اعتقادی ندارند فکر می کنند انسان همین ظاهری که دارد فقط به صور آشکار او دقت می کنند بعضی افراد می گویند یک اتفاق برایمان افتاده احساس می کنیم چنین چیزی دیدیم این اتفاق افتاده برایشان چون در آرشیوشان بوده الان برایشان باز شده زمانی که فرد را هیپنوتیزمش می کنند آن فرد به چندین سال قبل برگردد و وارد یک مکان و زمان و فضای دیگری می شود و به عینه می بیند به دلیل اینکه در آرشیو ذهنش بوده انسان از روز الست وجود داشته و پیمان می بندیم که خدا را قبول داریم و آنها در آن آرشیو باقی می ماند و مربوط به چند سال قبل بوده و دوباره تکرار شده روح و نفس و جسم برای خیلی ها مثل یک مجهول باقی مانده و همه را یکی می دانند زمانی که انسان فوت می کند آن چیزی که از انسان تحویل گرفته می شود نفس هست چیزی به اسم روح شیطانی نداریم آن روح سنبلی هست که از خدا اطاعت می کند روح خبیثه و شیطانی نداریم.
سلام دوستان اعظم هستم همسفر
علم امروز به شناخت انسان دست پیدا نکرده اگر دست پیدا کنند هزاران بیماری قابل درمان هست الان پزشکان قرص های مختلف می دهند و حالت سنگینی پیدا می کنند حس های خارج از جسم را قبول ندارند و صحنه ی مجازی را قبول ندارند مثلا این صحنه منجر به مرگ می شود چرا انسان آن صحنه را می بیند آیا چنین چیزی امکان دارد خیلی از بیماران می گویند از بچگی تا الان این صحنه برایمان پیش نیامده که از کوهی سقوط می کنیم یا کسی چاقو برداشته و اذیت می کند آقای مهندس گفتند به عقیده ی من اتفاق افتاده بر می گردد به زمان های قبل افرادی بودند که هیپنوتیزم می کنند طرف را برمی گردانند به سی سال پیش یک خاطری برایشان می شود برمی گردد به عالم الست و عالم زر
خیلی علما می گویند ما عالم زر و الست داریم و خدا گفت "قالو بلی" گفتیم شما پروردگار ما هستید افرادی که این عقیده را دارند برمی گردد به زمانی که زندگی کردند.
حال برای این که بتوانیم گام بلند ی در شناخت انسان برداریم به مراحل نفس می پردازیم آقای مهندس گفتند من وقتی رادیو گوش می کردم در مورد روح و نفس صحبت می کرد یک مرتبه نفس و روح را یکی گرفت نفس را با جسم یکی گرفت معنای این سه یکی نیست نه این طور نیست هر کدام معنای جداگانه دارد مگر می شود جایی که انسان زندگی می کند حیوان هم زندگی کند نه جسم و روح و نفس هر کدام معنای خاص خودشان را دارند.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
آقای مهندس فرمودند کسانی که چهل سی دی نوشتند می توانند در امتحان شرکت کنند کسانی که سی دی می نویسند با استاد صحبت می کنند رفتار خوبی دارند آرامش و آسایش دارند کسانی که ننویسند حالشان خراب است و دستشان در جیبشان هست تعادل ندارند و ناامید هستند.
وقتی جامعه حالش خراب باشد آن جامعه به تعادل نمی رسد ما ممکن است دارای مدارک عالی باشیم بعد در مورد گروه موسیقی و رشته های ورزشی و مالی صحبت کردند که افراد کنگره آموزش دیدند در وادی چهارم به ما یاد داد که هیچ موقع کارهای خود را به خداوند نسپاریم و سلب مسئولیت کنیم نباید از دیگران توقع داشته باشیم که کارهای ما را انجام بدهند موقعی که یک فیلمی را نگاه می کنیم اگر موسیقی نداشته باشد ما نمی فهمیم کجایش غم هست کجایش شادی
فرمودند مبنای هستی سه قسمت هست صوت و نور و حس و سنبل صوت همان موسیقی هست.
یک آب انبار را می خواهیم برویم بالا پله ها را یکی یکی باید برویم اگر بخواهیم از اندیشه پیشرفت کنیم باید یک قدم هایی برداریم. فرمودند عطار هفت وادی دارد باید هفت مرحله را طی کند فرمودند معتادان گمنام دوازده قدم دارند برای درمان روحی و روانی آن قدمها را باید طی طریق کنند در کنگره ما چهارده وادی داریم برای جهان بینی از چهارده وادی استفاده می کنیم اولین وادی می گوید؛ با تفکر ساختارها آغاز می شود، بدون تفکر آن چه هست رو به زوال می رود.
اولین قدمی که بر می داریم باید تفکر کنیم.
مشارکت وادی چهاردهم بخش دوم:
سلام دوستان نسیبه هستم همسفر
گفتند ما باید دست از جنگ برداریم باید یک دل و یک زبان بشویم منظور این نیست که ما بخواهیم با شمشیر به جنگ همدیگر برویم همان جنگ افکار و اندیشه هست با صلح و اندیشه جلو برویم نه این که دست از جنگ برداریم همین که یک دل و یک زبان بشویم کافی هست که به صلح و آرامش برسیم بدانید درهای بسته روزی باز خواهد شد مانند قلب هایی که آلیژایی آنها سیاه سنگند یک روزی آن درهای بسته باز می شوند آن چه کاشتید زشت خواهد نمود و تمام دشت ها را سر سبز خواهد کرد و انسان گرسنه ای نیست و نخواهد مرد و نیروهای تخریبی کم کم کم خواهد شد باید حرکت کنیم و قدم هایمان را استوار کنیم از بیداری و هوشیاری فاصله چندانی نیست قدم ها باید محکم باشد انسان ها خواب هستند ولی تا زمانی که خواب هستند خوابند شاید قرن ها خواب باشند در کنگره بیدار می شوند از بیداری تا هوشیاری فاصله ای نیست ما باید صبر داشته باشیم از ما یعنی آموختن روشنایی درج شده است روی پیشانی عالم
برای آن که هر کدام از ما برای این که به روشنایی برسیم نوشته شده است قطعا به آن خواهیم رسید باید صبر داشته باشیم.
استاد:
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
امیدوارم حالتان خوب باشد جا دارد که من هم هفته ی بنیان را تبریک بگویم خدمت آقای مهندس و خانم آنی عزیز آقای امین و خانم شانی و خانم کمان دار بیشترین زحمت ها و تلاش ها را انجام دادند تا ساختار کنگره که این ساختار را ما با چشم می بینیم درست بشود اگر زحمت های این خانواده گرامی نبود مشخص نبود که کنگره سرانجام به چه جایی و مرحله ای برسد پیش کسوتان عزیز دیده بانان عزیز واقعا زحمت کشیدند جا دارد که ما از آنها تشکر بکنیم از تمام کسانی که شعبه های اصفهان را بر پا کردند آقای حکیمی و آقای خدامی و آقای حکیم رضایی. آقای حکیمی گفتند من اگر بخواهم حساب بکنم که چه قدر مسافت رفتم و آمدم برای تاسیس شعبه های اصفهان بیش از صدها کیلومتر به اندازه ی یه دور زدن دور کره ی زمین زدن ایشان مرتب در راه اصفهان بودند که خدا را شکر شعبه پایه گذاری شد.
من روز دوشنبه وقتی که برای خانواده شان و گذران زندگی خودشان و اوقات فراغت خودشان همه را بخشیدند برای کنگره ۶۰ و آمدند همه را بخشیدند و از عصاره ی جان شان بخشیدند و تلاش و همت کردند که به شکر خدا کنگره در این سطح دارد آموزش و فعالیت می کند و آقای مهندس که خودشان کنگره را احداث کردند و روی خودشان امتحان کردند و این روش را سخاوتمندانه به صورت رایگان در دست تمام مصرف کنندگان قرار دادند از ایشان تشکر می کنم انشالله که بتوانیم در راستای اهداف کنگره یک سر سوزن نقش داشته باشیم. در وادی چهارم بچه ها تیترش گفتند می گوید در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن ما انسان های زیادی اطراف خودمان داریم حتی ممکن است در وجود خودمان هم این ضد ارزشی باشد که بیاییم و تمام آن چیزی که خداوند در زندگی ما قرار داده به عنوان نعمت قرار داده آنها را نبینیم وقتی کوچکترین مشکلی در زندگی ما به وجود بیاید که آن مشکل برای به وجود آمدن بالانس و تعادل در زندگی من شخصی هست دنبال مقصر بگردیم و واگذار کنیم که خداوند این مشکل را برای من آفریده یک کاری را می خواهیم انجام بدهیم بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و کل مسئولیت را بدهیم به خدا. اگر خدا می خواست این طور می شد اگر خدا می خواست آن طوری می شد کاملا اشتباه هست شما به عنوان یک انسان شخصیت جداگانه داری از اجزا و صور پنهان و صور آشکار همه چیز درون خودت داری و نیاز نیست کسی مسئولیت شما را بپذیرد اگر من فاطمه مسئولیت خودم را خودم بپذیرم اگر یاد بگیرم مشکلی که به وجود آمده نتیجه ی بذرهایی هست که دیروز کاشتم و امروز باید تاوانش را پرداخت کنم امروز باید باز پرداخت داشته باشم باید بهای آن بذر اشتباه را که کاشتم را بدهم اگر من بپذیرم و با جان و دل مشکلم را دوست داشته باشم بپذیرم خدا به من کمک می کند که من زودتر آن مشکل را حل کنم نه این که بنشینم و دست روی دست بگذارم بگویم خودش حل می شود خداوند این مشکل را آفریده خودش هم حل کند باید طوری باشم که تمام مسئولیت کار خودم را خودم به عهده بگیرم سعی کنم از مسئولیت کار خودم شانه خالی نکنم و آن را گردن دیگران یا گردن خداوند بیندازم در دو صورت مشکل در زندگی آدم به وجود می آید یا این که خداوند این تقدیر در وجود من به وجود آورده چون دیده که من فاطمه یک کمبود نوسانی و تعادل در من هست که تعادل را در زندگی از بین برده آن جا مشکل را به وجود می آورد که من فاطمه را به بالانس و تعادل اصلی برگرداند یا این که آن نتیجه ی بذرهایی که خودم کاشتم و باز هم از حالت تعادل خارج شدم و خداوند با قرار دادن این مشکل من بیایم روی تفکرم کار کنم سعی کنم که چه طور این مشکلم را حل کنم و چه طور از این وادی خارج بشوم این که مسئولیت را به گردن خدا یا به عهده ی دیگران بیندازم یعنی یک طوری پاک کردن مسئله یه طوری دارم مشکل را دور می زنم من وظیفه ام هست که به خودم بگویم اول باید فکر کنم این مشکل برای من به وجود آمده و اندازه ی شانه های من هست و قرار خیلی خوبی در این مشکل برای من به وجود بیاید نتیجه این مشکلات به یک خیر و خوبی هست که در زندگی من برسد از این دیدگاه نگاه کنم و تلاش کنم که حل بکنم و مثل افراد معرکه گیر دنبال مقصر نگردم که وای چی شده این مشکل برای من به وجود آمده چرا باید این طوری می شد دنبال مقصر نگردم دنبال مقصر گشتن در زندگی کار افراد معرکه گیر هست همین طور که در سی دی یاد گرفتیم در مورد صور آشکار و صور پنهان هست که صور آشکار و پنهان هر چه انسان در زندگی آموزش و دانایی بیشتری برسد و از ضد ارزشها فاصله بگیرد می آید و طوری حرکت می کند که این صور آشکار ارتباط بیشتری با صور پنهان داشته باشد اگر به طرف ضد ارزشها برود این ارتباط کمتر و کم رنگ می شود به واسطه ی همین فرد دچار مشکلات می شود معمولا کسانی که در درجه ی نفس اماره هستند این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند صور آشکار و صور پنهان و افرادی که در نفس لوامه هستند کمی به هم نزدیک تر شده نسبت به نفس اماره ولی کامل منطبق نشده چون اگر منطبق بشود بر هم فرد وارد نفس مطمئنه می شود و آن جا به فرمان عقل می رسد ما برای رسیدن به فرمان عقل و منطبق شدن صور آشکار و صور پنهان در زندگی تنها راهی که داریم باید تزکیه و پالایش انجام بگیرد غیر ممکن است که ما بتوانیم بدون تزکیه و پالایش به آن درجه برسیم غیر ممکن است ما بدون این که روح خودمان را به تکامل برسانیم بتوانیم به درجه نفس مطمئنه وارد بشویم روح فرا ناپذیر هست روح وجود دارد از الست تا ابد وجود دارد و در جسم های مختلف دارد خودش را به تکامل می رساند اگر امروز روح فاطمه در جسم فاطمه هست ممکن هست بعد در جسم دیگری باشد و خودش را به تکامل بیشتر برساند هر چه روح ما تکامل بیشتری پیدا بکند انطباق صور پنهان و صور آشکار بیشتر می شود آن فرد زودتر به درجه ی نفس مطمئنه برسد درجه ی نفس مطمئنه هم در قرآن آمده؛
«ارجعی الا ربک راضیه مرضیه فدخلی فی عبادی فدخلی جنتی»
خداوند در این سوره از قرآن بیان می کند؛ به درجه ی نفس مطمئنه رسیدی و روح به درجه تکامل برسد فقط فرمان عقل را می پذیری و راضی هستی به رضای حق راضی هستی به فرمان عقل به درجه ی راضیه مرضیه رسیدی تو نمی توانی در جهان کالبد فیزیکی خودت قرار بگیری این جا بعدت فرق می کند باید فرق کند باید بیایی در جهان دیگر و نزد خداوند باشی چون آن جا به درجه ی نفس مطمئنه رسیدی و آن جا می توانی جای فرشته ها باشی پیام های بندگانش را وحی می کند آقای مهندس بارها گفتند که انسان می تواند از حیوان پست تر باشد و می تواند از فرشته ها مقامش بالاتر برود منظورشان این هست که انسان با تزکیه و پالایش و حرکت در مسیر ارزش ها به درجه ای برسد؛ «فدخلی فی عبادی فدخلی جنتی»
برود در جنت خداوند برود در بهشت خداوند مطرح می کند و آن جا بشود یک فرشته ای که فرمان های خداوند را به بنده های خوب وحی می کند پس انسان می تواند به آن درجه برسد فقط با تزکیه و پالایش فقط با این امر که خودش مسئولیت خودش را بداند از همین ذره ذره حرکت ها می تواند به آن مقام و درجه برسد این که من بگویم من از امروز دیگر کار بدی انجام نمی دهم تا روحم به تکامل برسد صور آشکار و پنهان بر هم دیگر منطبق بشود به مرحله ی شود شود برسم
در این مسیر و بتوانید از پس مشکلات زیبایتان بر بیایید من فاطمه همین طور خیلی به دعایتان نیاز دارم انشالله که من بتوانم این مشکلات را راه حلش را پیدا بکنم تلاش خودم را شروع کردم انشالله که خداوند و دعای شما بتواند کمکم کند در این مسیر ممنونم که امروز به صحبتم گوش دادید خیلی لذت بردم از مشارکت تک تک تان.
روز دوشنبه ما لژیون حضوری داریم در شعبه من ساعتش را اعلام می کنم یک ربع قبل از شروع لژیون سی دی هایتان را می آورید من ببینم می خواهم ببینم از سی دی های امتحان چند تا نوشتید حتما ببینم سی دی ها را امتحان را بخوانید برای امتحان کمک راهنمایی از فرصت استفاده کنید شاید سال های بعد توفیق برای امتحان کمک راهنمایی را نداشته باشید الان که این فرصت را دادند حتما از آن استفاده بکنید در زندگی به هر انسانی برای رسیدن به هر مرحله ای یک تایمی داده می شود اگر از آن تایم استفاده نکند از دستش می رود
و سپس با دعای کنگره لژیون به پایان رسید.
تایپ: همسفر فاطمه"ک"