عملکرد لژیون پانزدهم مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۳
به نام قدرت مطلق الله
انشاالله که حالتان خوب باشد. خانه تکانی که نمیکنید اصلا؟ چرا؟ در حد کم، اصلا که نافرمانی نکردید. انشاالله که خوب و سالم و سلامت باشید۰
اگر گفتم خانه تکانی نکنید دلایل آن را نیز گفتم باید زود جمعوجور کنید مخصوصا سفر اولیها، سفر اولی نباید خانه را به هم بریزد۰ زیرا برای حال مسافر بههم ریختگی بهوجود میآورد و باعث گریز زدن او میشود و مسیولین این کار با شما میباشید.
امروز دلم میخواست همه بچهها باشند زیرا دو یا سه هفته تعطیل هستیم و نمیتوانیم همدیگر را ببینیم اما باید سیدیهای عقب افتادهتان را بنویسید۰ خود من نیز تمام سیدیهایی که در طول سال عقب ماندم را باید در ایام عید نوروز بنویسم. ارتباط شما نباید با کنگره قطع شود، نیروی باز دارنده منتظر فرصت هست۰ همیشه آموزشها بالاتر از ما وجود دارد و با سیدی نوشتن به آموزشها نزدیک میشویم، هر چه که به این آموزشها بچسبیم و فاصلهای نباشد چیزی بین شما قرار نخواهد گرفت و به دنبال اهداف خود خواهید بو، اگر فاصله بیفتد نیروی باز دارنده منتظر فرصت هست و به زیبایی بین شما و آموزش ها قرار میگیرد۰ شما هر چه در این چند سال یا یک سال، شش ماه رشته کردید پنبه می کند! اگر تا الان پذیرش و حال خوب داشتید و کمی به تعادل رسیدید اگر مابین شما و آموزشها فاصله بیفتد گویی تمام آنها هیچ نبوده و فراموش خواهی کرد. آقای مهندس همیشه می گویند: علم کنگره بسیار وسیع و فرار هست. شما یک جدول ضرب در کلاس سوم دبستان یاد گرفتید و تا صد و بیست سالگی در ذهنتان خواهد ماند، اما علم کنگره و علم جهانبینی کنگره این قدر وسیع و گسترده است و همه چیز را دربر میگیرد که شما هر چه جلوتر بروید باز هم این قدر شامل حال همه دانستنی های فراوانی وجود خواهد داشت که باید آموزش ببینید.
مگر سردر کنگره ننوشته است که اول ندانی را بدانید.
انسان هر چهقدر در کنگره باشد باز هم متوجه خواهد شد که هیچ نمیداند و تازه اول راه هست. شما منیت را شناختید، اما عاقبت باز هم در همین گره گیر میکنید طوری که اصلا متوجه نشوید! با یک راهکار جدید و بسیار زیبا در زندگی نقش ایفا میکند و فرمانروایی را از شما میگیرد، هر چه شما از این آموزش فاصله بگیرید، آموزش هم از شما فاصله میگیرد و فکر نکنید که دیگر به سمت نیروهای بازدارنده نمیروید و نیروهای بازدارنده بیدار نمیشوند اگر از آموزش فاصله گرفتید آموزش هم دو قدم فاصله میگیرد، سه قدم فاصله گرفتید او بیست قدم فاصله میگیرد۰ شما به آن نیاز دارید و باید به آن بچسبید وگرنه جدا خواهید شد. به همین خاطر ما در ایام عید در کنار تمام خوش گذرانیهایی که داریم، نوشتن سیدی نیز باید داشته باشیم داریم. انشاالله دو سی دی و دو برداشت در این ایام مینویسید. سر گروهها کسانی که اینجا هستند باید دو برداشت و دو سیدی انجام دهند، بعد از عید آزمون برگزار خواهد شد. منابع را هم خانم مریم گفتند۰ شما هم که خیلی خوب برای امتحان میخوانید! کمی محکمتر قدم بردارید، این بار از پروتکل سوال نداشتیم و سوالات فوقالعاده راحت بود، اگر سوالات بد بود اصلا ما نمره نوزده و بیست نداشتیم۰ وقتی نمرهتان پایین است یعنی تلاش شما کم بوده است باید کل این مطالب ملکهی ذهنتان شود وقتی به شما می گویند تصویر شماره نه چه هست بلافاصله تمام را با جزئیات در ذهن خود متصور شوید مثلاً: اتومبیل بود، گل و خاک بود یا تصویر نبرد درون بود، باید کاملاً جزئیات را در ذهن بیاورید در امتحان کمک راهنمایی نزدیک پنج یا شش سوال از تصاویر میآید۰ تصاویر کتاب ۶۰ درجه خیلی مهم هستند۰
نمرات را هم که فرستادم خیلی خوب بودید! من با خود تصور کردم که تمام منابع را خواندید و نتبرداری کردید و همه را خوب جواب می دهید، اما وقتی نمرات را دیدم ناامید شدم۰ انشاالله برای آزمون بعدی بخوانید۰ بچه ها چه کسی باورش میشود که سال ۱۴۰۰ به این سرعت به پایان برسد؟ انگار همین چند وقت پیش بود که ما لژیونی برای عکس با سفره هفت سین رفته بودیم! چشم به هم بزنید این ۱۴ روز نیز تمام میشود، از همین الان شروع کنید بخوانید، اگر میخواهید در کنگره به یک جای خوب برسید سال برایتان نو باشد مبارک باشد حول حالنا اتفاق بیفتد۰ حول حالنا فقط این نیست که من سر سال تحویل دعا کنم که خدایا من وضع مالی خوبی داشته باشم، خدایا خانه بخرم، خدایا حال مسافرم خوب باشد، الهی فلانی این طور شود اینها را ما نداریم۰ سر سال تحویل تنها دعایی که می کنید۰ حول حالنا چه هست روی کاغذ مینویسید و برای من ارسال میکنید، منتظر این جواب هستم که حول حالنا یعنی چه؟
یعنی باید منتظر چه اتفاقاتی باشید؟ هر موقع این حول حالنای واقعی اتفاق افتاد آن روز باید برایتان عید باشد. از این تعطیلات به این راحتی نگذرید حتما از آن استفاده کنید۰ شکر خدا یکی دو سالی هست که عید رفت و آمدها سنگین نیست۰ شاخهای نیست از این طرف یک شاخه بیست نفر از آن طرف یک شاخه بیست نفر! و محدود شده فقط به خواهر و برادر و پدر و مادر بنابراین بعد از سه یا چهار روز که حال و هوای عید گذشت به آموزش و سیدی نوشتن برسید. برای دیگران الگو باشید شما در کنگره آموزش میگیرید اما هزاران نفر هستند که کنگره نمیآیند و امکان آموزش ندارند. شما برای آنها الگو شوید و با حال خوبتان دنبال حاشیه در دید و بازدیدها نباشید۰ روز پنجشبه هم گفتم در حاشیه نباشید که او چه گفت این حرف را زد آن حرف را زد۰ مسافر من به فامیل من که میرسد این کار را نمیکند اما برای فامیل خود سنگ تمام میگذارد۰ اصلا دنبال این چیزها نباشید۰ مجبورشان نکنید، حس و حال تان خوب باشد و کنگرهای رفتار کنید، مثلاً: مسافر من فقط به فامیل خود اهمیت میدهد اما برای فامیل من ارزشی قائل نیست! روز پنجشنبه گفتم کنگرهای باشید و کنگرهای بمانید نه این که دو یا سه روز اول که آموزشها در ذهنتان است اجرا کنید و بعد یادتان برود۰ و اگر جایی مسافرتان با شما نیاید، آسمان را به زمین بدوزید که چرا شما این طور رفتار میکنید! ما از این حرفها نداریم۰ به قول استاد امین رسیدن به یک جایگاه مهم نیست، حفظ آن جایگاه مهم است، اگر شما امروز روی خودتان کار کردید و ساختارهای منیت، ضد ارزشی، غیبت، دروغ، تهمت، قضاوت، قیاس کار کردید همین را حفظ کنید و سفت و سخت از آن مواظبت کنید. اگر به شما گفته میشود در مکاتبات تلفنی مواظب حرف زدنتان باشید و از هر دریچهای وارد بحث نشوید، شنونده غیبتها نباشید و ادامه دهنده نباشید، گوش شنوا نباشید، شما بستر را فراهم نکنید۰ عید نوروز اگر بخواهید این روال را ادامه بدهید باید آموزشهایتان را داشته باشید۰ اگر هم از آموزشها و سیدی نوشتن و برجک زدن خانم فاطمه خبری نیست و متوجه نمیشوید من حستان را دریافت میکنم که چه کسی چه کار می کند، حواستان به خود و به آموزش هایتان باشد، حتی اگر یک ماه است که به کنگره آمدید باز هم تلاش کنید و از آنچیزی که یاد گرفتید محافظت کنید، نگهداری بسیار مهم است، مثل این مسافرهای سفر دومی نباشید که وقتی به سفر دوم میرسند همسفرشان را اذیت میکنند و برگشت میخورند. اگر به جهان بینی رسیدید درست از آن نگهداری کنید۰ لطفا در مورد تجربیات خود قبل از کنگره و بعد از کنگره مشارکت کنید و اینکه در سال ۹۹ چند درصد به خال خوش رسیدهاید، چند درصد آموزش پذیر شدید و یا اصلا آموزش پذیر شدید؟ یا همچنان در برابر آموزشها جبهه گرفتهاید و میگویید من بهتر بلد هستم؟ سی دی حلقهی مفقوده ۲ در مورد یکی از مقالات آموزشی آقای مهندس صحبت کردند۰ کتاب چهارده مقاله که بعد از عید یکی از منابع آزمون میباشد بنابراین باید منابع را بخوانید و نتبرداری کنید.
مشارکت همسفر زهره:
من همیشه عادت داشتم که قبل از این که سال تحویل شود چیزهایی که از خدا میخواستم و تغییرات درونی، چه مادی و چه معنوی را مینوشتم و زیر قرآن میگذاشتم و ایمان هم داشتم که تا آخر سال به آن میرسم قبل از این که به کنگره بیایم روال زندگی من اینگونه بود و دوست داشتم پختهتر شوم و سر هر مسئلهای زود گریه نیفتم، که الان هنوز همین طور است ست، صبور باشم، دوست داشتم یک سری تغییراتی درونم اتفاق بیفتد۰
من شهریور ماه به کنگره وارد شدم و نمیدانستم اصلا اینجا چکار میکنم! و چرا در چنین جایی قرار دارم! زمانی که اواخر سال به یادداشت خود زیر قرآن مراجعه کردم، اولین آیتم من این بود که در جایی قرار بگیرم که بتوانم آموزش دریافت کنم واین برایم جالب بود و دقیقا هر سال همین اتفاق برایم میافتد وهمین کار را انجام میدهم وبه آن هم باور دارم. در مورد اینکه میگویید چه تغییراتی برای شما اتفاق افتاده، من اویل از عملکرد خود راضی بودم اما متاسفانه امروز از خود راضی نیستم هر چند همه خانواده میگویند خیلی تغییر کردهای باز حس میکنم آن طوری که باید پیشرفت کنم نبوده و من در زندگی در کنار یک مسافر نبودم، پدرم نیز در دوران مصرفش رفت و برگشت های زیادی داشته است و بسیار سخت و دشوار بود، رفتار و کردار او بسیار ناراحت کننده است به طوری که برایم وصفشدنی نیست وتحمل کردنش برایم سخت است. در وادی چهاردهم در مورد عشق بلاعوض صحبت شده و محبت کردن برای من بسیار سخت است که بخواهم به پدرم محبت کنم و باورش برایم سخت است. زمانی که زندگی ما را به سمت نابودی میکشاند نمیتوانم به او محبت کنم، روال زندگی آن چیزی که ما میخواهیم نیست و فکر میکنم همه چیز نابود شده و هر قدر تلاش میکنم باز نمیشود و به خاطر همین فکر میکنم از خود راضی نیستم و احساس میکنم هنوز یک سفراولی هستم و هنوز یک کنگرهای نیستم.
کمک راهنما محترم همسفر خانم فاطمه:
زهرهجان شما قبلاً مسافر داشتید اما با شما زندگی نمیکرد و مسایل او را نمیدیدید اما اکنون با یک مسافر زندگی میکنید و طبق سیدی نقش همسفر که استاد امین بسیار زیبا بیان کردند باید او را بپذیری و دوستش داشته باشی و با وجود اینکه میبینید زندگیتان را نابود میکند اما باید بپذیری و با او به خوبی رفتار کنید و خدا را شکر کنی که سایه پدر بالای سرت هست. مصاحبه چند سال پیش پرستو صالحی را در برنامه ماهعسل به یاد دارید که گفت دعا میکنم که همان پدر مصرف کننده معتاد بالای سرم باشد. پس پدر نعمت است یا حالا همان همسر مصرف کننده، یا هر کس که مصرف کننده است. حالا حساب کن خداوند تمام بندهگانش را با همین خصوصیات میپذیرد. وادی چهاردهم میگوید: عشق بلاعوض یعنی شما محبت میدهید ولی انتظار دریافت آن را ندارید که او حتما باید بیاید و سفر خوبی را انجام دهد، شاید او در این بعد از حیات همینطور میخواهد باشد شما به او چه کار دارید؟ فقط پذیرفتن و دوست داشتن و این رزق وروزی ما است. بسیاری از ما بهخاطر فرزندی که شیطنت میکند گلایه میکنیم! در تبلیغات تلویزیونی خانمی بود که زندگی خود را از دو جنبه بررسی میکرد و از یک سمت ناشکری میکرد و از فضای کوچک خانه و بچه و شوهرش گلایه داشت و از طرف دیگر شاکر خداوند بود که این نعمتها را به او داده است. شما با یک شمشیر در دست، ایستادهاید بالای سر این بندهخدا اذیتش میکنید، زود باش یک کاری کن سفرت درست شود و به او زور گویی میکنید اگر همسفر واقعی بودید ویکدرصد درک میکردید میدانستید که ۲۰۰ نوع ماده حیاتی در بدن او ترشح نمیشود. او حتی توانایی فکر کردن را هم ندارد! شما واقعا در حق او ظلم میکنید. دقیقا مشاورین تازه واردی همین موضوع را برای یک سفر اول باز میکند تا متوجه شود که مسافر او از این نطچظر بیمار است شما اکنون این مواد به راحتی در بدنتان ترشح میشود زیرا برای نشستن بر روی صندلی نیز مواد ضد درد باید ترشح شود وگرنه نمیتوانستید یک لحظه تحمل کنید و دردی در کمر و پا احساس نمیکنید اما یک مصرف کننده ۳۷/۲۰۰ تریلیون سلول خود را درگیر مواد کرده است و زمانی که اندازه مرفین در خون او پایین بیاید ۲۰۰ برابر درد زایمان را باید تحمل کند! اگر شما یک سردرد معمولی داشته باشید اصلا حاضر نیستید پاسخ فرزند خود را بدهید. آقای مهندس میفرمایند: بیماری سرطان در برابر بیماری اعتیاد هیچ است، یعنی یک چنین دردی را متحمل میشوند، ۲۰۰ نوع ماده حیاتی در بدن او ساخته نمیشود! بیماری سرطان یک تقسیم سلولی به هم ریخته که یک جای سلول بیش از حد ترشح کرده و بیش از حد تکثیر شده و این یک توده را به وجود آورده است و فقط یک قسمت را درگیر کرده است، به جز سرطان مغز استخوان که انشالله کسی به آن مبتلا نشود. آقای مهندس میگویند: بیماری اعتیاد از این بدتر است، تمام سلولهای جسمیاش درگیر این درد است، بنابراین من آن لحظه چه انتظاری از او دارم؟ من انتظار دارم با عشقی که به او میدهم حال خوبی داشته باشد و درست سفر کند بهخاطر دوست داشتن من، باید مواد را کنار بگذارد و دیگران را نابود نکند! باید بگویم این شما هستید که اسباب نابودی خود و دیگران را فراهم میکنید زیرا فرمان عقل او دست نیروهای بازدارنده است. شما در کتاب چهارده وادی مگر نخوانید که شهر وجودی آنها در دست دزدان و فاسدان افتاده است. مواد مخدر مصرف میکند و مرفین خون او بالا میرود و حال خوب او به واسطه مصرف این مواد است اما به مرور زمان ده دقیقه بعد پنج دقیقه بعد، نیم ساعت یک ساعت بعد که این میزان در خون او پایین بیاید، قبایل وحشی شروع به فرمان روایی میکنند و دستور مصرف مواد را صادر میکنند. اگر دقت کرده باشید زمانی که به شما یک حرفی میدهند نیم ساعت بعد یادشان نمیآید! بنابراین شما از این افراد چه توقعی میتوانید داشته باشید؟ توقع عشق و محبت و تعادل را دارید؟ همسفر بر اثر ندانستن، در حق خود ظلم میکند. شاید این بنده از بندههایی است که دوست دارد در این بعد از حیاتش درگیر مواد باشد، مصرف کننده باشد، شما نیز کاری از دستتان برنمیآید مگر اینکه بپذیرید و دوستشان داشته باشید. قوم حصرت یونس هزار سال ایمان نیاوردند، هزار سال! یعنی دیگر جانشان به لب رسیده بود و به درگاه خدا اعتراض کردند، که چرا اینها ایمان نمیآورند، همان موقع عذابی برایش نازل شد که در شکم نهنگ قرار گرفت و ذکر یونسیه را چهل مرتبه خواند و استغفار کرد و بعد از شکم نهنگ نجات پیدا کرد. خداوند به او گفت: شما بندگان مرا را دوست ندارید؟ شاید آنها نخواهند ایمان بیاورند و از کجا مشخص است اگر کمی صبر میکردید ایمان میآوردند. یک روز زهرا داستان نفرین یک پیامبر در حق قوم خودش را تعریف کرد و بسیار جالب بود که خداوند به پیامبرش میگوید: تو برای چه به بنده من را نفرین کردی، حق نداری با آنها بد رفتاری کنی باید بندههای من را همینطور که هستند دوست داشته باشی. بعضی وقتها که ما از مسافر یا خانواده خود بدگویی میکنیم و خداوند بنده خود را با همین ویژگیها دوست دارد و من چه کسی هستم که به خود اجازه چنین رفتاری را میدهم؟ من ذرهای از این کل هستم. همه هستی در حال خدمت به من است، من در برابرش چه کاری انجام میدهم؟ من فقط ناسپاسی میکنم که این چه بندهای است که خلق نمودی، چرا حرکت نمیکند، چرا خوب نمیشود. ما اگر در کارهای خود تمرکز کنیم متوجه میشویم که بیشتر ناسپاسی میکنیم. ناسپاسی به درگاه خداوند و کائنات و خلقت، چرا خداوند این را آفرید؟ خوب به شما چه ربطی دارد شاید دوست دارد این کار را بکند، شما اگر آدم درستی هستید، او را بپذیرید و بیشتر دوستش داشته باشید. شاید او دوست نداشته باشد آدم خوبی باشد مگر هر چیزی باید طبق نظر وخواسته ما باشد؟ نه هیچ چیز طبق خواسته ما نمیشود.پس موقعی بنده خوب خداوند میشوید که به درجه عشق مخلوق به مخلوق برسید، در مشارکت خود امروزگفتم ما که به دروازه محبت هم نمیرسیم چطوری میخواهیم وادی چهاردهم را بفهمیم! اگر به دروازه آن رسیدیم هر چیزی که در زندگی و اطرافیان و در کنگره میدیدیم شکر آن را به جا میآوردیم و محبت میکردیم، برای محبت کردن شرط نمیگذاشتیم که حتما باید آدم خوبی باشد. این اصلا محبت نیست، این یک معامله میشود یک به یک، او محبت نکرد من هم محبت نمیکنم! و بهخاطر اینکه درمان نشده دیگر دوستش ندارید و محبت نمیکنید، جنس محبتتان فرق میکند، نه تنها زهره، همه ما در زندگی خودمان همینطور هستیم، همه ما نمیپذیریم. مثال: ما حتی در ذهنمان هم نمیتوانیم به پدر، مادر، همسر خود بیاحترامی کنیم و اشتباهاتشان را بهرخشان بکشیم، اما در ذهن خود قاضی میشویم، محکمه تشکیل میدهیم، متهم میکنیم، شما خود میبرید و میدوزید. مثلاً میگوید اگر این سبد مدل دیگری داشت من او را دوست داشتم، عزیزم این سبد با این شکل رزق و روزی شما است با هر عیب و ایرادی باید او را بپذیرید. من بیش از حد از خداوند و خلقت توقع دارم. ما همه بندههای بدعادتی شدهایم انتظار داریم همه چیز همانطور شود که انتظار داریم! ماچه کاری در حق آنها میکنیم، آیا اگر یک ترازو برای خود درست کنیم، اعمال ورفتار خود را در یک کفه ترازو و خدمت کائنات را در کفه دیگر قرار دهیم کدام یک سنگینتر است؟ خدمت ما در کائنات از کرم خاکی که موجب جریان اکسیژن در خاک میشود کمتر است، طبق وادی دوم حضرت موسی به خداوند میفرماید: کرم را به چه دلیل آفریدی؟ خداوند میفرماید: کرم هم نیز همین سوال را پرسید که موسی را برای چه آفریدی؟ ما فقط ضرر میزنیم، کرم بیشتر از ما خدمت میکند. کرونا نتیجه خیانت ما در حق طبیعت است. آنقدر که گازهای گلخانهای افزایش یافته و بلا بر سر طبیعت آوردیم، اما به قول جناب امین ویروس حاصل عملکرد انسان روی زمین است و تا زمانی که یک سری اصلاحات انجام نشود این ویروس از بین نمیرود و همچنین ایشان فرمودند: کرونا زمانی از بین میرود که سیستم طبیعی زمین به حالت خود برگردد. ما کاملا این سیستم را از روال خارج کردیم، برای مثال: کشور چین آبشار مصنوعی ساخته است که ۳۲/۷هزار کیلومتر آب به سمت بالا میرود برای ساخت این آبشار زمین را از مدار خودش نیم درجه تغییر داده و اختلال بوجود آورده است که موجب عدم بارش برف و باران و گرم شدن کره زمین شده است. ما در حق طبیعت ظلم میکنیم بعد انتظار از بین رفتن ویروس کرونا را داریم. دوران قرنطینه سال ۹۸ دلفینها به آب های کم عمق برگشته بودند و حیوانات به شهرها آمدند و در خیابان ها با خیال آسوده پرسه میزدند و مکان هایی که حفاظت شده بود حیوانات در شهر ها آمده بودند موقعی که زمین و طبیعت به آن حالت نزدیک شود ویروس کرونا از بین میرود، این ویروس را خود زمین تولید کرده است و حاصل عملکرد انسانها است زیرا ما همه جوره زمین را میکوبیم و آن را از بین میبریم، آنقدر ما زمین را از بین بردیم و فرمانروایی کردهایم حالا کمی در خانه بنشینیم تا حیوانات فرمانروایی کنند. جناب مهندس همیشه میگویند: اگر حیوانات فرمانروایی میکردند بسیار بهتر از انسان بود. ما انسان ها در حق خودمان نیز ظلم میکنیم در ظاهر با انسانها خوب هستیم اما در باطن خوبی آنها را نمیخواهیم و از موفقیت آنها خشنود نیستیم و در ذهن خودمان قیاس و قضاوت میکنیم این موضوع بسیار مهم است که بدانیم ما در هستی فقط داریم خیانت میکنیم و هیچی نیستیم. ما اغلب اوقات خود را هم سطح قدرت مطلق میدانیم. باید همه انسان ها را دوست داشته باشیم با تمام مزایا و معایبشان و آنها را همان طوری که هستند بپذیریم هر کدامشان برای من خیری دارند اگر من حمکت آن را نمیدانم دلیل بر بد بودن آن نیست. علم من کم است من جاهل و نادان هستم. خانواده نعمتی در زندگی ما هستند. به قول جناب مهندس در سی دی حلقهی مفقوده؛ مهم این است که من چطور نگاه میکنم؟ من به چه ضدارزشی نگاه میکنم؟ آیا از دید ضدارزشی های خود به آنها نگاه میکنم ؟ یا از دید خوبیهای آنها نگاه میکنم؟ باید به حس خود رجوع کنم، من میدانم که دیگران هم مانند من سرشار از خوبی و بدی هستند اما آیا انقدر حس من بد است که من فقط بدی میگیرم؟ آیا انقدر حس من خوب است که خوبی و مزایایشان را ببینم؟ همه ما در کنگره ماسک خیلی خوب بودن میزنیم مهم این است که من جسارت داشته باشم و بتوانم مقابله کنم با نیروی بازدارنده و ایرادی را که دارم بیان کنم. انسان نباید نقاب بزند همچنین باید صادق باشد اگر مورد و مشکلی دارد بیان کند، من محبت میکنم اما از جنس محبت و عشق واقعی نیست معامله گرانه و حسابگرانه است؛ دو قدم محبت و خوبی میکنم انتظار ده قدم محبت و خوبی دارم، و هیچکس به جز جناب مهندس نتوانسته به دروازه محبت برسد درک و فهم وادی چهارده بسیار سخت است. زمانی به این درک و فهم میرسیم که صبح تا شب مانند عطار نیشابوری هر کاری میکنم شکر خدا رو بگویم حتی همچون حضرت ایوب بدترین بلاها در زندگی من نازل شود، بدترین آدم ها در زندگی من باشند و من بگویم خدایا شکر، حضرت ایوب بدنشان جذام گرفت، کرم ها در سلولهای بدنشان حرکت میکردند هر کدام که از بدنشان میافتاد آنها را برمیداشت و روی بدن خود قرار میداد و می فرمود: ای بنده خدا، خداوند رزق و روزی تو را در جسم من قرار داده؛ کدام یک از ما به این درجه رسیدیم؟ پشه آمده سریع حشره کش به دست میشویم، یک مارمولک میبینیم نمیدانیم چکار کنیم! در حالی که همان مارمولک تمام حشرات خانه ما را میخورد، ضرری هم ندارد مارمولک های ایران سمی نیستند. ما چون حکمت خلقت موجودات را نمیدانیم آنها را بد میدانیم، شما علم یاد بگیر، آموزش بگیر تا متوجه مزایای آن شوید، باید با عشق به موجوداتی که خلق شده نگاه کنیم. همه موجودات حس دارند از مورچه تا حیوانات بزرگ همه دارای حس هستند و متوجه حرف های شما میشوند حرف هم نزنید میفهمند؛ سگ به چه دلیل حمله میکند؟ زیرا حس ترس ما را میگیرد و حیوانات در صور آشکار هستند و غریزی کاری را انجام میدهند و آنقدر صور آشکار خودشان را قوی کردند که صور پنهان ما را نیز متوجه میشوند. حس ترس شما را میبیند و زودتر واکنش نشان میدهد که شما به او حمله نکنید. حیوانات حس ما را میگیرند اما خودمان نمیتوانیم حس یکدیگر را بگیریم و فقط بدی همدیگر را میبینیم، آنها جلوتر و بهتر از ما هستند ما تصور میکنیم که بسیار شخیص و محترم و خوب هستیم در صورتیکه در این جهان چیزی نیستیم. حیوانات بسیار بهتر از ما راه های تزکیه و پالایش را با حس غریزی خود جلو میروند.
سال جدید را پیشاپیش تبریک میگویم،انشالله که همسفر باشیم و وارد مقام همسفر بودن شویم.
جلسه با دعای دوستان به پایان رسید.
تایپ: همسفر فاطمه کوچکیان، فاطمه کریمیان، نسرین
ویرایش: همسفر آرزو