یا طبیب من لا طبیب له...

 

ای طبیب آنکس که طبیبی ندارد...

 

 

 

سلام بر مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود و با محبت نسخه می‌پیچد و دیگران که در دارالفنون حیاط آموزش‌دیده‌اند  از برخورد و نسخه‌پیچی برای مسافران عاجزاند.
ما فکر می‌کنیم که همه چیز را می‌دانیم ولی پاسخ موجه و با مفهومی نداریم . مثلاً راجع به نفس صحبت جامعی نداریم و به نظرم تعریف خودمان از نفس کامل‌ترین است که ( نفس چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن )
حالا وقتی میگوییم قلب منظور چیست‌؟ 
مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود منظور قلبی که خون را پمپاژ می‌کند قطعا نیست چون اصلاً درد نمی‌گیرد یعنی اگر در  پمپاژ  خون هم مشکلی پیش آید قسمت‌های دیگر بدن به درد می‌آید ولی اگر گوش و دندان و .... درد بگیرد خود آن‌ها درد می‌کنند، بنابراین خود قلب اصلاً درد نمی گیرد. شاید هم گاهی خبری به ما بدهند در قسمت سینه مان دردی ایجاد شود و بگوییم قلبمان است.
اما به عقیده من قلب مرکز احساس و حس مشترک است . 
ما در قران مجید سه پارامتر داریم : 
۱- سمع به معنای گوش 
۲- بصر به معنای چشم 
۳- قلوب (فواد) که حس می‌شود 
و در کنگره ما آن‌ها را صوت و نور و حس  بیان نمودیم که بر گرفته از هیچ کتابی نیست. سمع  همان صوت و ابصار همان نور و قلب حس می‌شود. زمانی‌که می‌گوییم  از قلب‌ها وارد می‌شود یعنی وارد احساس دیگران می‌شود، که آن مرکز ۵ حس است که محل تلاقی آن‌ها حس مشترگ می‌باشد. بنابراین اگر کسی بخواهد وارد قلب‌های دیگران شود باید ویژگی ‌های خاصی داشته باشد پیامبر  در بدترین شرایط با نوه‌های خود بازی می‌کردند. پس اگر بخواهیم روی انسان‌ها تاثیر مثبتی بگذاریم باید فهمیده باشیم . چه چیزی را بفهمیم؟ قوانین زندگی را که همان قوانین الهی هستند و در تمام حیاط و پیامبران این قوانین یکی است و نقاط مشترکی در تمام قوانین وجود دارد. قوانین زندگی قانون عمل و عکس العمل است و اگر ما بفهمیم که هر کاری که می‌کنیم به خودمان برمی گردد مانند فریادی که در کوه میزنیم بازتابش به ما می‌رسد تمام مشکلات حل می‌شود.
 اساس کارما محبت است و تا زمانی که محبت سرلوحه باشد می‌توانیم به قلوب دیگران وارد شویم مثل یک راهنما در کنگره که کارش نسخه‌پیچی برای رهجو است. او را از ظلمت به طرف نور هدایت می‌کند و باید بامحبت باشد . 
آقایان و خانم‌ها و راهنما و مرزبان  چیزی که در درمان اعتیاد جواب نمی‌دهد زور است. آن‌هایی که ۱۰۰ برابر شما قدرتمند بودند و با نوک خودکار خود می‌توانستند ۱۰۰نفر را اعدام کنند کاری از  پیش نبردند! معتادان را به جزیره بردند و با بدترین شرایط رها کردند، اما نتیجه‌ای نگرفتند . 
به نظر من انسان وقتی تفکرش جواب نمی‌دهد خوی وحشیگری او بیرون می‌آید، وقتی حرف شما را گوش نمی‌کنند صدای شما بلند می‌شود و وقتی دو نفر نتوانند درست باهم حرف بزنند آن روی بدشان نمایان می‌گردد،  اگر راهنمایی هم نتواند رهجویش را به رهایی برساند همین طور می‌شود و ما اگر در کنگره برای رهایی رهجوها از زور استفاده کنیم هیچ جوابی نمی‌گیریم و انسان‌ها لجبازتر می‌شوند .  
کسی که می‌خواهد برای انسان‌ها نسخه‌پیچی کند باید خیلی چیزها را بلد باشد و قوانین فیزیولوژی را بداند . 
ما باید بتوانیم افکار و نگرش آن‌ها را تغییر دهیم و جسم و روان و جهان‌بینی را تغییر دهیم .
و هر کاری که می‌کنیم جنبه آموزش داشته باشد، هیچ‌چیز نباید جنبه تنبیه داشته باشد و اگر تنبیهی صورت می‌گیرد بایدآموزش در آن  باشد. هر کاری حد و حدود دارد که حد و حدود کار ما قوانین هستند، باید بگویم که همه کسانی که مواد مصرف می‌کنند از روی خوش‌گذرانی این کار را انجام نمی‌دهند .

 

 

به قلم همسفر فاطمه کوچکیان🌱

 

 

 

 

 

 

آقای مهندس دراین سی‌دی فرمودند: به عقیده من قلب، مرکز احساس و حس مشترک است. اگر کسی می‌خواهد وارد قلب‌های دیگران شود، باید یکسری خصوصیات داشته باشد و به سادگی یعنی با پول یا خوشگلی وارد قلب دیگران نمی‌توان شد. بزرگترین حُسنی که رسول خدا داشت ورود به قلب‌ها بود. ما بهتر از خلق‌و‌خوی محمدی نداشتیم و اگر  او خلق وخوی خوب را نداشت  نمی‌توانست با اعراب بدوی کنار بیاید. بنابراین اگر بخواهیم روی انسان‌ها تاثیر مثبتی بگذاریم، باید فهمیده باشیم، چه چیزی را باید بفهمیم؟ قوانین زندگی را که همان قوانین الهی هستند و در تمام پیامبران مشترک است و در قوانین زندگی عمل وعکس‌العمل است و اگر ما بدانیم  که نتایج اعمال بد ما به  خودمان برمی‌گردد انجام نمی‌دهیم.اساس کار ما  محبت است و تا زمانی که محبت کنیم می‌توانیم به قلب دیگران وارد شویم مثل، یک راهنما که در کنگره کار او نسخه پیچی است که شاگرد را از ظلمت به نور هدایت می‌کند. در نسخه پیچی دیدگاه و جهان‌بینی خیلی مهم است. یک فرد مصرف کننده از یک دوربین نگاه می‌کند وآنچه برای مصرف مواد درست باشد آن را می‌بیند و بقیه را کار ندارد ولی ما باید این نگرش را با جهان‌بینی تغییر دهیم و هر روز اطلاعاتمان را بیشتر کنیم.

 

 

 

به قلم همسفر نسرین 🌱

 

 

 

 

 

تمامی رنج بشر به خاطر ندانستن و آگاهی نداشتن از بسیار مسائل است حال آن که خود گمان می‌کند همه چیز را می‌داند آن چیزی که به انسان کمک می‌کند در  ابتدا شناخت خود است. کسی که خود را بشناسد می‌تواند به شناخت اکثر مسائل برسد. اگر انسان طبق قوانین الهی که خداوند برای او در نظر گرفته است حرکت کند به سلامتی به مقصد خواهد رسید اما اگر راه خود را برود و بگوید من بهتر می‌دانم سر از ناکجا آباد در خواهد آورد، البته که انسان موجودی است که قدرت اختیار به او هدیه داده شده اما کسانی که خواهان رسیدن به آسایش و آرامش هستند آن را جز در مسیر صراط مستقیم نمی‌یابند. کار راهنما نسخه پیچی و کار رهجو عمل به نسخه است مانند طبیب و بیمار که اگر بیمار طبق نسخه و داروی تجویز شده عمل کند بهبود و سلامتی خود را خواهد یافت. در کنگره نیز راهنما با محبت نسخه می‌‌پیچد زیرا محبت در انسان‌ها تأثیری ژرف دارد، از ابزار زور و قدرت استفاده نمی‌کند زیرا دیگرانی که چنین کردند  به ترکستان قدم نهادند. شاید شنیده باشید که افرادی که خشمگین می‌شوند و نتیجه‌ی خشم آن‌ها، کاری خطر آفرین می‌شود  در لفظ می‌گویند:  یک لحظه خون به مغزم نرسید! و حتی خودشان متعجب هستند از این رفتاری که نشان می‌دهند، دلیل آن مشخص است زمانی که انسان تفکر صحیح نداشته باشد و باید هر چه زودتر و طبق میل و خواسته او کاری انجام شود،خوی وحشی‌گری او پدیدار می‌شود و انسانی که چنین باشد در آخر خود زیان می‌کند، بنابراین انسان بدون تفکر همانند چهارپایان است « اولئک کالانعام بل هم اضل» و نشانه انسان بودن همان قوه‌ی تعقل و تفکر و اختیار او می‌باشد. انسان برای فرار  از دست مشکلات و مصائب خود گرفتار بیراهه اعتیاد می‌شود و تنها راه خلاصی از آن تغییر افکار و نگرش و نگرش او می‌باشد رهایی از دست مواد آسان است اما اگر نگرش فرد تغییر نکند باز هم در همان چاه خواهد افتاد بنابراین چیزی که به عنوان معجون و مکمل درمان اعتیاد عمل می‌کند وجود جهان‌بینی است. اعضای کنگره با عمل به نسخه طبیب حاذق خود و استفاده از داروی جهان‌بینی  توانسته‌اند بر مشکلات ریزو درشت  خود فائق آیند و به آرامش دست یابند.

 

 

 

به قلم همسفر آرزو 🌱