همسفر ناهید:

هر وقت اسم این سی دی به گوشم می‌رسد فوری جمله‌ی سلام و درود بر مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود و با محبت نسخه می‌پیچد به ذهنم می‌رسد، قلب مرکز احساس بین انسان‌ها می‌‌باشد و اگر شخصی می‌خواهد روی سایر افراد تاثیر بگذارد باید با محبت وارد شود مثل یک راهنما که برای درمان رهجوی خود باید وارد قلب رهجو بشود و برای آن با محبت نسخه بپیچد، هر کاری باید با  تفکر و تعقل درست و به اندازه صورت بگیرد.
انسان‌ها باید بدانند در هستی قانون عمل و عکس‌العمل وجود دارد و هر آنچه انجام می‌دهد به آن برمی‌گردد.
شناخت انسان خیلی مهم است و همه‌ی مسائل و مشکلات انسان‌ها بابت عدم شناخت انسان می‌باشد، مبدا هر کاری که در راستای صراط مستقیم و ارزش‌هاباشد به خداوند بر می‌گردد و مشعل آن روشن می‌ماند. 
 باز هم می‌گوید تمامی زحمات بزرگان که در پرورش روح انسان کارشان ناتمام مانده بود و شما با بدترین افراد از نظر جامعه شروع کردید و این برای من خیلی جای تامل داشت که این مرد بزرگ راهی که تمامی بزرگان در آن تلاش کردند و به اتمام نرساندند را می‌خواهد با بدترین افراد از نظر جامعه به اتمام برساند و به نظر من کنگره ۶۰ همین مکان مقدسی است که مشعل آن مبدا الهی دارد و روشن می‌ماند تا این فرمان الهی به انجام برسد و من خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم که این لطف و عنایت را به من داشت تا زیر این مشعل الهی بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم.

 

 

 

 

همسفر زهره منتظری:

در نسخه‌پیچی دیدگاه و جهان‌بینی خیلی مهم است و باید نگرش استاد این باشد که خود جزئی از سیستم کنگره است و بگوید همه برای یک نفر و یک نفر برای همه و خودش را جدا نداند، این کار مهم را باید راهنما انجام دهد یعنی تغییر نگرش رهجو و اگر راهنمایی نگرشش غلط باشد، شاگردش هم غلط یاد می‌گیرد و شاید رهجویانی که نتیجه نمی‌گرفتند در گذشته مشکل راهنمایشان بوده است.
کسی که می‌خواهد برای انسان‌ها نسخه‌پیچی کند باید خیلی چیزها را بلد باشد و قوانین فیزیولوژی را بداند، در قوانین زندگی قانون عمل و عکس العمل است و اگر ما بفهمیم که هر کاری که می‌کنیم به خودمان برمی گردد مانند فریادی که در کوه میزنیم بازتابش به ما میرسد.

تمام مشکلات حل می‌شود، پس محبت اساس کار ما است و تا زمانی که محبت سرلوحه باشد می‌توانیم به قلوب دیگران وارد شویم مثل یک راهنما در کنگره که کارش نسخه‌پیچی برای رهجو است ، که او را از ظلمت به طرف نور هدایت می‌کند و باید بامحبت باشد .

 

 

 

همسفر نسیبه:

 *این مکان مجهز به دوربین مداربسته می‌باشد*

چقدر این جمله تکراری می‌توانست من را در عمق وجود خود ببرد اما ساده از کنار آن عبور می‌کردم،  حتمابرای جلوگیری از سرقت این را در هر فروشگاهی می‌زنند که من نیز باید چنین جمله ای را  بالای  سرم  به صورت تابلو می‌گذاشتم تا دیگران از دوربین های مداربسته من نیز مطلع شوند دوربینی که برای سرقت کردن رفتارهای دیگران بسته بودم و آنقدر مجهز و پیشرفته بود با ذره ای اشتباه که مشاهده می نمود قادر به ضبط و ثبت بود و جالب تر از آن پس از ضبط قادر به نسخه پیچی برای آن‌ها و قادر به پخش نیز بود جایی وقتی فکر می کردم که مسئولیت خویش را به بهترین نحو انجام می دهم و‌ دوربین هایم بسیار عالی عمل می کردند سیم های دوربین مداربسته‌ام را بریدند و چشم الکترونیکی آن را شکستند چند روزی به دنبال مقصر می‌گشتم که چه کسی  جسارت کرده تا سیم ها را ببرد و چشم ها را بشکند؟ در این زمان که دوربین ها متوقف بودند دوربین وجودی خودم بر اعمال خویش بکار افتاد که به نظر خودت بهتر نیست همه آنها را بر روی اعمال و رفتار خویش متمرکز کنی آیا خودت چقدر می توانی دروغ نگویی، غیبت نکنی، انتقاد نکنی سرزنش نکنی و خلاصه تمام نقاط منفی که در دیگران می دیدم در خود مشاهده می‌نمودم.....
تصمیم گرفتم دوربین هایم را روی خود متمرکز کنم هرزگاهی‌ دوربین‌ها فعال می‌شدند اما چیزی در درون من به‌ من تلنگر می‌زد که حواست باشد دوربین هایت را روی خود بینداز و دست از دیگران بردارم.