عملکرد لژیون پانزدهم مورخ 1399/11/16
به نام قدرت مطلق الله
استاد:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
ان شاءالله که حالتان خوب و خوش و سلامت در کنار خانواده های محترم تان باشید. خدا را شکر می کنم و بسیار خوشحالم که یکبار دیگر در لژیون مجازی در کنار یکدیگر قرار گرفتیم تا از هم آموزش بگیریم.
سلام به بچه های کوچکی که در لژیون، مادران شان را همراهی می کنند.
عزیزان لطف کنید مشارکت خود را در گروه بفرستید.
مشارکت اعضای لژیون در رابطه با سی دی زرنگی:
همسفر اعظم: سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر
ممنون از خانم فاطمه بابت وقت مشارکت. در این قسمت از سی دی آقای مهندس می فرمایند اگر ما به زندگی حیوانات نگاه کنیم، می بینیم که آنها در عرض یک سال کامل می شوند ولی دوره بلوغ انسان بسیار بیشتر است و حداقل آن ۱۸ سال است تا از نظر رشد فکری کامل شود. دو سال طول می کشد یک بچه بتواند راه برود، یک سال طول می کشد دندان در بیاورد. در این فاصله زمانی که هنوز بچه انسان روی چهار دست و پا راه می رود و هنوز دندان در نیاورده است یک عصر کامل شده است. به چه دلیل می گویند که دوره خردسالی در این حد طولانی است؟ چون انسان باید مطالب بسیاری را یاد بگیرد و قادر نیست به سرعت یاد بگیرد، مثلا روی دو پا راه رفتن خودش یک معجزه بسیار بزرگی است. ما در فیلم ها تماشا می کنیم که یک گوساله بعد از به دنیا آمدن بلافاصله روی دو پای خودش می ایستد ولی بچه آدمیزاد فرق می کند تا یک سالگی هیچ چیز حتی تفکرش در اختیارش نیست و ممکن است از یک پله بیفتد و این را تشخیص نمی دهد، بنابراین یک مرحله از زندگی ما دوره کودکی است که در حال آموزش و یادگیری هستیم، پس زمانی از عمر ما صرف یاد گیری و آموزش می شود. مرحله بعد دوره نوجوانی و جوانی است که این مرحله، دوره غلبه کردن بر غرایز است که تفکر خاص خودش را دارد. این دوره هم با غرور جوانی سپری می شود و فرد باید در این مرحله برای زندگی خودش برنامه ریزی کند. بعد از گذشت مرحله جوانی وارد دوره میانسالی می شویم که دوره مفید زندگی است. در واقع سازندگی، زندگی در دوره جوانی شروع می شود تا اینکه می رسد به دوره میانسالی که آنجا باید یکسری آموزش های خاصی را فرا بگیریم و از آن آموزش ها استفاده کنیم، سیاست های زندگی را برنامه ریزی کنیم و برداشت های آن را مورد استفاده قرار دهیم. در این دوره، دوره کاشت است که با پالایش کردن، زمین را آماده کاشت می کنیم. زمانی دوره کاشت است و زمانی دوره برداشت است و ما در این دوره برداشت باید به این فکر باشیم که مقداری از برداشت مان را برای سال آینده کنار بگذاریم. از آن جایی که آدم تشکیل خانواده می دهد و آموزش های لازم را هم دیده است، امکانات همه در اختیارش است پس باید برای بُعد بعدی اندوخته های آگاهی را فراهم کند. وقتی که توشه خود را فراهم کرد به بُعد یا جهان دیگری می رود. این اندوخته ها چیزی نیست که درون گونی بریزیم و همراه خودمان به بُعد دیگر ببریم بلکه این اندوخته فکری و ذهنی ما است.
همسفر زهره: سلام دوستان زهره هستم یک همسفر:
عرض سلام خدمت خانم فاطمه و همه دوستان، آقای مهندس می فرمایند بُعد زمانی در جهان هستی یک معنایی دارد و در جهان دیگر یا بُعد دیگر یک معنای دیگری می دهد و در کتاب آسمانی هم آمده که زمان یعنی آنچه که شما می شمارید . در واقع آقای مهندس می فرمایند منظور این است که وقتی از جهان نیستی به جهان دیگری می رویم یعنی آن بعد از زمان که هستی است ما آموزش های زیادی را فرا می گیریم و کلا برای یاد گیری و آموزش به این جهان آمده ایم . اگر بخواهم زمان را به سه دسته تقسیم بکنم، اول مرحله کودکی ، دوم مرحله جوانی و سوم مرحله میانسالی. مرحله کودکی و خردسالی بسیار طولانی است و تا ۱۸ سالگی طول می کشد تا انسان خیلی چیزها را یاد بگیرد . اگر بخواهیم انسان را با حیوانات مقایسه کنیم ، می بینیم که کاملا با همدیگر متفاوت هستند . حیوان ممکن است در یک سال تکامل پیدا کند و حتی زایمان هم بکند ولی انسان به این شکل نیست و ممکن است در یک سال بچه شاید دندان در بیاورد و تاتی تاتی کردن را یاد بگیرد که توضیح کلی در مورد سی دی زرنگی داشتم ؛خیلی از چیزها که در جامعه ی امروزی مد است غیر متعارف است و چیزهایی که صحیح و درست است معنایش تغییرکرده است ، مثلا به طرف می گویند تو خیلی کوته فکری . به نظر من زرنگی در جامعه این طوری معنی پیدا کرده است که جیب کسی را خالی کنید در عوض جیب خودت پُر شود ، اما اگر بخواهیم معنا و اصول درست زرنگی را بررسی کنیم ، می بینینم انسان وار زندگی کردن و به دیگران کمک کردن زرنگی است و جایی خدا آنقدر محکم دستت را میگیرد که خودت متوجه نمی شوی . در اینجا به یکی از معانی دین داری می رسیم که دین داری به این نیست که جای مُهر روی پیشانیت باشد بلکه یکی از ویژگی های دین داری کمک کردن به دیگران بدون هیچ انتظاری از کسی و در واقع کمک بلا عوض است .
همسفر فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:
امیدوارم که حال همگی خوب باشد و روز زن را به همگی تبریک می گویم. در این قسمت از سی دی آقای مهندس فرمودند اگر بخواهیم چیزی را بکاریم باید بذر آن را داشته باشیم . مثلا بعضی از محصولات کشاورزی را برای سال های آینده نگه داشت . وقتی انسان از دوره ی میانسالی گذشت باید تشکیل خانواده بدهد ، آموزش لازم و امکانات در اختیارش است و الان باید اندوخته و توشه ای را فراهم کند آن موقع می تواند به جهان و بُعد دیگری برود. اندوخته چیزی نیست که بتوانیم در کیسه بریزیم و با خودمان به آن جهان ببریم ، بلکه آن آموخته ، فکر ذهنی است.
در حیات زمینی باید اطلاع و آگاهی داشته باشند . برای اشخاص خیلی نادر ممکن است این اتفاقات بیافتد که آن هم برای ۵۰ سال به بالا این اتفاقات می افتد . یکسری از بزرگان می گفتند که مکتب کمونیسم است و دین افیون جامعه است و بی دینی افیونی است . ما باید دروغ نگوییم ، گران فروشی نکنیم ، دزدی نکنیم ؛ مثلا موقعی که سیل یا زلزله اتفاق افتاده ، مردم نیاز به پتو دارند و در آن موقع مغازه دار پتویی که ۲۰ هزار تومان قیمت دارد را پنجاه هزار تومان به مردم می فروشد و بعد هم عمل خودش را توجیه می کند و می گوید من که سود نمی کنم ، من که گران فروشی نمی کنم.
همسفر نرگس: سلام دوستان نرگس هستم یک همسفر
عرض خدا قوت خدمت خانم فاطمه و همه دوستان
در این قسمت از سی دی آقای مهندس فرمودند : وقتی در جایی زلزله رخ می دهد وسایل مثل پتو مواد غذایی کانکس و وسایل گرمایشی مورد نیاز است و در این مواقع بعضی ها قیمت وسایل مورد نیاز را چند برابر می کنند که این کار نشانه ی بی دینی است و افیون جامعه است . این کارها نه تقصیر دولت است ، نه تقصیر خدا ، نه تقصیر قرآن است و تقصیر هیچ کسی نیست بلکه تقصیر بی دینی و جهل و نادانی خودشان است . برای همین آقای مهندس می فرمایند ما در اول جلسات می گوییم ما را از دست نیرومند ترین دشمن خودمان که حال و نا آگاهی خودمان است نجات بده. بعضی از افراد می گویند ما ایمان آوردیم ولی آنها اسلام آوردند و یک شهادتین هم می گویند که یعنی ما مسلمان هستیم ، ولی اسلام آوردن با ایمان آوردن خیلی تفاوت دارد. پرهیزکارترین افراد نزدیکترین افراد به خداوند هستند .کسانی که افرادی را استخدام میکنند تا دفاتر حسابرسی شان را طوری بنویسند که مالیات پرداخت نکنند ،اینها همان افراد بی دین هستند ، در صورتی که نمی دانند این مالیات صرف حقوق نیروی انتظامی می شود و آنها از خانواده ی شما محافظت می کنند . هیچ ابزاری نمی تواند در جامعه جلوی این کارها را بگیرد و تنها ابزار که از کار این افراد جلوگیری می کند وجدان شان است .
همسفر معصومه: سلام دوستان معصومه هستم همسفر
خدا قوت به خانم فاطمه عزیز و بقیه دوستان. در این قسمت سی دی آقای مهندس فرمودند: یک سری افراد هستند که دست به کارهای ضدارزشی و ضد اخلاقی می زنند مثلاً در مواقع بحران کمک های مردمی را برای خود برمی دارند و می فروشند و یا حتی موقع سیل و زلزله اموال مردم را غارت می کنند این ها به خیال خودشان آدم های زرنگی هستند در صورتی که از دید آقای مهندس آدم هایی با این خصوصیات افراد فاسدی هستند که هیچ بویی از انسانیت نبردند، اگر چه در کوتاه مدت به وسیله هایی دست پیدا کنند ولی آن ها را زود از دست می دهند و وضعیت بدی پیدا می کنند. آقای مهندس گفتند: من با این صحبت ها نمی خواهم درس فقه و دین داری بدهم یا این که بخواهم دین خاصی را ترویج دهم من می خواهم بگویم که این ها روش درست زندگی کردن نیست و مسلماً ضرر و آسیب این گونه رفتارها به خودمان می رسد. نکته جالبی که آقای مهندس در این سی دی عنوان کردند این بود که هیچ کس نمی تواند به این گونه افراد کمک کند حتی جامعه، خانواده و دولت نمی توانند برایشان کاری انجام دهند مگر این که وجدان خودشان بیدار باشد و از طریق نیروی درونشان سعی کنند که برگشت کنند و آن کارها را انجام ندهند. خیلی از افراد برای کارهای خلاف خودشان توجیه می آورند مثلاً این که فلان کس اختلاص کرد اگر من هم دزدی کنم به چشم نمی آید یا در جامعه همه دزد هستند من هم یکی از آن ها هستم. تا زمانی که وجدان آن ها بیدار نشود هیچ چیز عوض نمی شود.
همسفر نیلوفر: سلام دوستان نیلوفر هستم همسفر
آقای مهندس در پنج دقیقه هشتم می فرمایند: اگر توجه کنید متوجه می شوید که یک رستوران همیشه خیلی شلوغ است ولی یک رستوران دیگر همیشه خلوت است من خودم همیشه دقت می کردم دو تا میوه فروشی دقیقاً کنار هم بودند یکی شلوغ و مردم صف گرفته بودند و دیگری هیچ کس آن جا نبود، آقای مهندس می گویند آن رستورانی که غذای خوب و با کیفیت و قیمت مناسب می دهد مسلماً شلوغ تر است چون وعده خداوند دروغ نیست، ممکن است اول کار با کلاه برداری و گران فروشی سرشان شلوغ باشد ولی این ها دوره شان کوتاه است و زود بین مردم شناخته می شوند. آقای مهندس می فرمایند پس شما راه صراط مستقیم را بروید ممکن از در کوتاه مدت به ضررتان باشد و در دراز مدت حتماً به نفع شما خواهد شد و همه این ها در اثر آموزش به وجود می آید. همه ما باید آموزش های جهان بینی را فرا بگیریم کسی که آموزش می بیند می تواند عمل کند. کسی که ما از آن آموزش می گیریم باید خودش عمل کرده باشد و بداند که چگونه به ما آموزش بدهد. در بین افراد مصرف کننده ما به نتایج بسیار درخشانی دست پیدا کردیم چون این افراد نسبت به موضاعات بسیاری درک بهتری پیدا کردند. در ادامه می فرمایند: کاری که صحیح و با انصاف باشد در دراز مدت به نفع انسان است و نتیجه اش به خیر ختم می شود و کاری که در آن تقلب، دغل و دروغ باشد در کوتاه مدت نفع دارد و در دراز مدت به زیان انسان ها است. راهی که درست و الهی باشد خودش به جلو پیش می رود و این راه صراط مستقیم است، مثلاً اگر بخواهی غذایی خیرات بدهی یکی برات گاز می آورد، دیگری برنج و خودش پیش می رود همه چیز دست به دست هم می دهند تا تو بتوانی آن خیرات را انجام بدهی، مثلاً در کنگره بچه ها می خواستند آش بپزند خودش پیش می رفت. پس راه درست و الهی خودش پیش می رود و خداوند به آن خیر و برکت می دهد و وقتی این کار را انجام می دهید بهترین بو و عطر را می دهید.
همسفر آرزو: سلام دوستان آرزو هستم همسفر
عرض خدا قوت به خانم فاطمه عزیز و همه دوستان. در این قسمت از سی دی آقای مهندس می فرمایند: ما زمان را مانند درخت در این بعد کاشته ایم و وقتی از این بعد خارج شویم مفهوم دیگری پیدا می کند. این جمله بیان می کند که در بعد های دیگر مفهوم زمان تفاوت دارد و اگر بخواهید این مثال برای شما آشکار و روشن شود مثال سنگ یا اجسام دیگر که ما فکر میکنیم این ها ثابت هستند ولی این گونه نیست اگر درون هر یک از اجسام برویم می بینیم که آن ها در حال حرکت هستند و الکترون ها، اتم ها و ملکول های آن ها دائم در حال حرکت هستند. همین طور که در سی دی های قبل هم یاد گرفتیم هیچ چیز ثابت نیست و همه روی نظم خاصی کار خودشان را انجام می دهند. حالا این که من نمی توانم این را درک کنیم به خاطر این است که خداوند ما انسان ها را به گونه ای آفریده که ما فقط می توانیم با آن حواس و چیزهایی که در اختیار داریم آن ها را به صورت قراردادی می توانیم ببینیم مثلاً همه ما انسان ها می توانیم رنگ بنفش را تشخیص دهیم، از فشرده شدن اجسام، نوری که به آن می خورد و نور به چشم ما انعکاس پیدا می کند ما آن را طبق یک قرداد خاصی برایمان مشخص شده که این رنگ بنفش است، در صورتی که رنگ ها وجود ندارند و در اثر فشرده شدن و نوری که به آن می خورد و به چشم ما بازتاب می شود این گونه دیده می شوند. اتم و ملکول با هم تفاوت دارند مثلاً آهن فقط از اتم آهن تشکیل شده و هیچ چیز دیگر در ترکیب آن نیست. ملکول چیزی است که از ترکیب چند اتم به وجود آمده است مثلاً اتم هیدروژن و اکسیژن با هم ترکیب شدند و آب را به وجود آوردند. تفاوت این بعد با بعد های دیگر همین حرکت درونی سنگ است. این برای من همیشه جالب بود که انیمیشن ها چقدر روی آن ها فکر شده که توانستند به اشیا جان ببخشند و فکر می کردم این ها همه ساخته و پرداخته ذهن آدم های خلاق بوده در صورتی که آقای مهندس می فرمایند: حتی یک سنگ هم در حال گردش و چرخش است.
همسفر الهام: سلام دوستان الهام هستم همسفر
عرض خدا قوت و خسته نباشید به کمک راهنمای محترم خانم فاطمه عزیز و همه دوستان. در رابطه با پنج دقیقه هفتم سی دی زرنگی آقای مهندس ابتدا راجع به همسفر های خانم صحبت میکنند که در حرکت کنگره خیلی زیاد موثر بودند به خصوص همسفران مسافران آقا و همسفر مسافران خانم کمتر حضور دارند و همسفران همراه با مسافران آموزش می بینند و این باعث می شود که در کنار مسافر خانواده هم راه درست را یاد بگیرد و زندگی درستی داشته باشد. در ادامه می فرمایند: انسان فکر نکند که یک سری از کارها زرنگی است. آدم هایی که در زلزله پتو و کانکس را گران می فروشند یا احتکار می کنند این گونه آدم ها به دنبال آرمان های پوسیده خودشان هستند و فقط به فکر خود و خانواده خودشان هستند. این آدم ها همیشه برای کارهایشان توجیه دارند که دیگران هم اختلاص یا دزدی می کنند. آقای مهندس به این دسته از افراد می گویند: تو به دیگران چه کار داری و هر کس را در گور جداگانه می گذارند تو که یک از دیگران بدتر هستی یک پتو دستت هست و گران می فرشی اگر میلیارد ها پول داشته باشی چه کار می کنی. بچه های کنگره همیشه از من این سوای را می پرسند که چه کار کنیم، من به آن ها می گویم که هیچ وقت طمع نکنید و راه درست را بروید، راه درست شاید اولش سخت باشد ولی کم کم خودش پیش می رود و بهترین می شود. مثال آهن فروش را می زنند که از ایشان سوال میپرسند که من آهن را به قیمت هزار تومان می فروشم و مغازه کنار من نهصد می فروشد و همه از آن می خرند اما آن وقتی می خواهد بیست تن آهن بفروشد دویست کیلو از آن کم می گذارد و کسی هم نمی آید آهن ها را وزن کند و بفهمد که کم دارد در نهایت هر دو ما به یک قیمت می فروشیم ولی یکی به راه راست و دیگری به راه کلک. آقای مهندس به ایشان گفتند هیچ کاری با آن نداشته باش و راه درست را برو شاید اولش سخت باشد ولی در نهایت راه درست خودش پیش می رود و آخرش برای تو خوب می شود و باید نتیجه آخر خوب باشد. برکت مادی و معنوی در طول زمان مشخص می شود نه در روزهای اول.
همسفر مریم: سلام دوستان مریم هستم همسفر
خدا قوت می گویم خدمت خانم فاطمه عزیز و بچه ها
آقای مهندس درباره ی مسیر و راه درست صحبت کردند و فرمودند اگر انسانها راه و مسیرشان درست باشد و درصراط مستقیم قرار بگیرند قطعا خیر و برکت به زندگی شان برگشت داده می شود گفتند حس اولین نیرویی هست که قوه ی عقل و ایمان و عشق را به کار می اندازد و حس نیرومند حس و انرژی هست فرمودند که حس نیازمند یک منبعی که پر از انرژی هست خواسته های ما را به همراه دارد بعد در مورد چاکراه ها صحبت کردند گفتند چاکراه ها پیوند روح و جسم هستند و هر کدام یک مرکز خاصی برای خودشان هستند به یک چاکراه اشاره کردند که چاکرای تحتانی که همان قوای جنسی افراد هست این قسمت انرژی بسیار بالا هست و انرژی ناخالصی هست فرمودند اگر افراد بتوانند انرژی را تصفیه کنند و به قسمت بالا که قسمت عقل و تصمیم گیری هست بفرستند و آن انرژی عمل بکند می تواند از آن استفاده ی خاصی بشود وقتی این انرژی بالا برود حس را قوی می کند و زمانی که آن حس قوی شد آن جا فرد می تواند به قسمت های نامکان قدم بگذارد در مورد خود انسان صحبت کردند در مورد اندوخته های ذهنی گفتند هر انسانی مالک اندوخته های ذهنی خودش هست یعنی از روز الست هر فردی آن اندوخته های ذهنیش داخل وجود خودش هست این بستگی به فرد دارد که بداند چه چیزی می خواهد بدهد و چه چیزی میخواهد دریافت کند و چه چیزی در ازای آن خواهد گرفت فرمودند عمر و زمان مانند یک درخت هست و این که افراد می آیند یک سری مراحل را طی می کنند و می خواهند ببینند به چه مرحله ای می رسند مانند یک درخت هست که می آید برگ می دهد بار می دهد بعد میوه می دهد انسان باید ببیند آن اندوخته به کجا ختم می شود و مسیر چه طور هست.
همسفر منصوره: سلام دوستان منصوره هستم همسفر
در سی دی زرنگی آقای مهندس می فرمایند : در چند سی دی اخیر مواردی از قران را بیان کردم .هر کس دوست دارد استفاده کند و هرکس هم دوست ندارد استفاده نکند .دلیل اینکه من اینکار رو کردم به این خاطر بود متوجه شدم اتفاقات بدی در رابطه با قران در حال رخ دادن است . یک فیلسوف خیلی بزرگی می گوید که از ایران رفته است قران از سینه حضرت محمد بیان شده است و اعتقاد ندارد که قران از بعد دیگری است به همین دلیل من در پایان سی دی ها نکاتی از قران را بگویم در قرن ۲۱ قرار داریماز اکثر افراد مضرب را بپرسیم نمی دانند که چی است حتی فیلسوف و کسانی که دکترب الهیات دارند مگر افرادی که رشته مهندسی هستند یا ریاضیات خواندند یا افرادی که الان در دبیرستان مشعول تحصیل هستند .مضرب یعنی قابل ضرب بودن مثلا مضرب عدد ۲ ،اعداد ۶ و ۱۰ مضارب اعداد ۲ هستند .یک سری حروف ، حروف نگهبان و مقطعه هستند که در زبان عربی ۲۸ حرف وجود داردکه ۱۴ تای آن انتخاب شده است . چرا این حروف مقطعه شده اند و یک سری انتخاب شده اند و یک سری انتخاب نشده اند مثلا چرا سین انتخاب شده است ولی شین انتخاب نشده است .به خاطر مضرب ها است که این اتفای افتاده است .
همسفر مرضیه: سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
در سی دی زرنگی آقای مهندس اول در رابطه با زرنگی صحبت کردند و در قسمت پایانی راجع به قرآن و اعجازی که در آن وجود دارد صحبت کردند و فرمودند قرآن یک کار با عظمتی است و کار بشر نیست. یک فیلسوف می گوید اینها سخنان محمد است و در بعد دیگری نیست یا بعضی افراد معتقدند چیز دیگری است انسان می تواند چه بگوید و الان که قرن ۲۱ است خیلی از افراد نمی دانند که مضرب چی هست حتی کسی که فیلسوف با دکتری الهیات دارد نمی داند مضرب چی است مگر کسانی که رشته مهندسی یا ریاضی خواندند و یا در دبیرستان باشند . مضرب یعنی قابل ضرب مثلا مضرب ۲ اعدادی چون ۲ و ۴ و ۶ و ۸ می شود .حروف عربی ۲۸ حرف است که ۱۴ تا آن را حروف مقطعه یا نگهبان می گویند .چرا تعدادی از این حروف اضافه شدنده اند مثلا چرا صاد است ولی ضاد نیست .
همسفر اعظم: سلام دوستان اعظم هستم همسفر
اگر ۶۹۳ که حروف ابجد است رابه اضافه ۲۹ بکنیم میشود ۷۲۲اگر تقسیم بر ریتم قران که عدد ۱۹ است وحروف بسم الله الرحمن الرحیم است میشود ۳۸ پس ۷۲۲ مضربی از بسم الله الرحمن الرحیم است. حروف ابجد رو که یاد گرفتید دلیل انتخابش این است . خداوند می گوید نشانه ای برای شما می آورم . شما از منتظران باشید که در آینده برای شما مشخص می کنیم خب تا اینجایی که مال اعداد است خیلی راحت است می رویم برای شمارش حروف الف ،لام که بعضی از رسم الخط ها با آن فرق می کند که دچار مسئله بشویم .کار دیگری انجام می دهیم شماره اولین سوره را می نویسیم .الف در سوره یک بکار رفته است می شود یک لام در سوره ۲ بکار رفته است و میم در سوره ۴۰ بکار رفته است .صاد در سوره شماره ۹۰بکار رفته است و ر در سوره ۱۰ بکار رفته است و ک در سوره ۲۰ بکار رفته است در سوره یس ی بکار رفته است که به ان کاری نداریم به اولین سوره رسیدیم آن را می نویسم.نان در سوره ۶۸ است باید ابجد این حروف را با هم جمع کنیم یک عدد ابجد است و یک عدد شماره سوره ها در می آید. این دوتا رو با هم جمع می کنیم تا ببینیم مضرب آن چند می شود.
مشارکت راجع به صحبت های چهارشنبه آقای مهندس مورخ 99/11/15:
همسفر نسیبه: سلام دوستان نسیبه هستم همسفر
عرض خدا قوت دارم خدمت خانم فاطمه ی عزیز و هم لژیونی های عزیزم آقای مهندس روز چهارشنبه به این مطلب اشاره کردند که یک نفر گفتند که شما چطوری توانستید با مهندس سر کنید؟ گفتند ما رابطه مان مثل یک مو بود اما کاری را که انجام دادیم این بود که هر موقع آنها می کشیدند من شل می کردم و زمانی که آنها شل می کردند من می کشیدم کار ما هم به این شکل بود در کنگره در پارک طالقانی و سایر شعب هم همین طور بود زمانی که دولت می کشید ما می کشیدیم و زودتر تعطیل می کردیم زمانی که اوضاع آرام می شد ما به همین روال ادامه می دادیم و کار خودمان را انجام می دادیم در این یک سال ما به همین روال پیش رفتیم تا بتوانیم روی پای خودمان بایستیم و ادامه بدهیم یک جای دیگر سخنانشان خیلی دلنشین بود اگر ما بتوانیم به مفهوم دنیا که مزرعه ی آخرت هست پی ببریم و اعتقاد داشته باشیم باعث می شود قضاوت ناحق نکنیم. در حق کسی ظلم نکنیم. کلاه دیگران را برنداریم و به حقوق دیگران تعدی نکنیم. دزدی نکنیم. اختلاس نکنیم. آیا این اعتقاد به جهان دیگری هست؟ خیر قطعا اگر ما اعتقاد داشته باشیم به جهان دیگر هیچ موقع ظلم نمی کنیم و تعدی نمی کنیم از آن چیزهایی که برای ما تعیین شده و چیزی که کنگره دارد در آن کوشش می کند ما باید به فرمان عقل برسیم و آن کن فیکون شود در ذهن ما باشد و با تعقل باید به آن برسیم اگر گفتیم باید چهل تا سی دی را بنویسیم باید بنویسیم ما چند سال پیش گفتیم باید یک آکادمی و دانشگاه تاسیس کنیم چندین سال پیش هدف و خواسته مان این بود تعقل کردیم و به آن رسیدیم کسی که می خواهد خانه بخرد یا به سفر دوم برسد باید در این جهت تلاش کند باید به فرمان عقل برسد و هدف که مشخص شد حرکت کند به آن هدف می رسد و ما به مرحله ی عقل می رسیم همان کن فیکون شود شاید زمان زیادی طول بکشد ولی این شدنی هست.
همسفر آذر: سلام دوستان آذر هستم همسفر
خدا قوت می گویم به خانم فاطمه ی عزیز و همه ی دوستان عزیز آقای مهندس در صحبت هاشان از منابع آزمون صحبت کردند که چه منابعی هس و در مورد سی دی گفتند همه باید سی دی بنویسند حتی خانواده ی خودم و دیده بانها و هر هفته بیاورند که من امضا کنم و بقیه باید خودشان بدانند که چه کار کنند و در مورد پارک طالقانی صحبت کردند که این هفته خیلی شلوغ بود باید بیشتر رعایت کنیم و این که در کنگره ما آشنایی نداریم بعضی ها می خواهند آشنایان خودشان را در جایگاه خاصی قرار بدهند که ما چنین چیزی نداریم و باید خیلی رعایت کنیم و انتخاب بر اساس آگاهی و دانش فرد هست و هر کس با تقوا و پرهیزگارتر هست گفتند بعضی ها می روند پیش راهنماها و می گویند ما آشنای آقای مهندس هستیم گفتند هیچ احدی را به خاطر من به او آوانس ندهید حتی در مورد او سخت گیری بیشتری داشته باشید به خاطر دیر رسیدن جزوه ها به دست بچه ها اگر یک سوالی آمد از جزوه های سالهای قبل جواب بدهند اشکالی ندارد و در مورد راهنما و تعویض راهنما صحبت کردند ما اگر تا حالا این را داشتیم که شال نارنجی داشته یا یک خدمتی داشته امسال نمی تواند مرزبان بشود فقط کسانی می توانند مرزبان بشوند که هیچ شالی نداشته باشند که خدمت به همه برسد در مورد یک خبر خوش گفتند که خانواده ها هست که گروه خانواده ساختمانی که قرار بود احداث بشود آمده هست و می توانند از آن به زودی استفاده کنند.
استاد:
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
باز هم آرزوی صحت و سلامتی برایتان دارم.
گوش دادن به صحبت های چهارشنبه آقای مهندس، حتی از خوردن ناهار روز چهارشنبه برایتان واجب تر است. چون آقای مهندس تمام تصمیماتی که در جلسه دیده بانی گرفته می شود و همین طور قوانینی را که در کنگره می گذارند و تمام مطالبی را که می خواهند اعلام کنند در روز چهارشنبه بیان می کنند.
اگر به صورت زنده و لایو هم نمی بینید یک ساعت بعد فایل صوتی آن می آید و اگر هم نتوانستید فایل صوتی را گوش بدهید، تایپ صحبت های آقای مهندس را به شعبه سلمان فارسی دادند و می توانید مطلب تایپ شده را بخوانید.
از این به بعد تعداد مشارکت بیشتری برای صحبت های آقای مهندس می گذاریم چون خیلی واجب است و نکاتی که روزهای چهارشنبه بیان می کنند خیلی مهم است. افرادی که می خواهند آزمون بدهند حتما صحبت های چهارشنبه آقای مهندس و مشارکت آقای خدامی را مورد امتحان گوش بدهند.
چون پارسال هم قبل از امتحان کمک راهنمایی، آقای مهندس و دیده بان هایی مثل آقای خدامی و آقای ترابخانی نحوه سوالات را بیان کردند و آقای خدامی هم در روز چهارشنبه همین مطلب را بیان کردند و می توانید سفر دومی های عزیز گوش بدهید.
قبل از شروع صحبت هایم جا دارد که روز زن، روز مادر و روز این فرشته های آسمانی را به همه شما تبریک بگویم امیدوارم که یک روز پر از خاطره را گذرانده باشید چه با کادوی مسافر چه بدون کادوی مسافر. فرقی نمی کند. مهم این است که یک زن آنقدر مقام و شخصیتش بالاست که در چنین روزی از آنها سپاسگزاری می شود. مواقعی که در روز زن یا روز مادر و یا روز همسفر هدیه ای دریافت نمی کنید (از جانب مسافرتان یا فرزندتان و...) برای خودتان یک هدیه بخرید. این خیلی به شما انرژی می دهد و بسیار باعث حس و حال خوب می شود و باعث می شود که یاد بگیریم اگر محبتی به دیگران می کنیم یا اگر همسفر مسافری شدیم و یا اگر به عنوان یک زن در خانه تلاش می کنیم محبت و عشق مان بلاعوض باشد و از اینکه هدیه ای دریافت نکردیم یا از ما قدردانی نشده ناراحت نشویم. چون قبلا هم گفتیم شرایط محبت این است که: با تفکر باشد، بلاعوض باشد و به جا و به اندازه باشد. محبت بلاعوض یعنی محبت مادر، محبت همسر، محبت یک خانم در خانواده.
اما در مورد سی دی زرنگی که سی دی بسیار زیبایی بود و در آن آقای مهندس تفاوت زرنگی و ادعای زرنگی کردن را به خوبی بیان کردند.
بسیاری از ما انسان ها مفهوم زرنگی را با حرکت در راه ضد ارزش ها اشتباه می گیریم و تصور می کنیم اگر کسی از هر راهی به درآمد خیلی خوبی دست پیدا کرده و میلیاردر شده است، انسان زرنگی بوده است. در حالی که اصلاً اینطور نیست زرنگی با اینکه از راه ضد ارزش ها به ثروت و یا جایگاه بالایی برسیم تفاوت دارد. زرنگی یعنی از کمترین امکانات بهترین بهره برداری ها را داشته باشیم. بعضی انسان ها تصور می کنند اگه به سمت ضد ارزش ها بروند انسان متمدنی هستند و یا اگر در مسیری حرکت کنند که با فطرت انسان در تضاد است، انسان متفکرتر و متمدن تری هستند. در حالی که انسان اهل تفکر شخصی است مثل گاندی یا مولانا. این ها افرادی بودند که در دین و دیانت به حال خوب و آرامش و تکامل رسیدند و سپس به ابعاد دیگر سفر کردند. ما در سال ۲۰۲۱ هستیم و مفاهیم بسیاری از واژه ها با بودن در مسیر ضد ارزش ها جابجا شده است. مثلاًشخصی چند کتاب می خواند و تصور می کند اگر بی دین باشد متمدن تر است (در سی ژست هم این مسئله مطرح شده است). این نهایت دانایی و نهایت زرنگی ماست که آنقدر در این بُعد از حیاتمان آموزش بگیریم و به سمت ارزشها برویم که این مطالب ملکه ذهن ما شود و باعث بالا رفتن ظرفیتمان گردد. وقتی که ظرفیت مان بالاتر رود، یک قدم به تکامل و رشد نزدیک تر می شویم و با تکامل ما زندگی در بُعدهای بعدی برایمان آسان تر خواهد بود. همان گونه که آقای مهندس در این سی دی و بسیاری از سی دی های دیگر بیان کردند تنها چیزی که ما می توانیم با خود به ابعاد دیگر ببریم معنویات است آن هم معنویاتی که باعث حال خوبمان باشد. اگر ما در صراط خوبی ها و ارزشهای معنوی قدم بر می داریم باید همزمان ظرفیت خود را هم بالا ببریم. در جامعه افرادی هستند که می خواهند از طریق معنویات به حال خوش برسند اما دچار افراطیگری شده اند. یعنی اگر کسی مثل خودشان نباشد او را بد می دانند.
آقای مهندس در سی دی های قبلی فرمودند: بعضی افراد تصور می کنند اگر در مسیر معنویات هستند نباید به مادیات فکر کنند. در حالی که این ها در کنار یکدیگر جواب می دهد. این افراد افراطی فکر میکنند که مسئله، فقط معنویات است و باید در نهایت ساده بودن زندگی کرد. سادگی و سادهزیستی بد نیست اما اگر بیش از حد افراط شود باعث می شود تمام توجه فرد به ساده بودن بیش از حد معطوف شود که باید بدانیم سادگی بیش از حد در زندگی مثل تجملات بیش از حد خوب نیست.
اگر در مسیر ارزش ها به طرف معنویات حرکت کنیم و فرضاً در این مسیر به درجه ۷۰٪ رسیده ایم اما ظرفیتمان به اندازه ۲۰٪ باشد همان معنویات باعث ایجاد تخریب در ما خواهد شد و به شکل افراطی در خواهد آمد و از انسان های دیگر به علت اینکه با من هم تفکر نیستند، متنفر می شویم و به جای اینکه به وادی ۱۴ که اساس آن محبت به همه انسان هاست برسیم، در همان مرحله اول که همان معنویات بیش از ظرفیت است، گیر می کنیم و باعث تنفر دیگران از خود و تنفر خود از دیگران می شویم و وادی ۱۴ فراموش می شود.
پس معنویت باید متناسب با ظرفیت ما بالا برود. مثل فردی که پنج صورت پنهان خود را از طریق کلاسهای مراقبه و مدیتیشن و ریاضت قوی می کند، اما از طرفی ظرفیت آن را ندارد و می گوید می خواهم احضار روح کنم، وقتی یک قدم وارد آن مرحله شد زندگی خود را می بازد و وارد دنیای توهم می شود و حتی زندگی عادی خود را هم از دست می دهد.
پس همه چیز باید بر اساس ظرفیت ما قدم به قدم وجود آید. حتی به وجود آمدن معنویات در زندگی.حتی به وجود آمدن هر جایگاه جدیدی که قرار است در زندگی اتفاق بیفتد باید ذره ذره و قدم به قدم انجام شود. اگر تغییرات بصورت ناگهانی رخ دهد به جز تخریب چیزی در پی ندارد و مسلماً کاری که آغاز شده، محکوم به نابودی است.
آقای مهندس در این سی دی بسیار زیبا فرمودند: بی دینی افیون جامعه شده است. یعنی اگر فرد گمان می کند که اگر از مسیر ارزشها دور شود و به طرف ضد ارزشها برود متمدن و با کلاس است و همه روی او حساب دیگری باز می کنند و این شخص سبک زندگی خود را به صورت سبک غربی انجام می دهد. امروزه ما در پشت این دیدگاه اتفاقات بدی را در جامعه شاهد آن هستیم. یک نمونه از آن ازدواج سفید است. متاسفانه بی دینی روز به روز به واسطه الفاظ و اصطلاحاتی که از غرب وارد می شود رواج پیدا کرده است. اگر به ادیان مختلف نگاه کنیم متوجه می شویم که دینی که برای من آسایش و آرامش را به همراه دارد دینی است که، مرا وادار به تفکر می کند مرا وادار به رسیدن به تعادل در زندگی می کند و مرا از پرداختن به حواشی و دیدن عیوب دیگران به حسابرسی در باره خود می دهد.
در مقابل دینی هم هست که مرا به یک آدم معرکه گیر تبدیل می کند و مرا مشغول دیگران می کند. مرا مشغول حزب و گروه و سیاست می کند که اسم این را دین نمی شود گذاشت این چیزی جز یک شور نیست که مثل موجی می آید و برای مدتی مرا با خود همراه می کند و باعث می شود که در زندگی وقت من تلف بشود و چیزی جز تشنج و استرس به همراه ندارد اما اگر در کتاب آسمانی (قرآن کریم )نگاه کنیم متوجه می شویم که حتی در یک آیه کوچک میلیون ها تفسیر نهفته است و هر تفسیر می تواند زندگی مرا متحول کند و باعث رشد و تکامل من بشود و اگر واقعا نگاه کنیم دین ما کامل ترین دین است. در این بین یکسری اشخاص با الگو گرفتن از غرب سعی می کنند زندگی خود و دیگران را به آن سمت و سو ببرند که این چیزی جز استرس و آشوب به همراه ندارد و کسانی که این کار را انجام می دهند از جهالت و نادانی شان نشات گرفته است.
آقای مهندس فرمودند: هر بلایی بر سر انسان می آید از جهالت و نادانی خودش است. انسانی دانایی دارد که نمی گوید من بلد هستم و من می دانم. انسان دانا ،دانایی را درون خود نگه می دارد و مانند یک بذر از آن محافظت می کند و از یک جایی به بعد آن بذر رشد کرده و خودش را نشان می دهد و همه به آن پی می برند. در واقع انسان دانا هیچگاه دانایی خود را جار نمی زند در صورتی که این شخص جاهل است که همه جا دانایی نداشته اش را به رخ می کشد اگر دیده باشید در بازار فروشنده هوایی که کالای با ارزش و مارک داشته باشند در مغازه و یا فروشگاه خود محترمانه نشسته آمد و معتقد هستند که روزی رسان خدا است و قطعا مشتری مخصوص به خودشان را دارند اما در همین بازار فروشندگانی هستند که با فریاد زدن جنس های بنجل و به درد نخور خود را به حراج می گذارند و با قیمت کمتر به فروش می رسانند و با این کار مشتری جذب می کنند و من خودم شخصاً هر موقع از این اجناس خرید کردم بعداً پشیمان شدم. دقیقا این مثال بر می گردد به انسانهای دانا و نادان که افراد نادان همیشه ادعا می کنند و خودشان را دانا و عقل کل می دانند و همه جا می گویند که ما همه چیز را بلد هستیم اما شخص دانا جنس دانایی خود را که جنس ناب و اصیل وبا تفکر و با تلاش و کوشش و زحمت است را فریاد نمی زند. پس باید مراقب باشیم که نادانی خود را سر هر کوچه و بازار فریاد نزنیم. در فیلم روزی روزگاری یک دیالوگی دارد که به مراد بیک گفته می شود:(این که تو می گویی بلدم بلدم عین نادانی تو است و این یعنی که تو هیچ چیز نمی دانی.) در اکثر فیلم های قدیمی نکات جهانبینی بسیار با ارزشی مطرح می گردد. حرکت در صراط مستقیم باید به صورت منظم و پله پله و مداوم باشد. کسی که وارد کنگره می شود باید طی ۱۰تا ۱۱ماه به سفر خود ادامه دهد تا به سفر دوم برسد و آن موقع از دام اعتیاد رها می شود.این تغییر جایگاه به یک باره صورت نمی گیرد و امکانپذیر نیست اما حرکت در مسیر ضد ارزشها خیلی آنی و زود گذر است و ممکن است که در این راه انسان به انرژی های کاذبی هم دست پیدا کند اما معمولا آخر و عاقبت خوبی به جز بد بختی ونابودی به همراه ندارد.اشخاصی را دیده این که با کلاهبرداری سعی دارند که زندگیشان را تغییر دهند اما پس از مدتی می بینم که چیزی جز بدبختی و آوارگی در بر ندارد.کسی که در صراط مستقیم باشد برای رسیدن به هدف، سختی ها و مشقات زیادی را تحمل می کند ولی بعد از مدتی به یک جایگاه خوب و درآمد خوب و آرامش می رسد. همانطور که یک سفر دومی ۱۱ماه سفر می کند تا به درمان برسند. سفر دومی سی دی می نویسد، امتحان می دهد و حرکت می کند تا به جایگاه کمک راهنمایی برسد و رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند تلاش و پشتکار مخصوص به خودش می باشد.
زمانی که تلاش و پشتکار من به اندازه باشد در نتیجه تغییر جایگاه به اندازه ظرفیت و پتانسیل من اتفاق می افتاد و با هم تناسب دارد. مثال؛ در بعضی موبایل ها یک نرم افزاری هست که حتی اگر حافظه گوشی پر باشد صفحه و تاچ گوشی هنگ نمی کند وبا هم هم خوانی دارد و دقیقا بعضی از گوشی ها این برنامه را ندارد و مرتب هنگ می کند و باید حافظه خالی را خالی کرد ویا ریست کرد. چرا؟ چون حافظه با صفحه گوشی هم خوانی ندارد یعنی تلاش من برای تغییر جایگاه به اندازه نبوده است، یعنی ظرفیت من برای آن جایگاه مناسب نیست یا به اندازه نیست. اگر تغییر جایگاه من به واسطه تلاش و زحمات من پله اندازه ظرف من صورت پذیرد برای من رشد و تکامل به همراه دارد اما اگر این تغییر جایگاه صرفاً با پارتی بازی و سفارش دیگران باشد چون تلاش و کوششی در برنداشته است درنتیجه دوار خدشه می شود و مثل یک حباب می ترکد. افرادی که حتی به جایگاه دیده بانی یا سیتیزنی هم رسیده باشند اما چون از احوال خوبی برخوردار نبودند آن جایگاه را از دست دادند.ما باید مراقب این تغییر ظرفیت باشیم یعنی زمانی که من سی دی می نویسم باید این سی دی را در خودم کار بردی کنم وهم زمان در زندگی آن را اجرا کنم. نکات مهم آن را یادداشت می کنم، در برخورد با دیگران آن را اجرا می کنم و بعد سی دی جدید را می نویسم.
استاد در پایان روز مادر را به همه همسفران عزیز تبریک گفتند و برای همه، رسیدن به حال خوش را آرزو کردند.
جلسه با دعای دوستان به پایان رسید.
تایپ: همسفران؛ (نرگس، هاجر، معصومه، فاطمه، آرزو، منصوره)